واکنش قیمت سهام به اخبار و بی خبری: رانش و معکوس پس از سرفصل ها ☆

ساخت وبلاگ

با استفاده از یک پایگاه داده جامع از سرفصل های مربوط به شرکت های منفرد، بازده ماهانه را پس از اخبار عمومی بررسی می کنم. من آنها را با سهام با بازده مشابه مقایسه می کنم، اما خبری عمومی قابل شناسایی وجود ندارد. بین این دو مجموعه تفاوت وجود دارد. پس از اخبار بد، منحرف شدیدی پیدا می کنم. به نظر می رسد سرمایه گذاران به این اطلاعات کند واکنش نشان می دهند. من همچنین پس از حرکت های شدید قیمت بدون همراهی اخبار عمومی، معکوس می بینم. الگوهای جداگانه حتی پس از تعدیل برای قرار گرفتن در معرض خطر و سایر اثرات ظاهر می شوند. با این حال، آنها عمدتاً در سهام کوچکتر و غیرنقدتر دیده می شوند. این یافته ها از برخی نظریه های یکپارچه در مورد واکنش بیش از حد و کم سرمایه گذاران پشتیبانی می کند.

معرفی

شواهد زیادی وجود دارد که قیمت سهام قابل پیش بینی است. به عنوان مثال، دبونت و تالر (1985)، جگادش (1990)، لو و مک کینلای (1990)، و جگادش و تیتمن (1993) نشان می دهند که بازده سهام در بازه های زمانی هفتگی و سه تا پنج ساله معکوس می شود و بیش از 12 تغییر می کند. دوره های ماهبرخی تحقیقات نشان می دهد که به نظر می رسد قیمت سهام پس از اخبار مهم برای چندین ماه تغییر می کند. 1 این نشان می دهد که انحراف ناشی از واکنش کم به اطلاعات است. با این حال، روزهای زیادی وجود دارد که بازارهای مالی به طور چشمگیری حرکت می کنند، اما بدون هیچ خبر اقتصادی ظاهری. به عبارت دیگر، به نظر می رسد "نوسانات بیش از حد" در قیمت دارایی ها وجود دارد. به عنوان مثال، شیلر (1981) نتیجه می گیرد که قیمت سهام آنقدر بی ثبات است که نمی توان آن را با تغییرات سود سهام توضیح داد. 2 این نشان می دهد که سرمایه گذاران نسبت به محرک های مشاهده نشده بیش از حد واکنش نشان می دهند. این دو پدیده سؤالات جالبی را ایجاد می کنند. آیا بازدهی پس از اخبار عمومی عمومی و بازدهی پس از حرکت های بزرگ قیمت (در صورت عدم وجود اخبار عمومی) تفاوت دارد؟و اگر چنین است، این تفاوت چه چیزی می تواند در مورد نحوه واکنش سرمایه گذاران به اطلاعات به ما بگوید؟

با استفاده از پایگاه داده ای از داستان های مربوط به شرکت ها از منابع خبری اصلی، به بازده ماهانه سهام پس از دو منبع محرک نگاه می کنم. اولین مورد، اخبار عمومی است که از سرفصل ها و بازده ماهانه شدید همزمان قابل شناسایی است. دوم، حرکات بزرگ قیمت بدون هیچ خبر قابل شناسایی است. هر ماه، من پرتفویی از سهام را بر اساس هر منبع تشکیل می دهم و از استراتژی های معاملاتی حرکتی پیروی می کنم. من بررسی می کنم که آیا دریفت یا معکوس بعدی وجود دارد، در مقابل جایگزینی بدون بازگشت غیرعادی.

فهمیدم که سهام با اخبار شتاب نشان می دهد ، در حالی که سهام بدون اخبار چنین نیست. به طور خاص ، سهام با اخبار عمومی بد ، حداکثر 12 ماه یک رانش منفی را نشان می دهد. رانش کمتر برای سهام با خبرهای خوب یافت می شود. من این را تعبیر می کنم به این معنی که قیمت ها برای بازتاب اخبار عمومی عمومی آهسته هستند. علاوه بر این ، سهام هایی که هیچ خبری در ماه رویداد نداشتند ، تمایل دارند در ماه بعدی معکوس شوند. معکوس از نظر آماری قابل توجه است ، حتی پس از کنترل اندازه و کتاب به بازار. این با واکنش بیش از حد سرمایه گذار به حرکات قیمت فریبنده سازگار است. همچنین با گزاف گویی پیشنهادات سازگار است ، اگرچه من سعی می کنم برای این کار کنترل کنم. من همچنین می فهمم که اثرات کاهش می یابد ، اما وجود دارد ، هنگامی که یکی از سهام کم قیمت را از بین می برد و در بین سهام کوچکتر و غیرقانونی تر از موارد بزرگتر قوی تر است. توضیح احتمالی این است که برخی از سرمایه گذاران نسبت به واکنش به اطلاعات آهسته هستند و هزینه های معامله مانع از بین بردن تاخیر داوران می شود. این واقعیت که بیشتر رانش پس از بازده کم باعث تقویت این دیدگاه می شود ، زیرا سهام کوتاه مدت از خرید آنها گران تر است. من همچنین نشان می دهم که بیشتر اخبار بد اخبار در ماه های بعدی بدون اعلامیه درآمد رخ می دهد.

نتایج من متناسب با دو گونه فکر قدیمی در بین پزشکان سرمایه گذاری است که موارد زیر را به دست آورده اند. اول ، سرمایه گذاران برای پاسخ به اطلاعات معتبر ، آهسته هستند و باعث رانش می شوند. دوم ، سرمایه گذاران نسبت به شوک قیمت بیش از حد واکنش نشان می دهند و باعث افزایش حجم و نوسانات معاملات اضافی و منجر به وارونگی می شوند. نتایج همچنین با مجموعه ای غنی تر از تئوری ها (که در زیر شرح داده شده است) سازگار است که سعی می کنند از نظر رفتار سرمایه گذار ، کمبود کوتاه مدت و واکنش بیش از حد طولانی مدت را توضیح دهند.

هدف از این تحقیق ، تعمیق درک ما در مورد چگونگی جریان اطلاعات به سه روش است. اول ، من همه اشکال اخبار را نمونه می گیرم. FAMA (1998) گمان می کند که ادبیات واکنش غیر طبیعی فقط بر روی وقایع متمرکز است که نتایج جالبی را نشان می دهد. سایر رویدادها که مشابه هستند اما هیچ الگوی غیرمعمول ندارند ، گزارش نشده است. مجموعه داده های من عاری از تعصب انتخاب است. من می توانم ببینم که آیا کمبود واکنش یا واکنش بیش از حد با دیدن یک کلاس گسترده تر از وقایع از آنچه قبلاً مورد بررسی قرار گرفته است ، ویژگی داده ها باقی مانده است.

یک مطالعه که یک رویکرد مشابه را در جهت دیگری انجام می دهد ، Pritamani و Singal (2001) است. آنها اخبار روزانه از وال استریت ژورنال و داو جونز نیوز سیم را برای زیر مجموعه سهام از سال 1990 تا 1992 جمع آوری می کنند که بازده شدید داشتند و پس از یک خبر خبری ، تا 20 روز پس از یک خبر خبری ، هر دو بازگشت غیر طبیعی مثبت و منفی را می یابند. نتایج آنها به طور مستقیم با معدن قابل مقایسه نیست زیرا از فیلترهای سخت برای حجم معاملات ، نوسانات ، اندازه و قیمت استفاده می کنند که منجر به زیر مجموعه ای از 1 ٪ از جهان NYSE/AMEX می شود.< SPAN> یک مطالعه که یک رویکرد مشابه را در یک جهت متفاوت انجام می دهد ، Pritamani و Singal (2001) است. آنها اخبار روزانه از وال استریت ژورنال و داو جونز نیوز سیم را برای زیر مجموعه سهام از سال 1990 تا 1992 جمع آوری می کنند که بازده شدید داشتند و پس از یک خبر خبری ، تا 20 روز پس از یک خبر خبری ، هر دو بازگشت غیر طبیعی مثبت و منفی را می یابند. نتایج آنها به طور مستقیم با معدن قابل مقایسه نیست زیرا از فیلترهای سخت برای حجم معاملات ، نوسانات ، اندازه و قیمت استفاده می کنند که منجر به زیر مجموعه ای از حدود 1 ٪ از جهان NYSE/AMEX می شود. Pritamani و Singal (2001) است. آنها اخبار روزانه از وال استریت ژورنال و داو جونز نیوز سیم را برای زیر مجموعه سهام از سال 1990 تا 1992 جمع آوری می کنند که بازده شدید داشتند و پس از یک خبر خبری ، تا 20 روز پس از یک خبر خبری ، هر دو بازگشت غیر طبیعی مثبت و منفی را می یابند. نتایج آنها به طور مستقیم با معدن قابل مقایسه نیست زیرا از فیلترهای سخت برای حجم معاملات ، نوسانات ، اندازه و قیمت استفاده می کنند که منجر به زیر مجموعه ای از 1 ٪ از جهان NYSE/AMEX می شود.

دوم ، من بین الگوهای برگشتی بعد از وقایع خبری و بعد از شوک های قیمت که به نظر نمی رسد باعث ایجاد انگیزه خبری شود ، تمایز قائل هستم. این به درک ما از بازپرداخت استراتژی حرکت می افزاید. این موارد در مورد بروز اخبار در مطالعات معمولی مشروط نیست ، اما تصور می شود به دلیل پاسخ های مختلف سرمایه گذار به سیگنال های دولتی و خصوصی بوجود می آیند. به طور خاص ، سه تئوری اصلی به دنبال توضیح حرکت و وارونگی هستند. دانیل و همکاران.(1998) (از این پس ، DHS) از بیش از حد اعتماد به نفس و خودداری مغرضانه برای رفتار مدل سرمایه گذار استفاده می کند. نتیجه این است که سرمایه گذاران بیش از حد به اطلاعات خود و سیگنال های عمومی تخفیف می دهند. باربریس و همکاران.(1998) (BSV) به محافظه کاری و اکتشافی نمایندگی متکی است. آنها فرض می کنند که سرمایه گذاران بر اساس جریان گذشته تحقق ، احساسات مربوط به درآمد شرکت آینده را تغییر می دهند. هونگ و استین (1999) (HS) مدلی را ارائه می دهند که به تعصبات روانشناختی خاص و دارای دو کلاس معامله گران گره خورده است. یک گروه اخبار را نادیده می گیرد ، اما به قیمت ها واکنش نشان می دهد. نتیجه ، کمبود اولیه و واکنش بیش از حد متعاقب آن است. به طور طبیعی ، هر سه تئوری باعث ایجاد حرکت و وارونگی می شوند ، اما از بعضی جهات متفاوت هستند. DHS اظهار داشت كه كمتر از اطلاعات عمومی و واکنش بیش از حد به اطلاعات خصوصی وجود خواهد داشت. BSV اظهار داشت که سرمایه گذاران بسته به جریان اخبار گذشته ، بیش از حد به اخبار توجه نمی کنند. HS اظهار داشت که سرمایه گذاران نسبت به اخبار نسبت به حرکات قیمت خالص (مبتنی بر اطلاعات غیر اطلاعاتی) واکنش نشان نمی دهند. از آنجا که پیدا کردن حرکات قیمت که هیچ مؤلفه ای از سیگنال های خصوصی وجود ندارد ، دشوار است ، فرضیات DHS و HS به سختی از هم جدا می شوند. من فرض پاسخ های دیفرانسیل به اطلاعات را با جدا کردن سهام با بروز اخبار با استفاده از یک پایگاه داده اصلی آزمایش می کنم. در حالی که تفاوت هایی در زمان بندی وجود دارد ، نتایج به طور کلی با این ایده DHS سازگار است که سرمایه گذاران توازن عناوین را نادیده می گیرند (یعنی ، آنها فقط به خبرهایی که از قبلی آنها پشتیبانی می کند توجه می کنند) در حالی که بیش از حد به سیگنال های خصوصی تعبیه شده در شوک های قیمت خالص واکنش نشان می دهند. بشربا این حال ، نتایج حتی از ایده HS پشتیبانی می کند که برخی از گروه های سرمایه گذاران نسبت به اخبار آهسته واکنش نشان می دهند ، در حالی که برخی دیگر معامله گران بازخورد هستند. این به ما کمک می کند تا بدانیم چه نوع اطلاعاتی باعث می شود سرمایه گذاران انتظارات خود را تغییر دهند و این درک ما از رفتار آنها را بهبود می بخشد.

سوم ، من بررسی می کنم که چه زمانی یک رانش پس از جدید رخ می دهد. در بازارهای دارایی ، داوری یک نیروی قدرتمند در برابر پیش بینی غیر خطر است. با این حال ، در برخی موارد ، ریسک یا اصطکاک معامله گر نویز می تواند داوری را محدود کند. به عنوان مثال ، شلیفر و ویشنی (1997) محدودیت های مربوط به داوری را اسناد می کنند. تحقیقات اخیر نشان می دهد که اصطکاک های مختلف اطلاعاتی یا معامله ای می تواند تأثیر عمده ای از قیمت دارایی داشته باشد. با بررسی اینکه آیا رانش هنگام فاش شدن اطلاعات بیشتر رخ می دهد یا خیر ، شواهد غیرمستقیم در مورد اصطکاک ارائه می دهم. از آنجا که بیشتر رانش در غیاب اخبار بعدی اتفاق می افتد ، نتیجه می گیرم که اصطکاک انتشار اطلاعات را کند می کند.

تجزیه و تحلیل به شرح زیر است. بخش 2 تحقیقات قبلی در مورد واکنش های سرمایه گذار ، معکوس و رانش را تشریح می کند. بخش 3 مجموعه داده های من و روش آزمایش را توصیف می کند. من نتایج خود را در بخش 4 و برخی از برنامه های افزودنی در بخش 5 ارائه می دهم. بخش 6 در مورد آنچه نتایج من در مورد تئوری های مختلف رفتار سرمایه گذار و نحوه ارتباط آنها با سایر یافته های مربوط به تأثیر اطلاعات در بازده می گوید ، بحث می کند. سرانجام ، بخش 7 نتیجه می گیرد.

قطعه قطعه

بررسی ادبیات

علیرغم 40 سال تحقیق توسط اقتصاددانان مالی ، بحث در مورد چگونگی گنجاندن اطلاعات سریع در قیمت ها ادامه می یابد. در این بخش ، شواهدی از پیش بینی در بازده را شرح می دهم.

بسیاری از تحقیقات در مورد بازده سهام پس از اخبار خاص از ایده زیربنایی پشتیبانی می کنند ، که به عنوان میانگین بازده غیر طبیعی پس از رویداد از همان علامت بازده تاریخ رویداد (غیر طبیعی یا خام) تعریف می شود. مثالهای اصلی شامل رویدادهای سیگنالینگ و انتشار خبر برنامه ریزی شده است. وقایع سیگنالینگ

روش شناسی

آیا الگوهای رانش یا معکوس بعد از خبرها به طور مداوم اتفاق می افتد؟به طور خلاصه رویکردم ، تمام سهام را در یک ماه معین جمع می کنم که حداقل یک خبر خبری داشت. من تمام این سهام را با بازده خام ماهانه رتبه بندی می کنم و Terciles بالا و پایین را انتخاب می کنم. من به ترتیب به این دو مجموعه به عنوان "برنده اخبار" و "بازنده های اخبار" اشاره می کنم. سپس بازده های غیر طبیعی را تا 36 ماه پس از ماه تیتر اولیه بررسی می کنم. برای تعیین اینکه آیا رانش قابل پیش بینی یا معکوس پس از حرکات قیمت خالص رخ می دهد ، من

نتایج

من بازده خام اول ، اندازه و B/M تنظیم شده تنظیم شده دوم را ارائه می دهم ، و نتایج مختلفی برای مجموعه داده های تنظیم شده آخر. در همه موارد ، از اوراق بهادار نورد استفاده می شود.

تنظیمات دیگر

در این بخش، من روش شناسی و نمونه را تنظیم می کنم تا الگوهایی را که پیدا کرده ام بیشتر بررسی کنم. برای مقایسه، من همچنان از بازده های تنظیم شده اندازه و B/M مانند جدول 5 استفاده می کنم و از هفته اول پس از تشکیل قبل از سرمایه گذاری صرف نظر می کنم. نتایج برای استراتژی های کوتاه مدت در جدول 6 نشان داده شده است.

بحث در مورد نتایج و پیامدها

این مطالعه نشان می دهد که سهام دارای اخبار عمومی در یک ماه معین شتاب را تجربه می کنند. آنهایی که اخبار عمومی ندارند هیچ حرکتی نشان نمی دهند. در هر صورت، اگر حرکت قیمت زیادی داشته باشند، تمایل به معکوس دارند. این یافته ها چه چیزی به درک ما از حرکت و معکوس می افزاید؟

اگرچه استراتژی در اینجا از یک افق یک ماهه برای تشخیص برندگان از بازندگان استفاده می کند، اما با استراتژی های حرکت افق طولانی تر مورد استفاده در تحقیقات قبلی همپوشانی دارد. اول، الگوهای کلی تکانه هستند

نتیجه

من دیدگاه های مختلف واکنش سرمایه گذار به اخبار را در یک چارچوب یکپارچه بررسی می کنم. با استفاده از یک نمونه جامع از سرفصل ها برای گروه بزرگ و تصادفی انتخاب شده از شرکت ها، این فرضیه را آزمایش می کنم که سهام پس از اخبار عمومی بازده غیرعادی نشان نمی دهد. این مورد نیست. سهامی که همزمان با وقوع یک خبر بازدهی منفی را تجربه کردند، به عملکرد کمتری از اندازه، B/M و سهام مشابه با بازده رویداد خود ادامه دادند. سهامی که خبرهای خوبی را تجربه کرده اند، جهش کمتری را نشان می دهند. از سوی دیگر

منابع (46)

  • رول R. W
خبرهای فارکس...
ما را در سایت خبرهای فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : شهره لرستانی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : شنبه 7 مرداد 1402 ساعت: 12:17