
همانطور که ما تراشه ها را غرق می کنیم و با خوشحالی از فنجان های پلاستیکی یکبار مصرف پر از ودکا ، ویسکی یا-باید لوازم مشروبات الکلی وارداتی در بازار سیاه در تهران کم باشد-ماه مهتاب ، مکالمه مهمانی ما گاهی به واقعیت های ناامید کننده طبقه متوسط تبدیل می شود. جمهوری اسلامی. میزبان ما در حالی که در اعماق یخچال و فریزر کنار هم برای هر مکعب باقیمانده یخ حفر می شود ، گفت: "ما جوانان سالخورده هستیم."
در 30 سالگی ، او میانگین سنی مهمانی های مهمانی است. اگر می خواهید بالای سر او به لوسترهای کریستالی درخشان و زیر پاهای او در فرشهای ابریشمی ریز بافته شده نگاه کنید ، ممکن است فرض کنید که او بیش از حد متوسط است ، اما شما فقط نیمی از راست خواهید بود. اگرچه پول زیادی در اینجا در مقابل پنجره های شیشه ای بشقاب وجود دارد که شامل صحنه های پانوراما از کوه های Alborz است ، این آپارتمان والدین وی است. تقریباً بدون استثنا ، میهمانان وی به همین ترتیب به خانه والدین خود باز می گردند.
"پس چرا لانه را ترک نمی کنید؟"من به طور انعطاف پذیر سؤال می کنم. دوست من مکث می کند و به من خیره می شود. من مطمئن نیستم که آیا او از ریختن نوشیدنی من متوقف شده است زیرا احساس می کند من خیلی زیاد بوده ام یا به این دلیل که از او سؤال کرده ام بیش از حد بسیاری از احمقانه ها - شاید هر دو. آنچه من می دانم این است که او ، مانند بسیاری دیگر که در آن حضور دارند ، یک سرپرست عالی است و چندین برابر بیشتر از یک کارگر متوسط دولت است. او مطمئناً می توانست حداقل یک آپارتمان متوسط از خود را اجاره کند ، اگر در قسمت کمتری از شهر ، دقیقاً مانند من باشد. سوال من یادآوری همه است که من در ایران بزرگ نشده ام.
به خانواده ام در اینجا ، من به هیچ وجه بزرگ نشده ام. فقط بعد از ازدواج من ، آنها مرا "مرد" می دانند. آنها و هموطنانشان در نوجوانان خود با ازدواج بزرگ شدند و به سرعت از خانواده دور شدند تا بلافاصله از مرحله بعدی شروع کنند. برای نسل های جوان در اینجا ، اوضاع متفاوت است. ما باید به دانشگاه برویم تا انواع شغلی را که می خواهیم بدست آوریم و می توانیم به کافه ها و مهمانی ها برویم تا دختران یا پسران مورد نظر خود را بدست آوریم ، همه اینها ما را در اواسط بیست و بعد از آن می برد.
البته این برای ایران منحصر به فرد نیست. اکنون ما نیز "نسل بومرنگ" را داریم - بزرگسالان جوان که پس از دانشگاه برای مدت طولانی به زندگی با والدین خود باز می گردند. تفاوت های واضح بین نسل ها به عنوان مباحث گفتگوی طنز در طول هر اجتماع خانوادگی در اینجا خدمت می شود ، و اگرچه بدیهی است که انتظارات و سبک زندگی در جهان تغییر کرده است ، در ایران برخی از عوامل یکسان هستند.
تا همین اواخر من در یک شرکت خصوصی ایرانی کار می کردم ، جایی که من تیمی از ده نفر از افراد دارای تحصیلات و مهارت های بسیار ماهر را اداره کردم ، که بیشتر اواسط بیست سالگی خود را پشت سر می گذارند و بیشتر در خانه با مادر و پدر بودند. معدودی که به اندازه کافی درآمد کسب کردند تا بتوانند به تنهایی زندگی کنند ، تصمیم نگرفتند. با توجه به اینکه اجاره 50 ٪ یا حتی بیشتر از دستمزد آنها خواهد بود ، درک این دلیل آسان است.
طبق استانداردهای ایرانی ، همکاران من نسبتاً خوب پرداخت می شدند ، اما من اغلب با تعجب مشاهده می کنم که به نظر می رسد سبک زندگی آنها از درآمد آنها فراتر رفته است. چند روز پس از توزیع چک های پرداخت یک ماه ، وسایل و لباس های جدید توسط مهمانی های مختلف در اطراف دفتر رژه می روند. من می دانستم که یکی از این مشتری های خوشحال در هر ماه نسبت به هزینه جدید آیفون خود بسیار کمتری کسب می کند. تا آنجا که من می توانم بگویم ، هیچ مناسبت خاصی در تقویم او برای توضیح آن به عنوان هدیه وجود نداشت ، بنابراین من فقط می توانم فرض کنم که او کل دستمزد خود را برای سه ماه برای خرید آن نجات داده است. این به من یادآوری می کند که وقتی اولین جفت مربی نایک را به عنوان یک نوجوان خریداری کردم و اینکه چگونه آنها را با غرور می پوشیدم - غرور و افتخار کردم که تمام پول جیب خود را به مدت سیزده هفته نجات دهم.
بله ، پول جیب ، من فکر کردم. همین بوداین همان چیزی بود که شرکت ما به کارمندان خود پرداخت می کرد. بدون اجاره یا وام ، بدون قبض آب و برق ، خرید مواد غذایی ، بدون مالیات جاده یا بیمه موتور و سرفه برای مالیات شورا - این مطمئناً چگونه توانستم کوسن های نرم و برتر Nike Air Max خود را تجربه کنم. به نظر می رسید که دستمزد آنها دقیقاً همین است: کوسن اضافی از جاده معمولی زندگی.

چرا سخت تر کار می کنیم؟عکس: دیوید یاغووبی
و به نظر می رسد این راحتی توسط همه افراد درگیر لذت می برد. مانند هر شرکتی که من از آن می دانستم ، ما با پرداخت دستمزد غیرقابل تحمل راحت بود. مانند اکثر کارمندانی که من از آنها می دانستم ، ما با وضعیت زندگی خود به اندازه کافی راحت بودند - حداقل به اندازه کافی که تلاش جدی برای تغییر آن انجام ندهید. و تا آنجا که می توانم بگویم ، همه چیز برای دولت بسیار راحت بود. همه چیز با کمک والدین امکان پذیر شد ، اما آیا آنها خودشان خوشحال بودند که حامیان راحتی هستند؟من می گویم بلهمانند Nike Air Max ، شما ممکن است فکر کنید که آنها کسانی هستند که در آن قدم گذاشته اند ، اما من استدلال می کنم که اینگونه سیستم طراحی شده است - یا اگر بدون جهت توسعه یابد ، چگونه همه اکنون از نگه داشتن آن خوشحال هستند.
در سمت من به عنوان مدیر ، دریافتم که وضعیت حقوق و دستمزد اغلب تلاش های ناامید کننده برای ایجاد مشوق هایی برای سود شرکت و کارمندان آن را ناامید می کند. در ایران ، بالا رفتن از نمره پرداخت یا حتی سه مورد برای حل مخمصه مالی شخص کمی کار می کند ، بنابراین صعود از نردبان کار فقط مسئولیت بیشتری را از آنچه به معنای واقعی کلمه ارزش دارد ، دعوت می کند. در حقیقت ، یک زن و شوهر از کارمندان بسیار شخصی من هر سال در طول بررسی سالانه ما به من می گویند. سرانجام فهمیدم که نگرانی های من در مورد نیروی کار که به این ترتیب از نشاط ناشی می شود توسط مدیران در بسیاری از صنایع به اشتراک گذاشته شده است.
بنابراین به این سؤال ناخوشایند برگردید که چرا دوستان من - کسانی که به راحتی می توانند آن را تحمل کنند - مکان های خود را پیدا نمی کنند. برخی از پاسخ های مشترک وجود دارد. مردان مجرد متوجه می شوند که داشتن یک مسطح دشوار است زیرا صاحبخانه می ترسند که به سرعت شبیه یک فاحشه خانه شود - نظری که من یک بار در شوک دریافت کردم چون به دنبال مکان خودم برای اجاره بودم. برای زنان مجرد ، والدین متفکر تر که حتی به آنها اجازه می دهند این امکان را سرگرم کنند ، هشدار می دهند که برای یک خانم تنها نیست. اگر این امر به عنوان یک عامل بازدارنده کافی نباشد ، به آنها توصیه می شود که همسایگان آنها را روسپی در نظر بگیرند.
از طرف آنها ، خویشاوندان من همیشه به من یادآوری می کنند که پرداخت اجاره از خانواده خارج می شود و آن را در جیب غریبه قرار می دهد. آنها مشاوره می کنند: "جای خود را به جای ثروتمندتر شدن شخص دیگری بخرید."بنابراین من به آن نگاه کردم.
در ایران نمی توان وام گرفت ، آنها عملاً وجود ندارند ، و حتی امیدهای من را به یک اتاق خواب در حومه پایتخت محدود می کنند ، بزرگترین وام های بانکی موجود بیش از نیمی از هزینه را پوشش نمی دهد. من از "اتحادیه اعتباری" شنیده ام که وام های نزدیک به ارزش کامل را ارائه می دهد. به نظر می رسید این وام ها تقاضای زیادی داشتند - من یک ساعت در یک صف منتظر ماندم تا اطلاعات بیشتری کسب کنم.
مشاور وام در نهایت به من گفت: "شما باید جزئیات کارفرمای خود و شواهد دستمزد ماهانه خود را ارائه دهید.""به من یادآوری کن ، دقیقاً کجا کار می کنی؟"
وی گفت ، وقتی من روشن كردم كه این یك شركت خصوصی است ، با لحنی پشیمان ، "اوه نه ، ما فقط این وام ها را برای كارگران دولتی تأمین می كنیم."وی افزود که ، حتی اگر واجد شرایط باشد ، من باید شش ماه قبل از صدور وام ، حدود یک پنجم پول را کنار بگذارم. من با تنگه های اقتصادی ایران بسیار آشنا هستم ، من محاسبه کردم که تورم در آن زمان 10 ٪ از ارزش ریال را می خورد ، در حالی که قیمت املاک با یک نرخ مشابه افزایش می یابد و امیدهای متوسط یک خوابه من را کاهش می دهد-اما پس از آن من واجد شرایط نبودممقام اول
اگرچه این ممکن است نگران کننده به نظر برسد ، اما به طور متوسط ایرانی به هیچ وجه نگران کننده نیست. گرفتن مکان بسیار ساده است و روش برای نسل ها تغییر نکرده است: فقط یک همسر پیدا کنید. والدین داماد با فرض رضایت همه طرفین ، خانه را خریداری می کنند و والدین عروس آن را تهیه می کنند.
ناظر گاه به گاه ممکن است ایران را درک کند که به آرامی آزادتر می شود ، همانطور که می توان در کافه هایی که با زوج های جوان در حال غرق شدن هستند ، در مهمانی های خصوصی که ما به طور مستی می رقصیم ، مشاهده کرد ، در حالی که آزار و اذیت از شبه نظامیان بدنام مذهبی و پلیس اخلاق دور می شود. با این حال ، من ملتی را می بینم که والدین یک نگهبان ظریف و در عین حال قدرتمند را حفظ می کنند که ما را در نوجوانی به دام می اندازد و هرچه بزرگتر می شویم و این باعث رفاه ما می شود.< Pan> اگرچه این ممکن است نگران کننده به نظر برسد ، اما به طور متوسط ایرانی به هیچ وجه نگران کننده نیست. گرفتن مکان بسیار ساده است و روش برای نسل ها تغییر نکرده است: فقط یک همسر پیدا کنید. والدین داماد با فرض رضایت همه طرفین ، خانه را خریداری می کنند و والدین عروس آن را تهیه می کنند.
خبرهای فارکس...
ما را در سایت خبرهای فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : شهره لرستانی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : شنبه
7 مرداد
1402 ساعت: 13:45