گفته می شود سرمایه گذاران و مدیران نمونه کارها که بر استفاده از روشهای پیش بینی برای خرید و فروش اوراق بهادار تأکید می کنند ، در تئوری زمان بندی بازار مشترک هستند. اگرچه زمان بندی بازار هیچ کمبود طرفداران ندارد ، اما یکی از بحث برانگیزترین نظریه ها در مدیریت سرمایه گذاری است.
زمان بندی بازار از این اصل ناشی می شود که ابزارهایی مانند تجزیه و تحلیل فنی و داده های اقتصادی برای تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری مناسب هستند - به ویژه در هنگام ورود یا خروج از یک دارایی خاص. بنابراین ، طرفدار زمان بندی بازار ، بازارهای مالی ، شاخص های فنی و شرایط اقتصادی گسترده تری را برای تعیین زمان ورود یا خروج از یک دارایی خاص ، تجزیه و تحلیل خواهد کرد.
بحث و جدال
این شکل از سرمایه گذاری بحث برانگیز است زیرا فرض می کند می توان با استفاده از داده های گذشته ، آینده را با اطمینان پیش بینی کرد. با این حال ، سرمایه گذاران ، محققان و مربیان فصلی می دانند که پیش بینی جهت آینده هر بازار بسیار دشوار است ، چه رسد به سهام ، ارز و اوراق قرضه. برای یافتن ETF های مناسب برای نمونه کارها خود از صفحه نمایش ETF ما استفاده کنید. زمان بازار تمایل دارد تا مردم را به یکی از دو اردوگاه قطبی کند. طرفداران زمان بندی بازار معتقدند که می توانند آینده را تقریباً کاملاً با استفاده از شاخص های فنی پیچیده و استراتژی های تجاری "اختصاصی" پیش بینی کنند. در طرف مقابل طیف ، برخی از افراد - به ویژه دانشگاهیان - ادعا می کنند که از بین بردن غیرممکن است. همانطور که معمولاً اتفاق می افتد ، حقیقت در جایی در وسط قرار دارد. توجه به این نکته حائز اهمیت است که ضمانت کنندگان زمان بندی بازار لزوماً استفاده از تجزیه و تحلیل فنی یا داده های اقتصادی را برای اطلاع رسانی در مورد تصمیمات سرمایه گذاری بی اعتبار نمی کنند. در عوض ، آنها ادعا می کنند که پیگیری پیش بینی های ضرب و شتم بازار بعید است که بهترین نتیجه را به دست آورد. این امر به ویژه در دنیای صندوق های متقابل ، جایی که استراتژی های زمان بندی بازار رژیم های خرید و نگهدارنده ساده را تحت تأثیر قرار داده اند. تحقیقات در مورد اوراق بهادار بلند مدت همچنین نشان می دهد که استراتژی های تهاجمی زمان بندی بازار ، پرتفوی محتاطانه را تحت تأثیر قرار می دهد که باعث شکاف نسبتاً سازگار بین سهام و اوراق می شوند. این نتایج به طور مناسب در سال 1994 توسط پل ساموئلسون ، برنده جایزه یادبود نوبل توصیف شد ، که استدلال می کرد که برخی از بهترین مجریان کسانی هستند که اوراق بهادار خود را فقط با گذشت زمان تنظیم می کنند. ویلیام شارپ برنده نوبل همچنین بیهودگی زمان بندی بازار را در یک مطالعه 1975 به نام "دستاوردهای احتمالی از زمان بازار" نشان داد. این مطالعه به دنبال تعیین این بود که چند بار یک تایمر بازار برای انجام یکسان و همچنین یک شاخص منفعل ردیابی یک معیار باید دقیق باشد. به گفته شارپ ، یک تایمر بازار باید تقریباً سه چهارم از زمان صحیح باشد تا از سبد معیار ریسک مشابه هر سال بهتر عمل کند. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد استراتژی های سرمایه گذاری ETF ، اینجا را کلیک کنید. در عین حال ، شواهدی وجود دارد که نشان می دهد استراتژی های زمان بندی بازار وقت و مکان خود را دارند. Uwe Lang ، انتخاب کننده پیشرو در سهام آلمان ، ظاهراً زمان بازار را برای موفقیت بزرگ به کار می برد. او نه تنها استراتژی های خرید و نگهدارنده را "قاتل سود" خواند ، بلکه به سرمایه گذاران توصیه کرد که سهام خود را حداکثر تا پنج روز پس از شناسایی خطر در بازار بفروشند. آنها پس از بهبود بازار وسیع تر باید آنها را خریداری کنند. جف مریمان-کوهن ،
یک حامی یک بار در زمان بندی بازار ، در سال 2012 به وال استریت ژورنال گفت که تلاش برای زمان ورود شما به بازار فقط عملکرد بلند مدت را کاهش می دهد. مشاور سرمایه گذاری گفت: "هرچه [سیستم ها] پیچیده تر باشد ، احتمال آن نیز مؤثر است."برای کسب اطلاعات در مورد 3 نکته در مورد پیمایش در بازارهای غیر دوستانه اینجا را کلیک کنید.
محتوا زیر تبلیغات ادامه دارد
زمان بندی بازار منجر به هزینه های بالاتر می شود
تایمرهای بازار نه تنها میانگین بلند مدت صندوق شاخص منفعل را تحت تأثیر قرار می دهند ، بلکه به احتمال زیاد آنها نیز به روش های دیگر هزینه های خود را پرداخت می کنند. زمان بندی بازار هزینه فرصت بالایی دارد ، زیرا میزان زمان و تلاش لازم برای به کار بردن استراتژی به طور مؤثر از مزایای آن فراتر می رود. مورد در مورد: سرمایه گذاری به طور کامل در شاخص S& P 500 بین سالهای 1995 و 2014 به طور متوسط سالانه 9. 85 ٪ سرمایه گذار را به دست می آورد-و این با حباب Dot-com و رکود اقتصادی 2008 در نتایج حاصل می شود. با این حال ، اگر سرمایه گذار فقط برای ده روز از بهترین روزها در این دوره سرمایه گذاری نشده بود ، بازگشت آنها 6. 1 ٪ بود. ورود و خروج از بازار در فواصل بالاتر نیز به معنای هزینه های بالاتر معامله است. انتقال وجوه از نمونه کارها یا اجرای چندین سفارش فروش منجر به هزینه های بسیار بالاتری در طولانی مدت می شود. این به ویژه در مورد سرمایه گذاری در وجوه با نسبت هزینه بالاتر است. حتی اگر به عنوان یک تایمر بازار موفق شوید ، پیامدهای مالیاتی سود شما قابل توجه خواهد بود. از این گذشته ، خرید کم و فروش زیاد در فرکانس بیشتر به معنای مالیات بر سود بالاتر احتمالاً هر سال است.
خط پایین
خبرهای فارکس...
ما را در سایت خبرهای فارکس دنبال می کنید
برچسب : نویسنده : شهره لرستانی بازدید : 37 تاريخ : سه شنبه 24 مرداد 1402 ساعت: 10:29