

امور مالی رفتاری ، به طور گسترده تعریف شده ، درک نسبتاً کاملی از فرآیندهای تصمیم گیری واقعی سرمایه گذاران به ما داده است. این به ما آموخته است که داستان های زمانبندی "انسان اقتصادی" را کنار بگذاریم-Homunculus با آگاه و آگاه و آگاهانه با ترجیحات پایدار و مهارت های محاسباتی عالی-به نفع الگوهای واقع بینانه تر انتخاب در معرض خطر. 1 سرمایه گذار ، ما اکنون می بینیم که مستعد خطاهای شناختی هستند ، تمایلی به تحقق ضرر ندارند و در توانایی خودشان بیش از حد همکار هستند اما از این که سایر شرکت کنندگان در بازار چیزی را که نمی دانند می دانند. علاوه بر این ، سرمایه گذاران نه تنها به دنبال پاداش های سودمند بلکه مزایای بیان و عاطفی نیز مانند وضعیت و احساس تعلق به یک جامعه هستند. 2 با تشکر از هربرت سیمون ، دانیل کاننمن ، ریچارد تالر ، میر استاتمن و بسیاری دیگر ، ما یک روانشناسی کلی داریم که شکافهای شناختی و عاطفی تصمیم گیری سرمایه گذاری را روشن می کند. سرمایه گذاران متضاد را می توان در چارچوب روانشناسی عمومی قرار داد. برای درک رفتار آنها نیازی به روانشناسی غیر طبیعی نیست. موضع متضاد نشانه ای از اختلال شخصیت نیست. اگر برخی از مخالفان ضد اجتماعی یا بی پروا هستند ، به این دلیل است که دقیقاً مانند سایر سرمایه گذاران ، آنها مردم هستند. با این وجود ، انتظار می رود که مخالفان به طور منطقی برخی از ویژگی های شخصیتی پایدار را به اشتراک بگذارند ، مانند روحیه اعتماد به نفس ، دلسردی برای تفکر انتقادی و جهت گیری زمان قوی در آینده. هدف محدود من در این قطعه کوتاه پیشنهاد برخی از دستورالعمل های ممکن برای تحقیقات تجربی در مورد روانشناسی سرمایه گذاران متضاد است. ج. توماس هوارد در مقاله مهم خود در مورد مدیریت نمونه کارها رفتاری (BPM) یک چارچوب مفید از مرجع را ارائه می دهد. توضیحات سخت او از جمعیت عاطفی بر خصوصیات خاصی متمرکز است که ممکن است به تمایز ویژگی های فرضی یک متضاد مادام العمر کمک کند.
جمعیت عاطفی
به حساب هوارد ، اولین اصل BPM این است که قیمت های امنیتی عمدتاً توسط جمعیت عاطفی شامل سرمایه گذاران تعیین شده است که تصمیمات خرید و فروش آنها بر اساس میانبرهای اکتشافی ، شواهد حکایتی و واکنشهای احشایی در مورد وقایع آشکار است. 3 از نظر ، Kahneman آشنا شد ، سرمایه گذاران عاطفی در درجه اول در سطح سیستم 1 فعالیت می کنند: تفکر آنها سریع و اتوماتیک است. هوارد می گوید ، 4 جمعیت عاطفی توسط دو نیرو هدایت می شوند: گریزی عمیق به خسارات کوتاه مدت و نیاز اجباری به اعتبار سنجی اجتماعی. 5 دور در دقیقه فرض می کند ، همانطور که دیگران ثابت کرده اند ، بازارها بسیار کارآمد نیستند. جمعیت عاطفی و عاطفی نیز عاقلانه نیستند به این معنا که میانگین ارزیابی شرکت کنندگان در بازار فردی تمایل به تقریب ارزش های واقعی ، اساسی یا ذاتی اوراق بهادار دارد. 6 جیمز سوروویکی چهار شرط را مشخص کرد که جمعیت خردمندانه را توصیف می کند: تنوع عقاید ، استقلال ، عدم تمرکز و تجمع. 7 جمعیت عاطفی در بازارهای مالی دو شرط آخر را برآورده می کنند. شرکت کنندگان می توانند منابع خود را ترسیم کنند ، و مکانیسم - خود مکانیسم قیمت گذاری - برای کاهش بسیاری از داوری های فردی به یک تصمیم جمعی وجود دارد. اما جمعیت عاطفی بعید به نظر می رسد که تنوع شدید نظر داشته باشند ، و اعضای آنها مطمئناً به معنای سوروویکی مستقل نیستند. نمی توان گفت که "عقاید مردم با عقاید اطرافیان تعیین نمی شود."در مقابل ، در جمعیت عاطفی ، مردم نشانه های خود را از یکدیگر می گیرند. آنها فکر می کنند آنچه فکر می کنند دیگران فکر می کنند. برای این منظور ، برخورد با جمعیت عاطفی به عنوان مجمع سرمایه گذاران متمایز کافی است. در واقع ، از یک منظر ، کاملاً مناسب به نظر می رسد. خود را می توان در یک حرکت جمعی غوطه ور کرد و همراه کرد. با این وجود ، توضیحی گران تر از ترکیب جمعیت (به عنوان مثال ، در امتداد خطوط ، از گونه های سرمایه گذاران اندرو لو) 8 ممکن است تحقیقات تجربی را تسهیل کرده و منجر به بینش بیشتر شود. سرمایه گذاری در فهرست سنتی یک استراتژی دنبال کننده روند است-وزن های سازنده با قیمت ها افزایش و کاهش می یابد-و این امر به نوسانات بازار سهام کمک می کند ، 9 اما سرمایه گذاران منفعل لزوماً متعلق به جمعیت عاطفی نیستند. تصمیم به سرمایه گذاری منفعلانه ، به خودی خود چیزی راجع به سبک شناختی فرد نشان نمی دهد. دیدگاه هوارد در مورد مکانیسم تعیین قیمت ، احتمال سرمایه گذاری منطقی را رد نمی کند. این کار را انجام می دهد ، با این حال ،
خواستار نوع جدیدی از عقلانیت در تصمیم گیری سرمایه گذاری باشید. در این دیدگاه ، سرمایه گذاران منطقی به طور مداوم از گرایش سایر شرکت کنندگان در بازار برای پرداخت بیش از حد و بیش از حد آگاه هستند.(سرمایه گذاران عقلانی همچنین تشخیص می دهند که احساسات خودشان در محل کار هستند ، اما آنها سعی می کنند آنها را به سطح خود برسانند و آنها را در معرض کنترل شناختی قرار دهند.) 10 از آنجا که قیمت بازار در درجه اول مبتنی بر پیش بینی اقتصادی یا تجزیه و تحلیل امنیتی نیست ، امروزه سرمایه گذاران عقلانی در این زمینه هستندحداقل به همان اندازه که مربوط به سیگنال های رفتاری دیگران است با همبستگی کلاس دارایی یا جریان نقدی با تخفیف. هوارد آنها را سرمایه گذاران داده های رفتاری (BDIS) می نامد و سبک شناختی خود را به عنوان سیستم 2 تفکر می کند-"تلاش ، متمرکز و پیچیده". 11 دومین اصل اساسی هوارد (از سه) این است که BDI ها بازده برتر دارند. با این حال ، هزینه عاطفی خاصی وجود دارد. او می نویسد: به نظر می رسد ساخت اوراق بهادار با عملکرد برتر آسان است ، اما انجام این کار به معنای گرفتن موقعیت هایی است که در مقابل جمعیت قرار دارد. نیاز قدرتمند به اعتبار سنجی اجتماعی به عنوان یک عامل بازدارنده قوی برای بسیاری از سرمایه گذاران عمل می کند و آنها را از دنبال کردن چنین رویکردی منصرف می کند. ترک جمعیت عاطفی و تبدیل شدن به BDI دشوار است. 12 هوارد به سادگی سرمایه گذاری منطقی را با سرمایه گذاری متضاد ("موقعیت هایی که مخالف جمعیت هستند") شناسایی نمی کند. رویکرد BPM به طور قابل توجهی گسترده تر و ظریف تر است. 13 با این وجود ، در چارچوب خود ، مخالفان می توانند به عنوان سرمایه گذاران منطقی واجد شرایط باشند. بگذارید در نظر بگیریم که چگونه ممکن است آنها در تفکر ، نگرش و رفتار از اعضای جمعیت عاطفی متفاوت باشند.
یک دیدگاه متضاد در مورد قیمت ها
خبرهای فارکس...
ما را در سایت خبرهای فارکس دنبال می کنید
برچسب : نویسنده : شهره لرستانی بازدید : 39 تاريخ : شنبه 7 مرداد 1402 ساعت: 16:16