جک ولچ ، مدیرعامل پیشین جنرال الکتریک ، یک بار تقریباً در اثر حمله قلبی درگذشت. سالها بعد از وی سؤال شد كه در حالی كه او به بیمارستان منتقل می شد ، چه چیزی می توانست آخرین لحظات زنده او باشد.
پاسخ ولچ گفت: "لعنت به آن ، من پول کافی را خرج نکردم."
مصاحبه کننده ، استوارت وارنی ، متعجب شد و از او پرسید که چرا در جهان که ذهن او را طی می کند.
ولچ گفت: "همه ما محصولات پس زمینه خود هستیم.""من دو نیکل ندارم که با هم مالش دهم [وقتی جوان بودم] ، بنابراین من نسبتاً ارزان هستم. من همیشه شراب ارزان خریداری کردم. "
پس از حمله قلبی ، ولچ گفت که "به خدا قسم خورد ، من هرگز یک بطری شراب با قیمت کمتر از صد دلار خریداری نکردم. این کاملاً یکی از غذاهای آماده از آن تجربه بود. "
"آیا این است؟"وارنی می پرسد ، حیرت زده.
ولچ می گوید: "این در مورد آن است."
پول بسیار پیچیده است. یک عنصر انسانی وجود دارد که می تواند منطق را خنثی کند - شخصی ، کثیف است ، احساسی است.
امور مالی رفتاری اکنون به خوبی مستند شده است. اما بیشتر توجه به نحوه سرمایه گذاری مردم می رسد. داستان ولچ نشان می دهد که روانشناسی پول چقدر می تواند عمیق تر شود. چگونگی خرج کردن پول می تواند یک مبارزات وجودی آنچه را که در زندگی ارزشمند است ، آشکار کنید ، که می خواهید با آنها بگذرانید ، چرا حرفه خود را انتخاب کردید و نوع توجه مورد نظر شما از افراد دیگر است.
علمی برای خرج کردن پول وجود دارد - چگونه می توان یک معامله را پیدا کرد ، چگونه بودجه تهیه کنیم ، مواردی از این دست.
اما یک هنر برای هزینه نیز وجود دارد. بخشی که نمی تواند اندازه گیری شود و فرد به شخص متفاوت باشد.
در کتاب من به دلیل توانایی آن در آشکار کردن چیزهایی در مورد شخصیت و ارزش های مردم ، پول را "بزرگترین نمایش روی زمین" خواندم. چگونگی سرمایه گذاری مردم پول خود را از نظر پنهان می کند. اما اینکه چگونه آنها خرج می کنند بسیار قابل مشاهده تر است ، بنابراین آنچه در مورد اینکه شما چه کسی هستید می تواند حتی بینش تر باشد.
همه متفاوت هستند ، که بخشی از آنچه این موضوع را جذاب می کند. هیچ قانون سیاه و سفید وجود ندارد.
اما در اینجا چند مورد وجود دارد که من در مورد هنر خرج کردن متوجه شده ام.
1. پیشینه خانواده و تجربیات گذشته به شدت بر ترجیحات هزینه شما تأثیر می گذارد.
من عاشق این تیتر واشنگتن پست از ژوئن سال 1927 هستم - 20 سال Roaring ، آخرین عجله قبل از رکود بزرگ:

این بی انتهاست و خیلی توضیح می دهد.
پس از قفل های Covid ، مفهوم "هزینه انتقام جویانه" وجود داشت - یک انفجار خشمگین از مصرف آشکار ، اجازه می دهد همه چیزهایی را که در سال 2020 بسته شده و نگه داشته شده است.
هزینه انتقام جویی در سطح گسترده ای نیز اتفاق می افتد. خیره کننده ترین نمونه هایی که من از این دیده ام ، بزرگسالان ثروتمند هستند که فقیر بزرگ شده اند - و به دلیل فقیر بودن به عنوان بچه ها ، مورد آزار و اذیت ، آزار و اذیت قرار گرفتند. ذهنیت خرج انتقام آنها می تواند دائمی شود.
اگر وارد آن شوید ، فکر می کنم شما می بینید که سهم نامتناسب از کسانی که بزرگترین خانه ها ، سریعترین اتومبیل ها و درخشان ترین جواهرات را دارند ، به نوعی "غرق" شده اند. بخشی از هزینه های فعلی آنها به معنای ارزش گذاری از کالاهای مادی چشمک زن نیست. این در مورد بهبود یک زخم اجتماعی است که هنگام جوانی تحمیل می شود.
حتی وقتی "زخم" کلمه اشتباه است ، تمایل به نشان دادن به جهانیان که شما باعث شده است اگر از آنچه می خواستید بزرگ شوید ، آن را افزایش دهید. برای کسی که در یک خانواده مرفه با پول قدیمی بزرگ شده است ، یک لامبورگینی ممکن است نمادی از خودآرایی گودری باشد. برای کسانی که با هیچ چیز بزرگ نشده اند ، ماشین ممکن است به عنوان نمادی نهایی که شما آن را ساخته اید ، خدمت کند.
هزینه های زیادی برای تحقق یک نیاز روانی عمیق انجام می شود.
2. به دام افتاده توسط هزینه: به جای استفاده از پول برای ایجاد زندگی ، زندگی شما در حدود پول ساخته شده است.
جورج وندربیلت شش سال را در ساخت خانه Biltmore 135،000 فوت مربع-با 40 اتاق خواب مستر و یک کارمند تمام وقت نزدیک به 400 نفر-گذراند ، اما گفته می شود که زمان کمی در آنجا گذراند زیرا "کاملاً از هرگونه ترتیب ممکن زندگی" نیست. با این وجود خانه برای حفظ آن تقریباً ویران شده Vanderbilt هزینه زیادی دارد. نود درصد از زمین برای پرداخت بدهی های مالیاتی فروخته شد و خانه به یک جاذبه گردشگری تبدیل شد.
در سال 1875 ، یک گفتگوی اجتماعی گفت: "بدون در نظر گرفتن هزینه ، خود را به لذت اختصاص می دهند."یک وارث وندربیلت پاسخ داد که در واقع آنها "بدون در نظر گرفتن لذت ، خود را به هزینه اختصاص می دهند."
وندربیلت آشکارا شدید است ، اما این یک ویژگی مشترک در بین افراد عادی است.
فداکاری به هزینه بدون در نظر گرفتن لذت.
بخشی از این اعتقاد بر این است که هزینه کردن پول شما را شادتر می کند. وقتی این کار را نمی کند - یا به این دلیل که هرگز به این نتیجه نمی رسد یا به این دلیل که خریدهایی را پیدا نکرده اید که شادی را به همراه دارد - واکنش شما این است که شما نباید به اندازه کافی خرج کنید ، بنابراین دوباره و دوباره دو برابر می شوید.
من اغلب تعجب کرده ام که چه تعداد ورشکستگی شخصی و مشکلات مالی ناشی از هزینه هایی است که هیچ شادی برای شروع کار ایجاد نکرده است. باید عظیم باشد. و این یک ضرر مضاعف است: نه تنها شما دچار مشکل می شوید ، بلکه حتی از آنجا لذت نمی برید.
من یک دوست قدیمی دارم که خود را در بدهی کارت اعتباری دفن کرده است تا در اروپا به اسکی برود و هر ثانیه از آن را دوست داشتم. من می توانم سرم را به آن تصمیم بپیچم ، حتی اگر آن را توصیه نکنم. او کنترل امور مالی خود را دارد.
اما در مورد کسانی که هزینه هایشان با این عقیده که پول خرج می شود ، صرف نظر از این که چه لذتی به ارمغان می آورد ، چه می شود؟پول آنها را در گردن دارد. آنها با تأثیر آن در اسارت نگهداری می شوند.
3. بی تحرکی Frugality: یک عمر از عادات پس انداز خوب نمی تواند به مرحله هزینه منتقل شود.
من فکر می کنم آنچه واقعاً بسیاری از مردم از پول می خواهند ، توانایی متوقف کردن فکر کردن در مورد پول است. برای داشتن پول کافی که می توانند از فکر کردن در مورد آن جلوگیری کنند و روی چیزهای دیگر تمرکز کنند.
اما وقتی رابطه شما با پول به بخشی از شخصیت شما تبدیل شود ، این هدف نهایی می تواند تجزیه شود. شما تلاش می کنید تا از تمرکز روی پول جدا شوید زیرا تمرکز خود بخش بزرگی از شما است.
اگر یک سیستم اولیه پس انداز را توسعه داده اید و بسیار پایین تر از وسایل خود زندگی می کنید - تبریک می گویم ، برنده شده اید. اما اگر هرگز نمی توانید از آن سیستم جدا شوید و اصرار داشته باشید که رژیم پس انداز سنگین را در سالهای بازنشستگی خود به خوبی انجام دهید ... این چیست؟آیا هنوز برنده است؟
بسیاری از برنامه ریزان مالی که من با آنها صحبت کردم تا بگویم یکی از بزرگترین چالش های آنها این است که مشتری ها برای بازنشستگی پول خرج کنند. حتی یک مبلغ مناسب و محافظه کارانه. Frugality و پس انداز به بخش بزرگی از هویت برخی افراد تبدیل می شود که آنها هرگز نمی توانند چرخ دنده ها را تغییر دهند.
من برای بعضی از افراد فکر می کنم که در واقع خوب هستند. تماشای ترکیب پول به آنها لذت بیشتری می بخشد تا هزینه های آن را خرج کنند.
اما کسانی که هدف نهایی آنها متوقف کردن فکر کردن در مورد پول است ، گیر کرده اند. امتناع از تشخیص اینکه هدف خود را برآورده کرده اید می تواند به همان اندازه بد باشد که هرگز هدف خود را برای شروع انجام ندهید.
4- دلبستگی عاطفی به خریدهای بزرگ ، به ویژه یک خانه.
من و همسرم افتخار می کنیم که تصمیمات مالی غیرقانونی را اتخاذ کنیم. اما چند سال پیش ما برای اولین خانه خود در بازار بودیم. ما یک آنلاین پیدا کردیم که دوست داشتیم ، و همانطور که به سمت یک تور رفتیم ، به خودمان قول دادیم که هیچ کاری بثورات انجام نمی دهیم - این فقط جمع آوری اطلاعات بود.
سپس به داخل جاده کشیدیم و همسرم گاز گرفت ، "من آن را دوست دارم!"من هم انجام دادم. ما یک پسر شیرخوار داشتیم - اولین ما - و درخت بچه ها در حیاط جلوی آن نوسان داشت. کامل.
و همین بوداحساسات درگیر بود و هیچ کاری نمی توانستیم در مورد آن انجام دهیم.
ما پشیمانی صفر داریم - خانه واقعاً عالی بود. اما هیچ کس نباید وانمود کند که می توانید تصمیمات تغییر زندگی را اتخاذ کنید که به طور گسترده ای بر شما و خانواده تأثیر بگذارد و مانند یک مشکل ریاضی با آن رفتار کند.
جیسون زویگ از وال استریت ژورنال یک بار در مورد مادرش نوشت که خانه دیرینه خود را می فروشد:
"من هیچ دلبستگی عاطفی به خانه ندارم. من هرگز از نظر جسمی آن را دوست نداشتم. ""اما هر آنچه مهم است که در زندگی ما به عنوان یک خانواده اتفاق افتاده است در اینجا است ، و من نمی توانم همه اینها را پشت سر بگذارم."
اگر من گفتم ، "خاطرات با بچه های شما چقدر ارزش دارند؟"شما می گویید ضمیمه رقم دلار غیرممکن است. اما اگر من گفتم ، "خانه ای که شما با بچه های خود خاطره هایی را تشکیل داده اید چقدر است؟"یا "ماندن در شهر محلی شما چقدر بر حقوق شما تأثیر می گذارد؟"احتمالاً می توانید با سهولت یک رقم دلار را تف کنید.
درک تفاوت بین این دو به توضیح بسیاری از تصمیمات هزینه کمک می کند.
5- شادی هزینه می تواند با افزایش درآمد کاهش یابد زیرا مبارزات ، فداکاری و عرق کمتری در خریدها وجود دارد.
ویلیام داوسون در کتاب خود در سال 1903 "تلاش برای زندگی ساده ، می نویسد:
چیزی که حداقل در مورد ثروت درک می شود این است که تمام لذت در پول در جایی به پایان می رسد که اقتصاد غیر ضروری می شود. مردی که می تواند هر چیزی را که آرزو می کند خریداری کند ، بدون هیچ گونه مشورت با بانکدار خود ، چیزی را که خریداری می کند ارزش قائل نیست.
در نظر بگیرید که وقتی اولین چک خود را از اولین کار خود دریافت کردید ، چه احساسی دارید. اگر به اندازه یک شیرخوی از دنی جشن گرفتید ، احتمالاً احساس شادی داشتید ، "من این کار را کردم. من این را خریداری کردمبا پول خودم. "رفتن از عدم توانایی خرید چیزی برای خرید چیزی ، یک احساس شگفت انگیز است. شکاف بین مبارزه و پاداش بخش بزرگی از آنچه باعث خوشحالی مردم می شود است.
در تضاد با بعداً در حرفه خود ، هنگامی که (امیدوارم) پس انداز ساخته شده و چک های پرداخت شده است. این هزینه ای نیست که هزینه شما را خوشحال نخواهد کرد-اما به همان اندازه هیجان انگیز و ناشی از آدرنالین نخواهد بود ، همانطور که در زمان تلاش بیشتر در پشت هر دلار اتفاق افتاد.
من یک پسر را با یک سرآشپز خصوصی می شناسم. او روزانه سه بار وعده های غذایی 5 ستاره را سرو می کند ، چیدمان سالهاست که از آن لذت می برد. این شگفت انگیز است؛من دروغ می گویم اگر گفتم حسود نیستم. اما من همچنین نمی دانم که آیا شادی با گذشت زمان کاهش می یابد یا خیر. او نیازی به تلاش برای تهیه این وعده های غذایی ندارد - هیچ پیش بینی ای وجود ندارد ، بدون اینکه منتظر رزرو رستوران باشد ، هیچ شکاف متضادی بین یک وعده غذایی "عادی" و ظرافت روزانه وی وجود ندارد.
این جمله وجود دارد که بهترین وعده غذایی که تا به حال طعم آن را خواهید داشت ، یک لیوان آب است که هنگام تشنگی هستید. همه اشکال هزینه آن معادل آن است.
بگذارید با یک نقل قول عاقلانه از همه مردم ، ریچارد نیکسون پایان دهم:
ناخوشایندترین مردم جهان در مکانهای بین المللی آبیاری مانند ساحل جنوبی فرانسه ، نیوپورت ، پالم اسپرینگز و پالم بیچ هستند. هر شب به مهمانی می روید. هر روز بعد از ظهر گلف بازی می کند. نوشیدن زیادزیاد صحبت کردنخیلی کم فکربازنشستهبدون هدف.
بنابراین در حالی که مواردی وجود دارند که با این مخالف هستند و می گویند "Gee ، اگر من فقط می توانستم میلیونر باشم! این شگفت انگیزترین چیز خواهد بود. "اگر من فقط نمی توانستم هر روز کار کنم ، اگر فقط می توانستم از ماهیگیری یا شکار یا بازی گلف یا مسافرت خارج شوم ، این شگفت انگیزترین زندگی در جهان خواهد بود - آنها زندگی را نمی دانند. زیرا آنچه باعث می شود زندگی به معنای چیزی باشد هدف است. هدف. جنگ. مبارزه - حتی اگر آن را برنده نشوید.
6. پرسیدن 3 دلار سؤال وقتی 30،000 دلار سؤال مهم است.
یک جمله وجود دارد: هر ماه کمی پول پس انداز کنید ، و در پایان سال از اینکه هنوز اندکی دارید تعجب خواهید کرد.
نویسنده رامیت ستی می گوید بسیاری از افراد 3 دلار سؤال می کنند (آیا می توانم این لات را بپردازم؟) وقتی همه چیز برای موفقیت مالی مهم است 30،000 دلار سؤال است (به چه کالج باید بروم؟)
مورخ سیریل پارکینسون چیزی را به نام قانون Triviality پارکینسون ابداع کرد. این بیانیه می گوید: "میزان توجه یک مشکل معکوس از اهمیت آن است."
پارکینسون یک کمیته مالی داستانی را با سه کار توصیف کرد: تصویب یک راکتور هسته ای 10 میلیون دلاری ، 400 دلار برای یک دوچرخه کارمندان و 20 دلار برای تازه های کارمندان در اتاق استراحت.
این کمیته بلافاصله 10 میلیون دلار راکتور هسته ای را تصویب می کند ، زیرا این تعداد برای متناسب سازی بیش از حد بزرگ است ، گزینه های دیگر برای در نظر گرفتن بسیار دلهره آور هستند و هیچ کس در کمیته متخصص در انرژی هسته ای نیست.
دوچرخه سواری به طور قابل توجهی بیشتر مورد بحث قرار می گیرد. اعضای کمیته استدلال می کنند که آیا یک قفسه دوچرخه کافی خواهد بود و آیا ریخته شده باید چوب باشد یا آلومینیوم ، زیرا آنها تجربه کار با آن مواد را در خانه دارند.
طراوت های کارمندان دو سوم بحث را به خود اختصاص می دهند ، زیرا همه در مورد بهترین قهوه ، بهترین کوکی ها ، بهترین تراشه ها و غیره نظر قوی دارند.
بسیاری از خانوارها یکسان عمل می کنند.
7. هزینه های آسپیراسیون اجتماعی: الگوهای مصرف ترفند به پایین از یک گروه اقتصادی اقتصادی به گروه بعدی.
اقتصاددان جوزف استیگلیتز یک بار نوشت: "اقتصاد ترفند پایین ممکن است یک کیمرا باشد اما رفتارگرایی پایین تر از آن بسیار واقعی است."
هیچ چیز به عنوان سطح عینی ثروت وجود ندارد. همه چیز نسبت به چیز دیگری است. مردم به اطراف نگاه می کنند و می گویند ، "آن شخص چه رانندگی می کند ، کجا زندگی می کند ، چه نوع لباس هایی را می پوشند؟"بر این اساس آرمان ها کالیبره می شوند.
من هفته گذشته با ویرایشگر مجله Wired Magazine صحبت کردم. او نکته جالبی را مطرح کرد: اگر می خواهید بدانید که گروه های کم درآمد آرزو خواهند کرد که در آینده پول خود را خرج کنند ، به این نگاه کنید که امروزه گروه های با درآمد بالاتر به طور انحصاری انجام می دهند.
تعطیلات اروپایی زمانی زمین بازی منحصر به فرد ثروتمندان بود. سپس آنها را فریب دادند.
همان با کالج. این یک بار برای گروه های بالاترین درآمد محفوظ بود. سپس پخش شد.
همان با سرمایه گذاری. در سال 1929 - اوج حباب 20s پوند - پنج درصد از آمریکایی ها متعلق به سهام بودند که تقریباً همه آنها ثروتمند بودند. امروز 58 ٪ از خانوارها به نوعی سهام خود را دارند.
مشابه با خانوارهای دو اتومبیل ، چمنزارها ، کمد های پیاده روی ، میزهای گرانیتی ، اجاق گاز شش سوز ، مسافرت جت و حتی کل مفهوم بازنشستگی.
بخشی از دلیل گسترش این محصولات به توده ها این است که آنها ارزان تر شدند. اما دلیل ارزان تر شدن آنها به این دلیل است که تقاضای زیادی از توده ها وجود دارد - که از آرزوهای آنها گرسنه شده است - این شرکت ها را به سمت نوآوری روش های جدید تولید انبوه سوق می دهد.
مردم دوست دارند دیگران را تقلید کنند ، به ویژه کسانی که به نظر می رسد زندگی بهتری دارند. همیشه چنین بوده است ، همیشه خواهد بود.
8- کم ارزش از هزینه بلند مدت خریدها ، با تأکید بیش از حد بر قیمت اولیه.
معمول است که کسی را پیدا کنید که خانه خود را خریداری کرده است ، مثلاً 1974 ، برای چیزی مانند 60،000 دلار. امروز شاید 350،000 دلار ارزش داشته باشد. صاحبان بدون شک احساس می کنند که سرمایه گذاری زندگی خود را انجام داده اند.
اما این اعداد بالاتر با میانگین بازده سالانه 3. 75 ٪ است. مالیات بر دارایی تقریباً به طور متوسط 1 ٪ تمایل دارد ، به طوری که بازده واقعی ما به 2. 75 ٪ در سال می رسد. تعمیر و نگهداری و تعمیرات بسیار متفاوت است ، اما انتظار می رود 1 ٪ - 3 ٪ از ارزش خانه شما در هر سال برای نگهداری پیش بینی شود.
این کجا بازده بلند مدت ما را ترک می کند؟آه ، کاملاً کم نور
محاسبه قیمت آسان است. این فقط هر کاری است که در ابتدا پرداخت کرده اید و در نهایت فروخته می شود.
فهمیدن هزینه سخت تر است. آنها تمایل دارند که به مرور زمان یک قطره آهسته باشند ، که به راحتی نادیده می گیرند اما به سرعت اضافه می شوند.
برای اتومبیل ها ، قایق ها و سرگرمی ها مشابه است. حتی می توانید بگویید هزینه سیگار سیگار قیمت یک بسته به علاوه هزینه بلند مدت مراقبت های پزشکی مرتبط با این عادت است. محاسبه آسان است ، دیگری بسیار دشوار است.
9. هیچ کس به همان اندازه که شما از دارایی های شما تحت تأثیر قرار نمی گیرد.
وقتی کسی را می بینید که ماشین خوبی را رانندگی می کند ، به ندرت فکر می کنید ، "وای ، مردی که آن ماشین را رانندگی می کند."در عوض ، شما فکر می کنید ، "وای ، اگر من آن ماشین را داشتم فکر می کردند که من خونسرد هستم."ناخودآگاه یا نه ، اینگونه فکر می کند.
در اینجا یک پارادوکس وجود دارد: مردم تمایل دارند که ثروت را به دیگران نشان دهند که باید مورد پسند و تحسین قرار بگیرند. اما در واقعیت ، این افراد دیگر غالباً شما را تحسین می کنند ، نه به این دلیل که فکر نمی کنند ثروت تحسین برانگیز باشد ، بلکه به این دلیل است که از ثروت شما به عنوان معیار تمایل خودشان برای دوست داشتن و تحسین استفاده می کنند.
من روز به دنیا آمدن نامه ای به پسرم نوشتم. می گوید ، تا حدودی:
ممکن است فکر کنید که می خواهید یک ماشین گران قیمت ، یک ساعت فانتزی و یک خانه عظیم داشته باشید. اما من به شما می گویم ، شما نمی کنید. آنچه شما می خواهید احترام و تحسین افراد دیگر است و فکر می کنید داشتن چیزهای گران قیمت آن را به همراه خواهد داشت. تقریباً هرگز چنین نمی کند - به خصوص از طرف افرادی که می خواهید به شما احترام بگذارند و تحسین کنند.
اکنون ، من خانه های خوب و ماشین های خوب را به اندازه هر کس دوست دارم. نکته در اینجا این نیست که شما را از چیزهای خوب دور کنید.
این فقط یک شناخت است که هیچ کس به اندازه شما تحت تأثیر چیزهای شما قرار نمی گیرد. یا حتی این که هیچ کس به اندازه شما به شما فکر نمی کند. آنها مشغول فکر کردن در مورد خود هستند!
مردم به طور کلی آرزو می کنند که مورد احترام و تحسین دیگران قرار بگیرند و استفاده از پول برای خرید چیزهای فانتزی ممکن است کمتر از آنچه تصور می کنید به ارمغان بیاورد. اگر احترام و تحسین هدف شما است ، مراقب باشید که چگونه آن را جستجو می کنید. فروتنی ، مهربانی و همدلی احترام بیشتری به شما نسبت به اسب بخار می بخشد.
10. دانستن اینکه چه نوع هزینه ای شما را خوشحال می کند زیرا شما به اندازه کافی اشکال جدید و عجیب هزینه را امتحان نکرده اید.
تکامل قدرتمندترین نیروی جهان است که قادر به تبدیل ارگانیسم های تک سلولی به انسانهای مدرن است.
اما تکامل تصوری ندارد که چه کاری انجام می دهد. هیچ راهنمایی ، کتابچه راهنمای کاربر و هیچ قانون وجود ندارد. حتی لزوماً در انتخاب صفاتی که کار می کنند خوب نیست.
قدرت آن این است که این تریلیون ها را بر روی تریلیون ها جهش های مختلف "تلاش می کند" و در مورد کشتن مواردی که کار نمی کنند بی رحمانه است. آنچه باقی مانده است - برندگان - به اطراف می چسبند.
نظریه ای در زیست شناسی تکاملی به نام قضیه اساسی فیشر در مورد انتخاب طبیعی وجود دارد. این ایده است که واریانس برابر با قدرت است ، زیرا هرچه جمعیت متنوع تر باشد ، شانس بیشتری برای ایجاد صفات جدید که می توانند برای آن انتخاب شوند وجود دارد. هیچ کس نمی تواند بداند چه صفاتی مفید خواهد بود. اینگونه نیست که تکامل کار می کند. اما اگر صفات زیادی را ایجاد کنید ، مفید - هر آنچه که هست - در جایی در آنجا خواهد بود.
در اینجا یک قیاس مهم در مورد خرج کردن پول وجود دارد.
بسیاری از مردم نمی دانند چه نوع هزینه ای آنها را خوشحال می کند. چه چیزی باید بخرید؟کجا باید سفر کنید؟چقدر باید پس انداز کنید؟هیچ پاسخی برای این سؤالات وجود ندارد زیرا همه متفاوت هستند. مردم به طور پیش فرض به آنچه جامعه به آنها می گوید - هرچه گران ترین باشد بیشترین شادی را به همراه خواهد داشت.
اما این چگونه کار نمی کند. قبل از اینکه پیدا کنید چه چیزی برای شما مفید است ، باید سعی کنید پول را برای تن چیزهای مختلف عجیب و غریب هزینه کنید. برای بعضی از افراد سفر است. دیگران نمی توانند از خانه دور شوند. برای دیگران این رستوران های خوب است. دیگران اعتیاد به مواد مخدره را دریافت نمی کنند و پیتزا ارزان را ترجیح می دهند. من افرادی را می شناسم که فکر می کنند خرج کردن در بلیط های هواپیمای درجه یک ، کلاهبرداری مرزی است. دیگران جرات نمی کنند پشت ردیف چهار بنشینند. به هر یک از خودشان.
هرچه انواع مختلفی از هزینه های آزمایشی شما را آزمایش کنید ، احتمالاً به سیستمی که برای شما کار می کند نزدیک تر خواهید بود. آزمایشات لازم نیست بزرگ باشد: یک غذای جدید 10 دلاری در اینجا ، یک درمان 75 دلاری در آنجا ، کفش کمی خوب و غیره.
در اینجا Ramit Sethi دوباره آمده است: "Frugality ، به سادگی ، در مورد انتخاب چیزهایی است که شما به اندازه کافی دوست دارید تا بتوانید به طرز وحشیانه ای صرف کنید - و سپس کاهش هزینه های بی رحمانه بر روی چیزهایی که دوست ندارید."
هیچ راهنمایی در مورد خوشحال کردن شما وجود ندارد - شما باید یک میلیون چیز مختلف را امتحان کنید و بفهمید که چه چیزی متناسب با شخصیت شما است.
11. جنبه سیگنالینگ اجتماعی پول ، در هر دو موردی که برای خودتان خریداری می کنید و خیریه به دیگران داده می شود.
این جمله وجود دارد که اگر به دلیل اهداء پول به رسمیت شناخته شوید ، این خیریه نیست - این بشردوستانه است. و اگر خواستار شناخت هستید ، حتی خیریه نیست - این یک معامله تجاری است. علاوه بر گیرنده ، یک فواید اجتماعی روشنی برای شما ، اهدا کننده وجود دارد. منظور من این نیست که به روشی منفی: اگر اهدا کنندگان به رسمیت شناخته نشوند ، کمک های خوب به دلایل شایسته فرو می رود.
بیشتر اشکال هزینه ها دو هدف دارند: به نوعی ابزار به مالک و علامت گذاری چیزی به افراد دیگر.
خانه ها ، ماشین ها ، لباس ها ، جواهرات ، بدیهی است که در آن دسته قرار می گیرند. اما حتی سفر نیز انجام می شود - چه تعداد مقصد تعطیلات حداقل تا حدودی توسط آنچه فکر می کنید یک تصویر اینستاگرام خوب ایجاد می کند ، یا فقط به نظر می رسد جالب است.(حدس من این است که بیشتر تعطیلات بالی در آن دسته قرار می گیرد).
روانشناس جاناتان هاید می گوید مردم در رسانه های اجتماعی ارتباط برقرار نمی کنند. آنها برای یکدیگر اجرا می کنند. خرج کردن پول نیز همینطور است.
این همیشه چیز بدی نیستاگر صرفاً در مورد لباس هایی که قبل از ترک صبح به بهترین وجه به نظر می رسید فکر کرده اید ، به سیگنالینگ مشغول هستید. و این همیشه به دنبال بهترین نیست: پوشیدن عمدی به طور اتفاقی به یک جلسه رسمی ، پیام قدرتمندی را در مورد اینکه چه کسی قدرت را نگه می دارد ارسال می کند. سام بانكمن سرخ شده قبل از گرفتار شدن به عنوان شرم آور ، گفت كه او عمداً شلوار برای ایجاد عرفان نمی پوشد.
نکته ای که باید تشخیص دهید این است که هزینه کردن "برای خود" اغلب با هدف تأثیرگذاری بر آنچه دیگران فکر می کنند انجام می شود.
این باید سه سؤال را برانگیزد: نظر شما در تلاش برای تأثیرگذاری ، چرا و آیا این افراد حتی توجه می کنند؟
12. سلسله مراتب اجتماعی هزینه ، موقعیت شما را در برابر همسالان خود قرار می دهد.
یک شوخی قدیمی در مورد دو کوهنورد است که با خرس گریزلی در جنگل روبرو می شوند. یکی شروع به دویدن می کند ، و دیگری فریاد می زند ، "آیا شما دیوانه هستید ، نمی توانید از یک خرس پیشی بگیرید!"دونده پاسخ می دهد: "من لازم نیست که سریعتر از خرس باشم. من فقط باید سریعتر از شما باشم. "
تمام موفقیت ها به سادگی با شخص دیگری - معمولاً اطرافیان است.
این برای خرج کردن پول بسیار مهم است ، زیرا برای بسیاری از افراد این سؤال را دارد که آیا شما چیزهای خوبی را خریداری می کنید ، "آیا چیزهای شما بهتر از چیزهای دیگر مردم هستند؟"این سؤال که آیا خانه شما به اندازه کافی بزرگ است ، واقعاً است ، "آیا خانه شما از همسایه خود بزرگتر است؟"
نه تنها اصرار به همسالان شما است ، بلکه ممکن است احساس نیاز به پیشی مداوم از هزینه های خود را داشته باشید. آیا تعطیلات امسال گرانتر از سال گذشته است؟آیا ماشین بعدی خیالی تر از قدیمی است؟
پول برای برخی از افراد کمتر از یک دارایی و بیشتر مسئولیت اجتماعی است و آنها را به زندگی تعقیب وضعیتی مدیون است که می تواند آنها را بدبخت کند.
اگر بازی و نحوه بازی آن را تشخیص ندهید ، این یک دام خطرناک است. مونتسکیو 275 سال پیش نوشت ، "اگر فقط آرزو داشتید خوشحال شوید ، این امر به راحتی انجام می شود. اما ما آرزو می کنیم از افراد دیگر شادتر باشیم و این همیشه دشوار است ، زیرا ما معتقدیم دیگران از آنچه خوشحال هستند شادتر باشند. "
13. هزینه ها می تواند نمایانگر چقدر سخت کار کرده و استرس در کسب چک خود را افزایش داده است.
کسی که هفته ای 100 ساعت کار می کند و از کار خود متنفر است ممکن است بخواهد در تلاش برای جبران بدبختی از نحوه بدست آوردن چک آنها ، بی پروا را خرج کند.
هرگز ندیده ام که پول در جیب کسی سریعتر از یک بانکدار سرمایه گذاری که پاداش سالانه خود را دریافت می کند ، سوزاند. بعد از 12 ماه مدل سازی اکسل تا ساعت 3 صبح ، شما می خواهید به خودتان ثابت کنید که ارزش آن را دارد ، و آنچه را که قربانی کردید جبران کنید. مثل کسی است که یک دقیقه در زیر آب نگه داشته شده است - آنها هنگام سطح نفس نفس نمی کشند. آنها گاز می گیرند.
برعکس می تواند درست باشد. من فقط می توانم این کار را با تجربیات حکایتی پشتیبان بگیرم ، اما کسانی که قادر به تأخیر در تأخیر هستند ، اغلب کسانی هستند که از کار خود لذت می برند. ممکن است دستمزد خوب باشد ، اما خواستار جبران کار سخت شما با هزینه های سنگین در آنجا نیست.
اگر از قبل خوشحال هستید ، هزینه کردن برای خوشحال کردن شما سخت است.
اطلاعات بیشتر در مورد این موضوع:
- کتاب من ، روانشناسی پول
- سبک زندگی
- ثروتمند شدن در مقابل ثروتمند ماندن
خبرهای فارکس...
ما را در سایت خبرهای فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : شهره لرستانی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : شنبه
7 مرداد
1402 ساعت: 13:08