برنامه ها - چالش فدرال دبیرستان
- چالش فدرال کالج
- توسعه حرفه ای معلمان
- بازدید از کلاس درس
- موزه و مرکز آموزشی
منابع - کتاب های کمیک آموزشی
- برنامه ها و منابع درسی
ما در حال اتصال راه حل های نوظهور با تأمین مالی در سه حوزه - سلامت، ثبات مالی خانوار و آب و هوا- برای بهبود زندگی جوامع محروم هستیم. با خواندن استراتژی ما بیشتر بیاموزید.
مرکز نابرابری اقتصادی و رشد عادلانه مجموعه ای از تحقیقات، تجزیه و تحلیل و گردهمایی هایی است که به درک بهتر نابرابری اقتصادی کمک می کند.

این مجموعه اکونومیست اسپات لایت برای دانش آموزان دبیرستانی و دبیرستانی ایجاد شده است تا حس کنجکاوی و علاقه به اقتصاد را به عنوان یک حوزه تحصیلی و شغلی آینده برانگیزد.
مرکز اصلاحات حاکمیت و فرهنگ برای ترویج بحث در مورد حاکمیت شرکتی و اصلاح فرهنگ و رفتار در صنعت خدمات مالی طراحی شده است.
اقتصاد خیابان آزادی 11 اکتبر 2018 وقتی سرمایه نظارتی در بازار مشخص می شود چه اتفاقی می افتد؟
آندریاس فوستر و جیمز ویکری

حداقل الزامات سرمایه سهام بخش اصلی تنظیم مقررات بانکی است. اما توافق کمی در مورد راه درست برای اندازه گیری سرمایه نظارتی وجود دارد. یکی از مباحث مهم این است که میزان سرمایه های سرمایه باید بر ارزشهای فعلی بازار به جای ارزشهای "تعهدی" دارایی ها و بدهی ها باشد. در یک مقاله تحقیقاتی جدید ، ما اثرات یک تغییر نظارتی اخیر را بررسی می کنیم که سرمایه نظارتی را مستقیماً با ارزش بازار سبد اوراق بهادار برای برخی از بانک ها پیوند می دهد.
حسابداری اوراق بهادار و "فیلتر AOCI"
اوراق بهادار تقریباً یک چهارم دارایی های سیستم بانکی را تشکیل می دهد. این اوراق بهادار در یکی از سه دسته قرار می گیرند: دارایی های "تجارت" ، که به منظور فروش در کوتاه مدت خریداری و نگهداری می شوند. اوراق بهادار بدهی که در نظر گرفته می شوند "برای بلوغ" نگه داشته می شوند. یا دارایی هایی که "برای فروش در دسترس هستند" ، یک دسته متوسط.
از دیدگاه حسابداری ، تغییرات غیر واقعی در ارزش بازار موجود برای فروش (AFS) اوراق بهادار بر درآمد خالص یک بانک تأثیر نمی گذارد. با این حال ، آنها بر سطح سهام در ترازنامه بانک تأثیر می گذارند. این امر به این دلیل است که تفاوت خالص بین بازار و ارزش کتاب برای این اوراق بهادار در یک مورد ترازنامه معروف به "جمع آوری درآمد جامع دیگر" (AOCI) ردیابی می شود.
AOCI می تواند نسبت به حرکات در قیمت دارایی ، به ویژه بازده اوراق قرضه بسیار حساس باشد ، با توجه به اینکه پرتفوی AFS Bank عمدتاً از اوراق بهادار با درآمد ثابت مانند اوراق بهادار با وام مسکن (MBS) ، اوراق خزانه داری و اوراق شهرداری تشکیل شده است. به عنوان مثال ، افزایش نرخ بهره در سه ماهه اول سال 2018 منجر به کاهش 26 میلیارد دلار AOCI برای بانکهای تجاری شد ، معادل تقریبا نیمی از درآمد خالص به دست آمده توسط بانکهای تجاری که در سه ماهه است.
با تأکید بر این نوسانات ، AOCI هنگام اندازه گیری سرمایه نظارتی برای بانک ها از نظر تاریخی شمارش نشده است - درمانی که به عنوان "فیلتر AOCI" شناخته می شود. با این حال ، به عنوان بخشی از اجرای Basel III در ایالات متحده ، فیلتر AOCI برای کلیه بانکهای بزرگ مشمول چارچوب سرمایه "رویکردهای پیشرفته" و همچنین برای هرگونه رویکرد غیر پیشرفته ای که انتخاب کرده اند برای رها کردن این برنامه حذف شده اند ، حذف شده است. فیلتربرای این بانکها ، فیلتر AOCI با گذشت زمان به تدریج حذف شده است. در سال 2014 ، 20 درصد از AOCI به سمت سرمایه نظارتی شمرده شد. این امر در سال 2015 به 40 درصد افزایش یافت و هر سال پس از آن 20 درصد دیگر پس از آن تا مرحله کامل قانون جدید در سال 2018.
پاسخ های بانکی به تنظیم سرمایه مبتنی بر ارزش بازار
اگر بانکها نسبت به نوسانات در سرمایه نظارتی بیزار باشند ، احتمالاً سازمان های بانکی تحت تأثیر اقدامات خود را برای کاهش تأثیر حذف فیلتر AOCI انجام می دهند.
اول ، بانکها ممکن است ریسک موجود در سبد اوراق بهادار خود را کاهش دهند (به عنوان مثال ، با فروش اوراق بهادار پرخطر یا با محافظت از قرار گرفتن در معرض خطر آنها). چنین خطرناک با کاهش ارزش سبد اوراق بهادار خود نسبت به حرکات در منحنی عملکرد و سایر قیمت های دارایی ، به کاهش نوسانات سرمایه نظارتی یک بانک کمک می کند.
دوم ، بانکها ممکن است دارایی ها را برای "سپر" خود از حذف فیلتر AOCI مجدداً طبقه بندی کنند. به طور خاص ، آنها ممکن است اوراق بهادار بیشتری را به عنوان "بلوغ" (HTM) طبقه بندی کنند ، زیرا برخلاف AFS ، سود و زیان غیر واقعی در اوراق بهادار HTM به AOCI یا سهام بانکی منتقل نمی شود. چنین طبقه بندی مجدد باعث کاهش نوسانات سرمایه نظارتی اندازه گیری شده می شود ، حتی اگر خطرات اساسی اوراق بهادار موجود در سبد بانک را کاهش ندهد.
ما اثرات مرتبط با حذف فیلتر AOCI را با مقایسه سازمانهای بزرگ بانکی که مشمول قانون جدید با سایر بانکهای بزرگ هستند ، تخمین می زنیم. نمونه ما شامل چهل و دو شرکت هلدینگ بانکی (BHCS) است که از این تعداد نوزده در معرض حذف فیلتر AOCI قرار دارند.
تجزیه و تحلیل ما در درجه اول مبتنی بر اطلاعات سه ماهه امنیتی است که توسط BHCS در حمایت از تست های استرس نظارتی فدرال رزرو از سال 2011 تا 2017 ارسال شده است. به طور مهم ، این داده ها به ما امکان می دهد تا بررسی کنیم که چگونه خطرات نمونه کارها حتی در یک کلاس امنیتی خاص تکامل یافته است ، مانند خزانه دارییا اوراق بهادار با حمایت از وام مسکن (MBS) ، یا اینکه چگونه اوراق قرضه خاصی برای اهداف حسابداری در بانک های مختلف طبقه بندی می شود. ما این داده های سطح امنیتی را با داده های کل در مورد دارایی های امنیتی از پرونده های نظارتی BHC تکمیل می کنیم.
تأثیر بر ریسک پذیری
بخش عمده ای از اوراق بهادار سرمایه گذاری که توسط بانک ها برگزار می شود ، MBS یا اوراق بهادار خزانه داری ایالات متحده هستند. این اوراق بهادار توسط دولت ایالات متحده (صریح یا ضمنی) تضمین شده است و بنابراین ریسک اعتباری کمی دارند. در عوض ، ریسک اصلی مرتبط با این اوراق بهادار درآمد ثابت "ریسک نرخ بهره" است - این خطر افزایش نرخ بهره بازار باعث کاهش ارزش منصفانه اوراق بهادار می شود. این خطر به طور کلی از نظر "مدت" اندازه گیری می شود - مدت زمان بالا به معنای افزایش حساسیت به تغییرات نرخ بهره و در نتیجه خطر بیشتر است.
ما شواهد روشنی کمی پیدا می کنیم مبنی بر اینکه شرکتهای بانکی مشمول حذف فیلتر AOCI با داشتن اوراق بهادار کمتر خطرناک (مدت زمان کوتاه تر) پاسخ داده اند. به عنوان مثال ، میانگین مدت زمان این MBS و اوراق بهادار خزانه داری نسبت به سایر سازمان های بانکی به طور قابل توجهی سقوط نمی کند ، و قرار گرفتن در معرض کل ریسک (اندازه گیری شده به عنوان مدت زمان قرار گرفتن در معرض ، نسبت به دارایی ها) ، در هر صورت)تمایل به افزایشما همچنین هیچ مدرکی مبنی بر کاهش میانگین بازده کتاب در اوراق بهادار سرمایه گذاری در بین این شرکت های بانکی پیدا نمی کنیم.
ما شواهدی پیدا می کنیم که حذف فیلتر AOCI ممکن است باعث شده است که BHC ها درگیر محافظت اضافی (از طریق مشتقات) خطرات ناشی از اوراق بهادار شوند. با این حال ، پرچین در کل نسبتاً متوسط باقی مانده است.
اثرات بر تغییر خطر
از آغاز سال 2014 ، هنگامی که AOCI برای اولین بار در سرمایه نظارتی گنجانده شد ، شرکت های بانکی تحت تأثیر سهم قابل توجهی از اوراق بهادار به عنوان HTM طبقه بندی کرده اند ، هم از نظر مطلق و هم نسبت به سایر BHC های بزرگ که مشمول حذف AOCI نیستندفیلتربه عبارت دیگر ، بانکها طبقه بندی اوراق بهادار متفاوت را به منظور کاهش نوسانات در سرمایه نظارتی شروع کردند.

آیا این روندها می توانند مصنوعی از تفاوت در انواع اوراق بهادار که توسط انواع مختلف بانک ها نگهداری می شوند ، باشد؟تجزیه و تحلیل ما نشان می دهد که پاسخ نه. انجام تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از داده های سطح امنیتی دانه ای ما ، می فهمیم که تمایل فزاینده ای به طبقه بندی اوراق قرضه به عنوان HTM به عنوان فیلتر AOCI حذف می شود حتی برای یک امنیت خاص (همانطور که توسط "cusip" آن مشخص شده است).
ما تخمین می زنیم که حذف کامل فیلتر AOCI باعث افزایش 15 درصدی احتمال طبقه بندی امنیت به عنوان HTM برای بانک های آسیب دیده می شود. این برآورد مبتنی بر یک مدل آماری است که یک امنیت معین را که توسط BHC های مختلف برگزار می شود ، مقایسه می کند و کنترل روند زمان یا اختلافات ثابت در طبقه بندی در بانک ها را کنترل می کند. نتایج حتی وقتی که تجزیه و تحلیل را به مقایسه طبقه بندی همان اوراق قرضه که توسط بانک های مختلف در همان سه ماهه محدود می شود ، حتی قوی تر می کنیم. ما می دانیم که بیشتر این اثر از نحوه افزودن اوراق بهادار جدید به نمونه کارها ناشی می شود ، نه اینکه طبقه بندی مجدد اوراق قرضه موجود از AFS به HTM باشد.
نکته قابل توجه ، ما می دانیم که تمایل به برچسب زدن اوراق قرضه بیشتر به عنوان HTM به ویژه برای اوراق بهادار ریسک پذیر (با مدت زمان بالاتر) قوی است. BHCS شمارش AOCI به سمت سرمایه نظارتی ، بدون در نظر گرفتن مدت زمان امنیت ، اوراق قرضه را به عنوان HTM طبقه بندی می کند (نمودار زیر را ببینید). اما این اثر بیشتر برای اوراق بهادار طولانی مدت در معرض بیشترین میزان خطر نرخ بهره قرار دارد-به عبارت دیگر ، تفاوت در ارتفاع بین دو میله در شکل بیشتر برای پنجه اوراق بهادار با طولانی ترین مدت برجسته است.

خط پایین
نتایج ما ، و همچنین نتایج تحقیقات مرتبط اخیر ، نشان می دهد که بانک ها نسبت به نوسانات در سرمایه نظارتی بی تفاوت هستند و به منظور کاهش این نوسانات ، رفتار حسابداری خود را با اوراق بهادار خطرناک تغییر داده اند. نکته قابل توجه ، طبقه بندی اوراق بهادار به عنوان HTM باعث می شود که آنها از دیدگاه یک بانک مایع کمتری داشته باشند ، زیرا این توانایی خود را در فروش آن اوراق بهادار در آینده محدود می کند. این می تواند گزینه های بانکها را در یک دوره از استرس بازار یا هولناک محدود کند. با توجه به اینکه بانک ها چنین سرمایه گذاران مهم با درآمد ثابت هستند ، می تواند نقدینگی کلی بازار ثانویه را برای برخی از اوراق کاهش دهد.
سلب مسئولیت
نظرات بیان شده در این پست از نویسندگان است و لزوماً نشان دهنده موقعیت بانک مرکزی فدرال رزرو نیویورک یا سیستم ذخیره فدرال نیست. هرگونه خطا یا خطایی بر عهده نویسندگان است.
آندریاس فوستر مشاور اقتصادی در بخش ثبات مالی در بانک ملی سوئیس است.

جیمز ویکری معاون معاون رئیس جمهور در گروه تحقیقات و آمار بانک مرکزی فدرال رزرو نیویورک است.
نحوه استناد به این پست وبلاگ: