در اواخر دهه 1980 فرصتی برای من برای تبدیل شدن به یک فروشنده گزینه در بازار پایتخت لندن به وجود آمد. در آن زمان من یک مسلمان عملی نبودم و با توجه به اینکه دستمزد در این خط کار می تواند بسیار زیاد باشد ، بدون فکر دوم پذیرفتم. با گذشت سالها ، برای من پیش آمد که اندازه بسته پرداخت من رابطه کمی با فایده ای که جامعه در نتیجه کار من به دست آورد ، داشت. دیگران نسبت به خود گمراهی داشتند. حسابداران از خطرات پنهانی که بانکها "ترازنامه" را از بین می برد ، شکایت می کردند و هر از گاهی ، وزرای دولتی وقتی بهانه های دیگر در آینده نبودند ، می توانند از بازار مشتقات استفاده کنند. تنظیم کننده ها برای استخدام کارمندان که می توانند درک کنند که معامله گران چه کاری انجام می دهند ، اما از نرخ پایین دستمزد خارج شده و بنابراین ، از فقدان مداوم کارمندان واجد شرایط رنج می برند ، تلاش کردند.
از آنجا که غنیمت های مشتقات در مقادیر بیشتر کمرنگ می شوند ، تأسیس مالی شروع به دنبال یک توجیه اقتصادی گسترده تر برای وجود این بازار کرد. مدارس تجاری ، مددکاران تکنیک های ارزیابی گزینه مدرن ، فقط برای کمک به آنها بسیار خوشحال بودند. آنها به ما گفتند که تنوع روزافزون محصولات محافظت کننده طیف کاملی از ابزارهای مدیریت ریسک را فراهم می کند و بنابراین برای جامعه سودمند بود. اما ما در بازار داستانی متفاوت را در حال آشکار کردن دیدیم. XYZ Bank مدیر خزانه داری ضعیف را در پادشاهی از جایی یا دیگری فریب می دهد و به یک معامله پیچیده مبادله ای می پردازد که فقط یک دکترای فیزیک هسته ای می تواند به درستی ارزش قائل باشد. بنابراین این بانک در همان روزی که این معامله بسته شد ، سود چند میلیون دلاری را رزرو می کند و افسران پادشاهی هرگز بهتر نمی دانند. ادارات مشتقات شروع به جابجایی در اطراف مشتری های شرکتی مانند زنبورهای اطراف یک گلدان عسل کردند.
البته کلاهبرداری نمی تواند برای همیشه دوام داشته باشد. در اوایل دهه 1990 ، Bankers Trust Traders در مورد اندازه "فاکتور Rip-Off" در معامله مشتقات Procter و Gamble ، مورد بحث قرار گرفتند. ما این را می دانیم زیرا این قسمت به نمایندگی از شرکت ضبط و عمومی شد. این یکی از بسیاری از ضررهای بزرگ مشتقات بود که توسط مشتریانی که به دلیل تشویق مشتاق بانکداران خود عمل کرده بودند ، بود. به زودی Orange County و Metallgesellschaft با هزینه صدها میلیون دلار بیشتر در همان تله قرار می گیرند.
"ما می توانیم از شما در برابر نوسانات بازار محافظت کنیم" که بانکداران سرمایه گذاری به مشتریان خود می گویند. اما نوسانات بازار ناشی از فعالیت های همان بانکداران سرمایه گذاری است ، بنابراین مشتری ها برای چیزی چیزی فروخته نمی شوند. محافظت در برابر خطری که هرگز در وهله اول نیازی به وجود آن نبود. متأسفانه ، جهان کمی از انفجار مشتقات آموخته است. با فروپاشی اینترنت ، نسل جدیدی از مشتریان در مورد انگیزه هایی که واقعاً باعث می شود بانکداران و مشاوران باشند ، یاد می گرفتند. مشتریان تمایل دارند از محصولاتی که بیشترین حاشیه سود را به موسسات مالی ارائه می دهند ، خارج شوند.
چه می شود اگر هر کشوری به عنوان ارز خود سکه های طلای خالص داشته باشد؟سپس نقطه بازار ارز چه چیزی خواهد بود؟مبادله یک اونس طلای آمریکا برای یک اونس طلای ژاپنی چه می تواند باشد؟چه کسی به مشتقات ارزی احتیاج دارد؟چه کسی نیاز به پرداخت کمیسیون معاملات ارزی دارد؟ما خیلی سریع می بینیم که این ایده منجر می شود. پایان دادن به یک بازار روزانه تریلیون دلاری که سودهای بزرگی را برای تأسیس مالی به وجود می آورد. اما البته سود لزوماً نشانگر تلاش تولیدی نیست. سرقت نمونه خوبی از این اصل است. اگر می خواهیم به یک اقتصاد کارآمدتر دست یابیم ، باید سیستمهایی را که در آن افراد در کارهای تولیدی کار می کنند ، به جای اینکه غیرمولد باشد ، ترویج کنیم. بازار ارزی یک پیگیری غیرمولد است که به دلیل یک کنوانسیون پولی غیر ضروری وجود دارد. کنوانسیون را تغییر دهید ، به عبارت دیگر یک استاندارد پولی متفاوت را اتخاذ کنید ، و تمام آن نمایندگی های هوشمندانه می توانند به جای آن پزشک و معلم شوند!
اما به گزینه ها برگردید. قراردادهای گزینه مدرن دارای ویژگی های متنوعی هستند که می توانند به شرح زیر خلاصه شوند. یک گزینه یک حق است که وظیفه ورود به یک قرارداد اساسی مبادله را در تاریخ آینده مشخص شده (تاریخ انقضا)) ندارد. خریدار آن گزینه قیمت (حق بیمه) را به فروشنده (نویسنده) گزینه می پردازد. این گزینه ممکن است به دارنده خود این حق را بدهد که دارایی مشخص شده (زیرین) را از نویسنده گزینه ، به عنوان مثال طلا خریداری کند ، به عنوان مثال ، چنین گزینه تماس با طلا است. یا این گزینه ممکن است به دارنده خود این حق را بدهد که دارایی زیرین را به نویسنده گزینه بفروشد. این یک گزینه قرار داده شده است. هر گزینه قیمت اعتصاب دارد ، این قیمتی است که دارنده ممکن است پس از اعمال گزینه ، زیربنای آن را خریداری یا بفروشد. و هر گزینه دارای اندازه اسمی است ، این مبلغ اساسی است که دارنده گزینه ممکن است با قیمت اعتصاب خریداری یا بفروشد. یک تماس اروپایی 15 دسامبر 2001 با 400 دلار در هر اونس در 100 اونس ، به دارنده خود این حق را می دهد که 100 اونس طلا را از نویسنده گزینه با 400 دلار در هر اونس در 15 دسامبر 2001 خریداری کند ، در صورتی که دارنده بخواهد.
اگر آن قراردادهای مالی را که به خودی خود حرام هستند (اوراق قرضه و ارزهای خارجی به جلو) حذف کنیم ، پس از آن مجموعه ای از زمینه هایی مانند سهام و کالاهایی را که ممکن است یک قرارداد مشتق بر اساس آن بنا شود ، کنار می گذاریم.
با کمال تعجب ، حتی در مواردی که اشکال قابل قبول از اساسی مانند اینها مربوط می شود ، یک عنصر ارزشیابی کلیدی در رسیدن به ارزش منصفانه یک قرارداد گزینه همچنان نرخ بهره است. فرمول Black Scholes پیشنهاد می کند که از آنجا که می توان گزینه ای را از طریق معاملات مداوم در زیرین کاملاً محافظت کرد ، موقعیت گزینه باید بی خطر باشد و از این رو خریدار را به میزان بی خطر سود در حق بیمه ای که برای آن پرداخت شده است ، بدست آورید.(در واقعیت ، تجارت مداوم دارایی زیربنایی برای دستیابی به پرچین کامل غیرقابل دستیابی است ، بنابراین قیمت های گزینه به روشهایی رفتار می کنند که کاملاً توسط اسکله های سیاه پیش بینی نشده است.) برای گزینه غیرقانونی ، قرارداد به یکی از عدم اطمینان خالص تبدیل می شود. هیچ یک از طرفین نمی دانند که آیا این گزینه اعمال می شود ، زیرا به وضعیت بازار در تاریخ آینده بستگی دارد.
اولین مشکل قرارداد گزینه استاندارد از دیدگاه شریع این است که قرارداد مبادله ای که در آن پرداخت و زیربنایی به تعویق می افتد ، به طور گسترده ای ممنوع است. مشکل دوم عدم اطمینان است که با توجه به اینکه آیا این گزینه اعمال می شود یا خیر ، وجود دارد. سوم ، اگر قرارداد گزینه به عنوان حلال قضاوت شود ، این سؤال پیش می آید که آیا این گزینه می تواند خود را به شخص ثالث فروخته شود ، همانطور که در بازار ضمانت نامه به عنوان مثال وجود دارد. چهارم ، با خرید گزینه Put و فروش گزینه تماس ، یک معامله گر می تواند یک موقعیت کوتاه را در یک دارایی اساسی تکرار کند. در جایی که این گزینه ها به صورت نقدی حل و فصل می شوند ، می توان معامله گر را برای دستیابی به همان جرقه های نقدی به عنوان یک فروشنده کوتاه آن در زیرین مشاهده کرد. دانشمندان شريا موافقت كرده اند كه فروش آنچه كه شخص در اختیار ندارد ، يك فعاليت تجارت ممنوع است و اين احتمال وجود دارد كه با استفاده از گزینه ها اين فعاليت شود ، از این رو باید اعتبار آنها را تحت شيكري مورد سؤال قرار دهد. یک مشکل پنجم وجود دارد که مربوط به قراردادهای گزینه پیچیده تر است که در آن قیمت اعتصاب با توجه به فرمول توافق شده متفاوت است. چنین موردی با گزینه سریال است. به عنوان مثال ، یک تماس سریال یک ماهه "At-the-Money" با تنظیم مجدد روزانه ، یک سری از گزینه های تماس یک روزه را به دارنده می دهد که قیمت اعتصاب آن قیمت دارایی زیرین در نزدیکی روز گذشته تجارت است. از آنجا که این قیمت از قبل ناشناخته است ، قیمت اعتصاب به خودی خود نمی تواند شناخته شود. این نمایانگر غارها بیشتر است.
تحت Bay Al-Urban ، واریزی در مورد کالایی که یک خریدار آینده نگر می تواند در زمان بعدی خریداری کند ، پرداخت می شود. اگر خریدار خرید را کامل نکند ، سپرده از بین می رود. این قرارداد به عنوان توجیهی برای گزینه های اسلامی توسط برخی از نویسندگان که معتقدند واریز می تواند به عنوان حق بیمه پرداخت شده توسط خریدار گزینه تماس باشد ، استفاده شده است. مشکل این است که محققان به طور گسترده ای اجازه نمی دهند که خلیج الرسن باشد. طبق گفته ابن رهبا در بیدیات المجتهید: در این موضوع فروش شهری (فروش با پول جدی) قرار دارد. اکثر فقهای مناطق مختلف معتقدند که مجاز نیست ، اما از گروهی از tabi'un که آنها اجازه آن را داده اند ، مربوط می شود ، از جمله آنها مجاهد ، ابن سیرین ، نفی ابن الحرت و زید ابن اسلم هستند. شکلی که طول می کشد این است که شخص یک چیز را به وجود می آورد و به شرط اجرای فروش بین آنها ، این پول را به بخشی از قیمت تحویل می دهد ، در صورت عدم اجرای این پول ، در صورت عدم اجرای آن ، بخشی از قیمت کالاها را تشکیل می دهد. خریدار آن را کنار می گذارد. اکثریت تمایل به ممنوعیت آن دارند ، همانطور که از دسته غار ، مختاتارا و بلعیدن ثروت دیگران بدون جبران خسارت است. زید می گفت: "رسول خدا (صلح و نعمت های خدا بر او) اجازه آن را داد". اهل الحدیت گفت که این از رسول خدا شناخته نشده است (صلح و نعمت های خدا بر او خواهد بود).
تحت خیار ، که توسط فقها مجاز است ، خریدار یک مورد حق دارد اگر فروشنده به طور خاص به عنوان بخشی از شرایط فروش اجازه دهد ، خرید خود را خنثی کند. این به عبارت دیگر گزینه ای برای لغو فروش قبلاً توافق شده است. همه خریداران حق دارند پس از خرید ، فروش خود را لغو کنند اما قبل از ترک حضور فروشنده (خیار المجلیس). این حق با آنچه صریحاً توسط فروشنده به خریدار تحت فروش با گزینه ای (خلیج الخیار) داده شده است ، متفاوت است ، جایی که خریدار ممکن است قبل از بازگشت ، فروشنده را برای مدت زمان مشخصی ترک کند تا فروش را لغو کند و از آن استفاده کند. به پولی که پرداخت شده است برگردانید.
ابن رشد در بیدیات المجتهید نظرات: مجاز بودن گزینه توسط اکثریت تأیید می شود ، به جز الثوری و ابن شوبراما ، و همچنین گروهی از زاهری ها. اتکا به اکثریت بر سنت هیببان بن موقیده است ، که شامل کلمات "و شما سه روز گزینه ای دارید" ، و همچنین آنچه مربوط به سنت ابن عمر است: "طرفین فروش گزینه ای دارندتا زمانی که آنها از هم جدا نشده اند ، مگر در فروش با گزینه ". اتکا به کسانی که آن را ممنوع می کنند (براساس این استدلال) این است که غرار را تشکیل می دهد و اساس فروش این است که الزام آور است ، مگر اینکه شواهد قطعی برای مجاز بودن فروش با گزینه ای از قرآن یا سنت معتبر تولید شود. یا ایجماآنها همچنین گفتند که سنت هیببان یا معتبر نیست یا مختص مورد شخصی است که از پیامبر شکایت کرده است (صلح و نعمت های خدا بر او خواهد بود) که وی در فروش فریب خورده است. آنها گفتند که سنت ابن عمر و کلمات موجود در آن ، "به جز فروش با یک گزینه" ، از طریق نسخه دیگری از این سنت تفسیر شده است که در آن کلمات "که او به همتای خود می گوید:" انتخاب کنید "،"ثبت شده.
در خیار ، دیدن هر قیاس که ما را به سمت پذیرش قرارداد گزینه مدرن همانطور که در بالا توضیح داده شد ، دشوار است. Khiyar مربوط به یک قرارداد مبادله ای است که قبلاً اتفاق افتاده است ، در حالی که یک گزینه مدرن مربوط به مبادله ای است که هنوز اتفاق نمی افتد. در مورد Khiyar ، مبادله یک یا هر دو ضد ارزش بلافاصله انجام می شود. در مورد قرارداد گزینه مدرن ، تحویل آینده هم در مورد پرداخت و هم دارایی اساسی اعمال می شود. علاوه بر این ، عدم اطمینان در مورد مادی سازی مبادله با قرارداد گزینه مدرن اما در خیار وجود ندارد.
اختلاف نظر بین دانشمندان سنتی در مورد خیار با جزئیات جزئی بوجود می آید ، مانند مدت زمانی که خریدار گزینه بازگشت کالا را دارد ، یا چه کسی مسئول هرگونه خسارت به کالا است ، در حالی که خریدار در معرض آنها قرار دارددر دوره گزینهبه نظر نمی رسد که این محققان با آن اصول اساسی که خیار را از قرارداد گزینه مدرن متمایز می کند ، اختلاف نظر داشته است.
نظر من ، با درگیر شدن در مشاغل مشتقات ، این است که پتانسیل در این بازار وجود دارد تا باعث ایجاد جدی در سیستم مالی شود. درجه اهرم که توسط قراردادهای گزینه ای به دست می آید می تواند به حدی باشد که حرکت بزرگ بازار غیرقابل پیش بینی در قیمت های اساسی ممکن است روزی منجر به ورشکستگی یک موسسه بزرگ مالی شود. بدهی ها را نمی توان کاملاً محافظت کرد حتی در جایی که این هدف باشد ، و برخی از معامله گران عمداً از اوراق بهادار گزینه خود محافظت نمی کنند زیرا چنین اقدامی پتانسیل بازده بالا را محدود می کند. پرونده مدیریت سرمایه بلند مدت در ایالات متحده ، که در سال 1998 با وثیقه فدرال رزرو نجات یافته است ، میزان ریسکی را که می تواند متحمل شود ، نشان می دهد. سؤال این است که آیا بانک مرکزی یا سایر مقامات قادر به حرکت سریع به اندازه کافی یا به اندازه کافی بزرگ برای جلوگیری از خرابی های آینده خواهند بود.
وقتی از دیدگاه اسلامی مورد توجه قرار گرفت ، مانند بسیاری از محصولات مالی دیگر اسلامی ، به نظر می رسد که برای توجیه قرارداد گزینه اسلامی ، تئوری باید کشیده شود. استدلال های کلان اقتصادی برای وجود آنها از شایستگی مشکوک است ، زیرا آنها بر روی به حداقل رساندن خطرات هستند که در وهله اول نیازی به وجود ندارند. ساختار سیستم اقتصادی بهتر است به گونه ای که از ادامه نوسانات رنج نمی برد. اگر چیزی به عنوان علاقه وجود نداشته باشد ، چیزی به عنوان گزینه های نرخ بهره وجود نخواهد داشت. همین با ارز خارجی. آنچه ما در جهان غرب می بینیم ، ظهور محصولات مالی است که نشانه ای از سیستمی است که به اشتباه پیش رفته است. سرمایه داران اسلامی که به محصولات این سیستم به عنوان یک الگوی نگاه می کنند ، اشتباه بزرگی می کنند.
سرمقاله ، اکتبر 2001
خبرهای فارکس...
ما را در سایت خبرهای فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : شهره لرستانی
بازدید : 28
تاريخ : چهارشنبه
15 شهريور
1402 ساعت: 9:56