تقارن مالی و خلق و خوی در بازار

ساخت وبلاگ

ایده و طراحی آزمایش ها: JVA. آزمایشات را انجام داد: RS JVA MS. تجزیه و تحلیل داده ها: JVA MS. معرف ها/مواد/ابزارهای آنالیز کمکی: JVA RS. مقاله را نوشت: JVA RS.

* پست الکترونیکی: rf. 1sirap-vinu@nesredna. gnittiv-negroj دریافت شده در 6 ژوئن 2014; در 10 ژانویه 2015 پذیرفته شد. کپی رایت © 2015 Savona et al

این یک مقاله با دسترسی آزاد است که تحت شرایط Creative Commons Attribution License توزیع شده است، که اجازه استفاده، توزیع و بازتولید نامحدود را در هر رسانه ای می دهد، مشروط بر اینکه نویسنده و منبع اصلی به درستی اعتبار داشته باشند.

داده های مرتبط

تمام داده های مربوطه در داخل مقاله هستند.

خلاصه

این مقاله به بررسی این موضوع می پردازد که چگونه برخی از گذارهای سفته بازی در بازارهای مالی را می توان به یک شکست تقارنی نسبت داد که در تصمیم گیری جمعی اتفاق می افتد. فرض بر این است که سرمایه گذاران با استفاده از مجموعه محدودی از اطلاعات از جمله تاریخچه قیمت گذشته و انتظارات در مورد سود سهام آینده، منطقی هستند. استراتژی های سرمایه گذاری به صورت پویا بر اساس بازده تحقق یافته در یک طرح نظری بازی با تعادل نش تغییر می کنند. در چنین شرایطی، بازارها به عنوان سیستم های پیچیده ای رفتار می کنند که بازده آنها منعکس کننده یک تقارن مالی ذاتی است که تعادل در پویایی قیمت را تضمین می کند (وضعیت بنیادگرا) تا زمانی که تقارن شکسته شود که منجر به سناریوهای حباب یا ضد حباب (وضعیت سوداگرانه) شود. ما چنین انتقال دو فازی را در یک طرح میکرو به کلان از طریق یک توسعه توان مبتنی بر Ginzburg-Landau که منجر به پارامتر دمای بازار می شود، مدل سازی می کنیم که انتقال حالت را در بازار تعدیل می کند. از طریق شبیه سازی ها ثابت می کنیم که تغییرات در پویایی قیمت بازار را می توان به طور پدیدار شناختی با تعداد معامله گران، تعداد استراتژی ها و مقدار اطلاعات استفاده شده توسط نمایندگان توضیح داد، که همگی در پارامتر دمای بازار ما گنجانده شده اند.

معرفی

به یک قلم که به حالت ایستاده روی یک میز با انگشت قرار دارد ، فکر کنید و تصور کنید که به آرامی انگشت خود را بلند کنید تا اینکه قلم ناگهان در جهت دلخواه قرار گیرد همانطور که در شکل 1A-B نشان داده شده است. این مشترک با پویایی بازار مالی چیست؟هر دو سیستم هستند که در هر زمان یک نوسان کوچک باعث می شود سیستم از یک نقطه بحرانی عبور کند ، سیستم به یک یا چند حالت مشخص منتقل می شود. پدیده ای که یک سیستم از حالت متقارن اما بی نظمی یا تصادفی (قلم می تواند در هر جهت معین قرار بگیرد) به یک حالت مرتب شده که در آن تقارن خراب است و الگوی به خوبی تعریف شده است (قلم در یک جهت خاص می افتد)همان چیزی است که یک انتقال فاز در فیزیک را مشخص می کند. در این مقاله ، ما یک چارچوب نظری برای بازارهای مالی بر اساس این استدلال پدیدارشناختی ایجاد می کنیم: قلم در حالت متقارن معادل نوسانات قیمت در مورد ارزش اساسی آنها است ، در حالی که قلم سقوط (تقارن شکسته است) معادل روند قیمت به سمت گلها است. در مرحله حباب یا مرحله ضد حباب بازار دیده می شود.

An exteal file that holds a picture, illustration, etc. Object name is pone.0118224.g001.jpg

یک قلم می افتد و تقارن شکسته است.

شکل 1A وضعیت متقارن یک قلم را نشان می دهد که هیچ جهت مشخصی گرفته نشده است. حالت متقارن است زیرا هیچ جهت قبلی ترجیح داده نمی شود که قلم در آن سقوط کند. شکل 1b قلم در حال سقوط در یک جهت خاص مربوط به یک تقارن تقارن هنگام بلند شدن انگشت را توصیف می کند. تقارن تقارن اتفاق می افتد زیرا نوسانات کوچک در موقعیت قلم هنگام بلند کردن انگشت اجتناب ناپذیر اتفاق می افتد و منجر به تغییر سیستم از یک حالت (قلم به صورت قائم روی یک میز با انگشت) می شود (قلم ناگهان در یک سقوط می کندجهت دلخواه).

سؤال اساسی که ما با آن روبرو هستیم توضیح این است که چه موقع و چرا شکستن تقارن مالی در حال وقوع است ، مربوط به سیستم مالی که از یک ایالت (یا خلق و خوی) حرکت می کند ، جایی که تصادفی در حرکات قیمت از شرایط بدون آربیتراژ پیروی می کند ، به وضعیت دیگری که در آن قیمتمسیر را به سمت حباب یا تشکیل ضد حباب طی می کند و باعث ایجاد شرایط داوری می شود. حالت اول حالت اساسی است ، در حالی که حالت دوم وضعیت سوداگرانه است.

بدنه بزرگی از ادبیات بازارهایی را که به عنوان سیستم های پیچیده ای با عوامل تعامل منطقی محدود دیده می شود ، مورد بررسی قرار داده است. یک لیست ممکن ، در حالی که لیست های غیر مجوز از منابع شامل Refs است.[1-9]. ویژگی متداول این مطالعات مربوط به نحوه مدل سازی تعامل دینامیکی انتخاب عوامل است ، که در یک رویکرد "میانگین میدان" تلخ می شوند که در آن شدت انتخاب معادل دما است. در عمق بیشتر ، سیستم های پیچیده به عنوان "... ساختارهای متلاشی که انرژی آزاد وارد می کنند و آنتروپی صادرات را به شکلی وارد می کنند ، فرض می شود که آنها را قادر می سازد تا محتوای ساختاری و پیکربندی خود را با توجه به محدودیت های مرزی خود سازماندهی کنند."[8]در چنین استدلال ، بازارها به عنوان سیستم های ترمودینامیکی فرض می شوند که در آن انرژی (نظم) و آنتروپی (اختلال) در حال تلاش علیه یکدیگر هستند و بر اساس "درجه حرارت" داخلی خود ، بازارها را از یک ایالت به حالت دیگر منتقل می کنند.

در مقاله ما همان دیدگاه "ضد کاهش گرایی" (یا "متافیزیکی") را در نظر می گیریم ، جایی که سیستم های مالی صرفاً جمع بخش های مجرد نیستند ، بلکه در عوض ، آنها پویایی بسیار پیچیده ای را منعکس می کنند که فقط با بازرسی از سیستم قابل درک استیک اتصالات میکرو به ماکرو کامل ، در یک چارچوب اقتصادی مداوم که تعامل خطی و غیر خطی را در نظر می گیرد. درعوض ، نظریه اقتصادی متعارف اغلب قادر به توصیف چنین پویایی هایی است که بر اساس یک رویکرد "تقلیل گرایانه" ساخته می شود ، که در آن رفتار خرد اقتصادی یک نماینده نماینده ابتدا با استفاده از چارچوبهای منطقی ، محدود یا رفتاری محدود می شود ، سپس در یک سنتز مورد استفاده قرار می گیرد. رفتارهای کلانبه عبارت دیگر ، حالت (یا خلق و خو) سیستم نتیجه ماکروسکوپی بسیاری از تصمیمات میکروسکوپی است.

ساختار بازار مالی "پراکنده" که در ذهن داریم با دو پیکربندی کلان شکل گرفته شده توسط تعامل مکانی و مکانی عوامل منفرد مشخص می شود: (1) یک وضعیت سوداگرانه ، که در آن معامله گران مجرد همان جهت را می گیرند (همه خرید یا فروش) ، پیشروبه روند بازار حباب و ضد حباب ؛(2) یک کشور اساسی ، که در آن معامله گران سفارشات خرید و فروش متفاوتی را برای حرکت در مسیر قیمت برای حرکت به ارزش اساسی خود قرار می دهند.

فرض بر این است که مأمورین با استفاده از مجموعه محدودی از اطلاعات از جمله تاریخ قیمت گذشته (تحلیلگران فنی) و انتظار از سود سهام آینده (اصولگرایان) ، محدود به نظر می رسند. استراتژی های سرمایه گذاری به صورت پویا بر اساس بازده تحقق یافته در یک طرح نظری بازی با تعادل نش تغییر می کنند. در چنین شرایطی ، بازپرداخت بازار منعکس کننده تقارن مالی ذاتی است که تا زمان شکسته شدن تقارن ، عدم تغییر در داخل سیستم را تضمین می کند ، سپس بازار را به سمت سناریوهای سوداگرانه سوق می دهد. انتقال دولت هر زمان که "دما" بازار از یک نقطه انتقال بحرانی عبور می کند ، ظاهر می شود ، که نشان دهنده رفتارهای سوداگرانه در مقابل است.

نوآوری اصلی ما ارائه یک اقدام رسمی و مبتنی بر نظری به چنین دمای بازار است.

"انتخاب" جمعی از سیستمی که ما از آن به عنوان "تصمیم گیری کل" یاد می کنیم ، می تواند پاسخ دهد که چگونه قیمت ها با گذشت زمان شکل می گیرند و حالت های بازار را توصیف می کنند ، که فرضیه انتظارات منطقی (Reh) یا حتی RET محدود نمی تواند به آن پرداخته شود. در واقع ، هنگامی که قیمت دارایی و سود سهام هر دو در فرایند تصمیم گیری گنجانده شده است ، Reh به نمایندگان نشان می دهد که باید تصمیمات تجاری خود را فقط بر اساس سود سهام اتخاذ کنند ، اما اگر سعی کنید توضیح دهید که نتیجه جمعی از چه نتیجه ای خواهد بود ، این موضوع به دور از بی اهمیت می شود. n تصمیم گیری مردم. آیا تصمیمات مبتنی بر قیمت دارایی در انتظار رفتار قیمت آینده (وضعیت سوداگرانه) است ، یا بیشتر پیش بینی سود سهام آینده تنها محرک تصمیمات تجاری نمایندگان (دولت بنیادگرایانه) است؟

چارچوب ما قادر به پاسخی به این سؤال است که درشت را از طریق تئوری مشهور Ginzburg-Landau (GL) در فیزیک ، که برای توصیف انتقال ابررسانا از نظر یک زمینه پارامتر مرتبه پیچیده استفاده می شود ، به این سؤال پاسخ می دهد. سازگاری تئوری GL با مشکل ما به ما این امکان را می دهد تا توضیحات میکروسکوپی بیش از حد پیچیده از خلق و خوی در بازارها را با استفاده از "پارامتر سفارش" که انتقال بین حالتهای اساسی و سوداگرانه را تعدیل می کند بدون بررسی میکرو دینامیک عوامل مجرد و تعدیل می کنیم. تأثیر متقابل آنها در مسیر قیمت و انتقال بازار متصل است.

ما به شرح زیر ادامه می دهیم. ما ابتدا مدل مبتنی بر چند عامل مورد استفاده برای توصیف عملکردهای بازپرداخت عوامل واحد و تأثیرات مرتبط با آن در بازده بازار را شرح می دهیم. سپس ما منطقی انتقال فاز بازار را از طریق تئوری GL ، گزارش های بعدی و اظهار نظر نتایج حاصل از مطالعه شبیه سازی شرح می دهیم. ما نتیجه می گیریم که خلاصه سهم اصلی ما همچنین به تشریح برنامه تحقیق آینده ما می پردازیم.

مدل سازی مبتنی بر چند عامل

چارچوب نظری مورد استفاده برای رسمیت بخشیدن به سوداگرانه و حالتهای اساسی به رویکرد مدل سازی چند عامل "$" که در Ref ارائه شده است ، اشاره دارد.[10] ، که در آن نمایندگان مجرد تصمیمات سرمایه گذاری خود را بر اساس سود سهام و قیمت دارایی ها با هدف برای به حداکثر رساندن عملکرد بازپرداخت سود خود می گیرند.

$-Game گسترش بازی اقلیت (MG) است که در Ref معرفی شده است.[11] و در بسیاری از مطالعات در مورد Refs Dynamics قیمت بازار اجرا شد.[12-14]. طرح اصلی MG در یک بازی مکرر تشکیل شده است که بازیکنان در هر مرحله بر اساس اطلاعات گذشته 1 از 2 گزینه دیگر (خرید یا فروش) را انتخاب می کنند و نمایندگان برنده آن در گروه اقلیت هستند. چنین طرحی به دنبال اصل پیشرو در فیزیک معرفی شد که برای حل یک مشکل پیچیده ابتدا باید عوامل اساسی را با هزینه تلاش برای توصیف همه جنبه ها به تفصیل شناسایی کند.

به همین ترتیب ، بازی $ مدل "حداقل" ما برای توصیف و پیش بینی پویایی بازار مالی است. اگرچه در اصل ساده است ، اما بازی $ دینامیک سیستم غنی را به دست می آورد ، پیچیدگی آن را می توان با انتخاب پارامترهای سیستم (طول حافظه ، نقدینگی و غیره) انجام داد. همانطور که در زیر نشان داده شده است ، از این طریق این یک معضل از نظر استراتژی های سرمایه گذاری شرکت کنندگان ایجاد می کند ، و موارد خالص دولت های سوداگرانه در مقابل بنیادگرایی به عنوان موارد ویژه تئوری عمومی ظاهر می شود. متفاوت از MG ، در بازی $ بهترین استراتژی ها همیشه اقلیت را هدف قرار نمی دهند بلکه فرصت طلبانه بین اقلیت و اکثریت تغییر می کنند.

تعریف ریاضی این مدل شامل N بازیکنان (یا نمایندگان) است که همزمان در یک بازار مالی یک دارایی در یک افق زمانی دوره ها شرکت می کنند. در هر دوره T ، با t< خبرهای فارکس...

ما را در سایت خبرهای فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : شهره لرستانی بازدید : 36 تاريخ : سه شنبه 24 مرداد 1402 ساعت: 12:09