
همه چیز در زندگی همراه با تجارت است. آیا می خواهید یک ورزشکار حرفه ای باشید؟یا یک نوازنده مشهور؟سپس باید برای ایجاد توانایی های خود در رشته منتخب خود ، مجموعه های مهارت های ارزشمندی را در مناطق دیگر خودداری کنید.
سرمایه گذاری هیچ تفاوتی ندارد. با هر سرمایه گذاری که انجام می دهید - چه خرید خانه ، مدیریت نمونه کارها یا پرداخت هزینه کالج بچه های خود ، می خواهید در ازای دیگری از مزایای آن استفاده کنید. بیشتر اوقات ، این تجارت بین ریسک و بازده بالقوه است. دانستن این تجارت در سطح مفهومی ، مسیری طولانی را برای کمک به شما در انتخاب سرمایه گذاری های مناسب (یا استراتژی ها) در مسیر بازنشستگی خود طی می کند.
اما قبل از اینکه بتوانیم رابطه بین ریسک و پاداش را درک کنیم ، باید درک خود را از خطر محکم کنیم.
خطر چیست؟
از یک شخص غیرقانونی بپرسید که چه ریسکی است ، و آنها احتمالاً چیزی را در امتداد خط "احتمال از دست دادن یا آسیب" می گویند. از یک استاد دارایی (یا Investopedia) بپرسید ، و آنها پاسخ می دهند که این شانس است که بازده واقعی یک سرمایه گذاری با آنچه انتظار می رفت متفاوت باشد.
این تعاریف خوب است ، اما خطر در واقع بسیار ساده تر از آن است. در اصل آن ، خطر به سادگی عدم اطمینان است ...
اگر می توانید از قرار دادن مفاهیم منفی بر مفهوم خطر خودداری کنید ، در دراز مدت بسیار بهتر خدمت خواهید کرد. این امر به این دلیل است که خطر به همان اندازه در مورد نتایج مثبت منفی است.
اینجوری درباره اش فکر کنید. اگر مجرد هستید و محدوده خانه خود را ترک می کنید ، خطری وجود دارد که ممکن است در واقع با شخص رویاهای خود ملاقات کنید. یا اگر در حال مصاحبه برای یک کار هستید ، خطری وجود دارد که واقعاً ممکن است آن را بدست آورید. وسواس ما در تعریف ریسک در یک نور منفی می تواند توانایی ما در تصمیم گیری های سرمایه گذاری صحیح را مختل کند.
این مفهوم از خطر مثبت هنگامی که بیشتر از سوراخ خرگوش پایین می آییم و در مورد نحوه اندازه گیری خطر بحث می کنیم ، واضح تر می شود.
اندازه گیری خطر چگونه است؟
در دنیای سرمایه گذاری ، روشهای مختلفی برای ارزیابی ریسک وجود دارد ، اما روش استاندارد صنعت این است که به نوسانات نگاه کنیم - یا گرایش ارزش یک سرمایه گذاری برای نوسان قیمت. از دیدگاه آماری ، ما این را با استفاده از آنچه که انحراف استاندارد نامیده می شود ، اندازه گیری می کنیم.
در صورت چرت زدن در کلاس ریاضی ، یک آغازگر سریع وجود دارد. انحراف استاندارد پراکندگی یک مجموعه داده را نسبت به میانگین یا میانگین آن اندازه گیری می کند. بیایید بگوییم که ما دو سرمایه گذاری داریم که بازده زیر را طی پنج سال گذشته ارائه داده است.

در این حالت ، سرمایه گذاری A دارای بازده متوسط سالانه بالاتر (6 ٪ در مقابل 4 ٪) است ، اما همچنین دارای انحراف استاندارد بالاتر (6. 6 ٪ در مقابل 2. 2 ٪) است. در نتیجه ، سرمایه گذاری A خطرناک تر از سرمایه گذاری در نظر گرفته می شود.
برای کمک به نشان دادن این موضوع بیشتر ، در اینجا همان چیزی است که این دو سرمایه گذاری به شکل گرافیکی به نظر می رسند:

در نمودار سمت چپ می بینیم که پراکندگی بازده احتمالی برای سرمایه گذاری A بسیار بیشتر از سرمایه گذاری است. این جوهر ریسک است.
این بسیار مهم است که در اینجا تشخیص دهیم که هنگام اندازه گیری ریسک ، بازده بیشتر از بازده متوسط متفاوت از بازده کمتر از بازده متوسط نیست. به عبارت دیگر ، صرف نظر از اینکه بازده واقعی یک سرمایه گذاری از بازده مورد انتظار آن فراتر رفته یا از بین رفته است ، انحراف به همان شیوه مجازات می شود ... به همین دلیل ما در بالا ذکر کردیم که خطر به همان اندازه در مورد نتایج مثبت است که منفی است ... وقتی شمایکی را محدود کنید ، دیگری را محدود می کنید.
رابطه بین ریسک و پاداش
تا این لحظه ، ما به تجارت بین ریسک و پاداش اشاره کرده ایم ، اما ما آن را توضیح نداده ایم. بیایید اکنون این کار را انجام دهیم.
به طور کلی فرض بر این است که وقتی یک سرمایه گذار می خواهد بازده بالاتری کسب کند ، باید ریسک بیشتری را به عهده بگیرند. اکنون که می فهمید که خطر با استفاده از نوسانات یا انحراف استاندارد اندازه گیری می شود ، نمودار زیر باید معنی داشته باشد.

این نمودار رابطه اساسی بین ریسک و پاداش را برجسته می کند ، اما یک کلمه احتیاط: سطح ریسک برای سرمایه گذاری های مختلف و همچنین بازده مورد انتظار ، دائماً در حال تغییر است ... این بدان معنی است که این رابطه همیشه در جریان است. بنابراین ، این نمودار فقط باید به عنوان یک تعمیم استفاده شود. ریسک و بازده یک رابطه خطی را به اشتراک نمی گذارند ، و همانطور که در بخش بعدی خواهیم دید ، ریسک بیشتر همیشه به معنای بازده مورد انتظار بالاتر نیست.
اما ابتدا ، بیایید از این همه صحبت های فرضی دور شویم و چیزی را به شما بدهیم که می توانید دندان های خود را در آن فرو کنید. یکی از اصلی ترین راه های تجارت بازگرداندن ریسک در یک نمونه کارها از طریق انتخاب کلاسهای مختلف دارایی است. در نمودار زیر ، می توانیم ریسک تعادل بلند مدت BlackRock و فرضیات بازگشت را برای انواع مختلف سهام (سهام) و اوراق بهادار (درآمد ثابت) مشاهده کنیم.

فقط دو مورد وجود دارد که شما واقعاً باید از این نمودار دور شوید. اول ، همانطور که در نمودار قبلی دیدیم ، بین ریسک و پاداش رابطه شیب دار به سمت بالا وجود دارد. دوم ، سهام به طور معمول بازده بالاتری را ارائه می دهد و نوسانات بالاتری (ریسک) را نسبت به اوراق قرضه تجربه می کند.
اما ... و این یک نکته مهم است ... همیشه اینگونه نیست. به عنوان مثال ، نزدیک به پایان یک گسترش اقتصادی ، سهام در واقع می تواند بازده مورد انتظار پایین تر از اوراق قرضه و نوسانات بسیار بیشتر مورد انتظار داشته باشد ، که باعث می شود آنها در مقایسه با اوراق قرضه ، شرط بسیار ضعیفی داشته باشند.
از طرف تلنگر ، اندکی پس از رکود اقتصادی ، سهام می تواند بازده مورد انتظار بسیار بالا و نوسانات کم را به نمایش بگذارد و آنها را جایگزین بسیار بهتری برای اوراق قرضه کند. بنابراین ، تجارت پاداش ریسک برای هر سرمایه گذاری (یا طبقه دارایی) همیشه در حال تغییر است و به شدت به شرایط بازار اقتصادی و مالی وابسته است.
خطر بالاتر همیشه به معنای بازده بالاتر نیست
اکنون که شروع به آویزان کردن این کار کرده اید ، اجازه دهید یک تمرین سریع را انجام دهیم تا مهارت های مدیریت ریسک خود را آزمایش کنیم.
بیایید بگوییم که شما گزینه انتخاب بین دو سرمایه گذاری زیر را دارید. کدامیک را برمی گزینید؟

اگر همه چیزهایی را که تاکنون پوشش داده ایم درک کرده اید ، امیدوارم که سرمایه گذاری شماره 2 را انتخاب کرده باشید ... اما چرا؟در این حالت ، هر دو سرمایه گذاری بازده سالانه متوسط (یا مورد انتظار) را ارائه می دهند ، اما سرمایه گذاری شماره 2 ریسک بسیار کمتری دارد. در حقیقت ، تقریباً نیمی از ریسک (نوسانات) به اندازه سرمایه گذاری شماره 1 دارد. در اینجا نگاهی به توزیع های بازگشت برای هر دو سرمایه گذاری می کنیم:

این یک نمونه کامل از زمانی است که خطر بالاتر به معنای بازده مورد انتظار بالاتر نیست. قادر به تشخیص موقعیت هایی از این دست هنگام ظهور و پاک کردن آنها ، بخشی جدایی ناپذیر از سرمایه گذار باهوش است.
قطعه پازل نهایی: نرخ بازده مورد نیاز
در این مرحله می توانیم شروع به لمس نهایی در مورد بحث خود در مورد خطر و بازگشت کنیم. اما یک مفهوم آخر وجود دارد که باید درک کنیم: نرخ بازده مورد نیاز.
در بخش آخر ، نمونه ای که از آن عبور کردیم یک مغز نبود. هنگامی که با گزینه های مختلف سرمایه گذاری که دارای همان بازده مورد انتظار هستند ، همیشه یکی از ریسک های کمتری را انتخاب خواهید کرد (مگر اینکه نوع ریسک باشید که همیشه از پرش پایه یا پرواز لباس بال خارج است). در عین حال ، هنگامی که با گزینه های مختلف سرمایه گذاری که تقریباً همان خطر را دارند ، مواجه می شوید ، همیشه یکی را با بازده مورد انتظار بالاتر انتخاب خواهید کرد ...
اما چه اتفاقی می افتد که هر دو بازده مورد انتظار و ریسک برای یک سرمایه گذاری بیشتر باشد (مانند اولین مثال که ما به آن نگاه کردیم). پس چگونه انتخاب می کنید؟
پاسخ به نرخ بازده مورد نیاز فرد ما می رسد. یعنی بازگشت نمونه کارها ما باید برای رسیدن به اهداف مالی خود به دست آورد. با استفاده از داده های نمونه اول ما ، اگر ما فقط به نمونه کارها خود نیاز داریم تا 3-4 ٪ در سال رشد کنند تا به اهداف سرمایه گذاری خود برسیم ، سرمایه گذاری B راهی خواهد بود. از طرف دیگر ، اگر ما به سبد خود نیاز داریم تا با سرعت کمی سریعتر رشد کنیم ، پس باید تعیین کنیم که آیا ما مایل هستیم ریسک اضافی را که با سرمایه گذاری همراه است بپذیریم. اگر چنین باشد ، پس A راه است.
همانطور که می بینید ، این تصمیم بسیار ذهنی می شود و تا حد زیادی تحت تأثیر بیزاری فردی خودمان به خطر است. در اتخاذ این تصمیمات ، مهم است که مفهوم خطر مثبت را به خاطر بسپارید. هنگامی که شما برای سرمایه گذاری یا استراتژی "ریسک پایین تر" تصمیم می گیرید ، نه تنها این احتمال را برای بازگشت بازپرداخت شما در زیر آنچه انتظار می رود ، محدود می کنید ، بلکه این شانس را نیز محدود می کنید. بنابراین اطمینان حاصل کنید که همیشه فرض نمی کنید که خطر پایین تر ارجح است.
خبرهای فارکس...
ما را در سایت خبرهای فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : شهره لرستانی
بازدید : 30
تاريخ : چهارشنبه
15 شهريور
1402 ساعت: 9:52