نماد ایمیل یک پاکت نامه. این نشان دهنده امکان ارسال ایمیل است.
نماد را به اشتراک بگذارید و یک فلش خمیده را به سمت راست نشان دهید. نماد توییتر پرنده ای تلطیف شده با دهان باز ، صدای جیر جیر.
نماد توییتر LinkedIn کلمه "در".
آیکون LinkedIn Fliboard یک حرف تلطیف شده F.
نماد فیس بوک Flipboard حرف F.
نماد ایمیل فیس بوک یک پاکت نامه. این نشان دهنده امکان ارسال ایمیل است.
نماد پیوند ایمیل تصویری از یک لینک زنجیره ای. این یک URL لینک وب سایت را سیماب می کند.
در تاریخ 1 اوت 2016 ، براندون - وبلاگ نویس پشت The Mad Fientist ، یک وبلاگ استقلال مالی - در 34 بازنشسته شد.
همکار من لیبی کین با براندون صحبت کرد - که از نام خانوادگی خود به دلایل حفظ حریم خصوصی استفاده نمی کند - در مورد سفر خود به بازنشستگی زودرس. وی فاش کرد که برای رسیدن به هدف خود ، حدود 70 ٪ از درآمد خانه خود را پس انداز و سرمایه گذاری کرده است.
بعد از شنیدن داستان براندون - و خیلی های دیگر آن را دوست دارم - تصمیم گرفتم دست خود را برای صرفه جویی در بیشتر درآمد خود نیز امتحان کنم.
در حالی که من هیچ برنامه ای برای بازنشستگی زود هنگام ندارم ، می خواستم دست اول را ببینم که این سبک زندگی چقدر قابل دستیابی است. پس از خرد کردن شماره ها با ویرایشگر من به مدت نیم ساعت محکم ، نتیجه گرفتیم که هیچ راهی وجود ندارد که بتوانم 70 ٪ از کل درآمد خود را برای یک ماه کنار بگذارم و هنوز هم اجاره و غذا را تحمل کنم ، بنابراین من قصد داشتم 50 ٪ از خودم را پس انداز کنمدر عوض درآمد یکبار مصرف
از آنجا که من در نیویورک سیتی زندگی می کنم ، اجاره من بالاتر از آنچه در اکثر مکان های کشور است ، است. و از آنجا که من قصد نداشتم فقط برای یک آزمایش یک ماهه از NYC خارج شوم ، برای واقع بینانه تر این پروژه تصمیم گرفتم درآمد یکبار مصرف را به عنوان همه چیز بعد از اجاره حساب کنم. بنابراین پس از پرداخت اجاره ، نیمی از آنچه را که از چک ماهانه من در پس انداز باقی مانده بود ، قرار دادم و نیمی دیگر را برای کل سپتامبر زندگی کردم.
در حالی که من خوش شانس هستم که بیش از حد کافی برای ادامه زندگی راحت داشته باشم ، اما انطباق با بودجه بسیار پایین تر از آنچه که عادت کرده بودم ، بلافاصله چالش برانگیز بود. اما این غیرممکن نبود.
با 50 ٪ از درآمد من در پس انداز ، بودجه من برای ماه به حدود 550 دلار رسید - پس از پرداخت برخی از هزینه های ثابت.
پس از تعیین میزان درآمد یکبار مصرف برای ماه-محاسبه شده با کم کردن اجاره من از درآمد ماهانه من در خانه و سپس تقسیم بر دو-من بلافاصله هزینه های غیرقابل توصیف را حساب کردم. این شامل 116 دلار به یک گذرگاه ماهانه نامحدود و 60 دلار حق الزحمه برای یک کلاس رهبری که من در آن ثبت نام کردم ، و همچنین خدمات و تیتوم.
من هنوز در بیمه درمانی والدینم هستم و عضویت در سالن بدنسازی من و 401 (k) به طور خودکار از چک من کسر می شوند.
با هزینه های ثابت من ، من برای هر چیز دیگری از جمله مواد غذایی ، لباسشویی و سرگرمی حدود 550 دلار برای ماه باقی مانده بودم.
هفته 1: من به این چالش رفتم که انتظار داشتم باورنکردنی سخت باشد - به خصوص در شهر نیویورک.
من طبیعتاً ناامید هستم ، اما من هنوز هم دوست دارم به آنچه نیویورک ارائه کرده است بپردازم. در حالی که من هزینه های خود را رصد می کنم ، سریع می توانم به شام ، تاریخ بستنی و ماجراهای خودجوش بله بگویم.
من همچنین می دانستم که باید در یک مهمانی لیسانس که در پایان ماه در نشویل شرکت می کردم ، پس انداز کنم. من یک ماه را به عقب برگرداندم ، زیرا می دانستم که حزب در بودجه من سخت خواهد بود. اما مسئله این است که ، همیشه چیزی وجود دارد. اگر این مهمانی لیسانس در این ماه نبود ، در ماه اکتبر در دو عروسی شرکت می کرد ، برای شکرگذاری در ماه نوامبر یا خرید تعطیلات در ماه دسامبر از شهر خارج می شد.
اما هنگامی که من از نظر ذهنی به این چالش متعهد شدم - و به خودم اجازه عدم موفقیت را ندادم - هزینه کردن هزینه های من بسیار ساده تر شد.
اول سپتامبر در روز جمعه سقوط کرد ، بنابراین من با مقابله با هزینه های آخر هفته وسوسه های پیشرو ، این چالش را شروع کردم.
در حالی که مهار هزینه های من در طول هفته نسبتاً ساده است-هر روز یک ناهار را بسته بندی کنید و به جای نوار بعد از کار به ورزشگاه بزنید-آخر هفته ها پر از فعالیت های گران قیمت هستند ، از سوار شدن در اواخر شب و موزارلا چسب تا 18 دلار تخم مرغصبح روز بعد.
من آخر هفته روز کار را با صبحانه با یک دوست در یک نوار جو دوسر در دهکده غربی شروع کردم. من بیش از این آماده بودم که بیش از 5 دلار برای یک کاسه جو دوسر دلچسب چنگال بزنم ، اما دوستم با لطف من را به عنوان یک هدیه تولد با تأخیر خریداری کرد - قبل از اینکه حتی فرصتی برای گفتن او در مورد هدف پس انداز جدید خود داشته باشم. پیروزی!
علاوه بر گرفتن صبحانه به جای شام ، چند تصمیم مهم دیگر آخر هفته سه روزه را تحت بودجه نگه داشت. برای یک نفر ، من به جای اینکه از NYC خارج شوم ، در شهر ماندم ، همانطور که چند نفر از دوستانم انجام دادند. به دلیل چندین سفر و عروسی های دیگر که برای پاییز برگزار شده است ، من در ماه ژوئن تصمیم گرفتم که پس انداز کنم و برای روز کارگر در خانه بمانم.
من از اوقات فراغت خود در طول روز کار برای استراحت ، پخت و پز وعده های غذایی خودم و تمرین برای نیمه ماراتن آینده خود استفاده کردم.
آخر هفته کم کلید من به جای رفتن به خرید یا سفارش گرفتن ، شامل بسیاری از دویدن و ماکارونی ها در خانه بود. در روز کارگر ، به جای اینکه روز بعد از نوشیدن را بعد از نوشیدن در یک نوار در فضای باز صرف کنید ، یک دوست و من یک پیک نیک را بسته بندی کردیم و برای لذت بردن از آب و هوای خوب به پارک Prospect در بروکلین رفتیم.
با این حال ، من آن روز شنبه در یک شام خودجوش چلپ چلوپ کردم - و احساس بدی ندارم. من از هر نیش 18 وعده غذایی 18 دلاری خود - Bell Bruschetta و لازانیا پنیر - صرفه جویی کردم و با دوستم یک لحظه از زمان با کیفیت را از دست نمی دادم. اگرچه فقط روز 2 بود ، اما من فوراً می دانستم که نمی خواهم ماه را برای من جدا کنم و آنقدر ناخوشایند باشم که بدبخت باشم.
من همچنین از تعطیلات آخر هفته خود برای رفتن به سمت Trader Joe استفاده کردم ، جایی که برای دو هفته اول ماه مواد غذایی را انتخاب کردم.
با حدود 24. 67 دلار ، من با دو بوته 0. 19 موز و سه قوطی لوبیای سیاه و همچنین موارد "لوکس" مانند کلم و یک فلفل قرمز قرمز به خانه آمدم. من گوشت زیادی نمی خورم ، و وعده های غذایی بسیار ساده ای می پزم ، بنابراین قبض های مواد غذایی من کم است - اما این ماه قصد داشتم حتی پایین بیاورم.
من به جای خرید مواد تشکیل دهنده کاملاً جدید برای هفته ، آنچه را که قبلاً در آپارتمان داشتم-ماکارونی ، عدس ، میگو یخ زده و برنج قهوه ای-و از آنجا وعده های غذایی ساختم. من همچنین به وعده های غذایی اصلی مانند برنج و لوبیا یا ماکارونی با سبزیجات اعتماد کردم. کربوهیدرات های ارزان قیمت به من کمک کردند تا بودجه خود را بدون قربانی کالری ، کشش کنم.
فهمیدم که تمایل دارم بیشتر از آنچه لازم دارم مواد غذایی بخرم و در نهایت از همه آنها استفاده نکنم. من وقتی طعم جدیدی از چای را می بینم هیجان زده می شوم و قبل از اتمام سه جعبه نیمه کاربردی که قبلاً در خانه دارم ، آن را خریداری می کنم ، و ماه ها همان کیسه برنج قهوه ای را داشتم که در کابینت نشسته بود. اما در این ماه ، من سعی کردم به جای خرج کردن پول بیشتر برای کالاهای جدید ، وقتی احساس کردم هیچ چیز در خانه ندارم ، از استپیل هایم استفاده کنم.
چند روز پس از سفر خریدم ، من نیز خوش شانس شدم که Barilla کیت های وعده های غذایی رایگان را در خارج از سالن بدنسازی من تحویل داد ، با یک جعبه کامل ماکارونی و شیشه پاستو کامل شد.
هفته 2: من آخر هفته آینده را در چند روز آخر تابستان صرف کردم و به کاوش در تمام فعالیتهای ارزان و مقرون به صرفه NYC ارائه دادم.
دوست من کلی برای بازدید از آخر هفته دوم سپتامبر آمد و ما وقت خود را به عنوان گردشگران گذراندیم: خوردن شیرینی های معتبر نیویورک ، سوار شدن به کشتی استاتن آیلند و گرفتن یک نمایش کمدی آماتور.
هفته 3: من به سختی تعداد فعالیت های رایگان موجود در NYC را انجام دادم ، بنابراین آخر هفته آینده تصمیم گرفتم چند مورد دیگر را از لیست سطل خود بررسی کنم.
من آخر هفته را در جابجایی Metrocard نامحدود خود مانند یک دوست به عنوان یک دوست گذراندم و از بروکلین (رایگان ، به لطف یک رویداد مطبوعاتی) به سمت تراموا جزیره روزولت پرسه زدم تا قدم بزنم تا در پل منهتن قدم بزنم.
با وجود بودجه محدود ، فهمیدم که مجبور نیستم زندگی اجتماعی خود را فدا کنم. من به جای ماندن در داخل و تماشای Netflix به مدت یک ماه ، من یک نکته را برای یافتن راه های خلاقانه برای پر کردن وقت خود ایجاد کردم - و از خاطرات عالی پاداش گرفتم.
من در هفته سوم سپتامبر یک فروشگاه مواد غذایی دیگر ساختم ، جایی که 34 دلار برای رسیدن به پایان ماه هزینه کردم.
بیشترین درصد از درآمد یکبار مصرف من هر ماه به وعده های غذایی می رسد ، بنابراین می دانستم که نیاز به خرید مواد غذایی که می خواهم بخورم - وگرنه این یک ماه طولانی خواهد بود.
در حالی که من آگاهانه سعی کردم صورتحساب مواد غذایی خود را کم نگه دارم ، بیشتر از خرید ارزانترین مواد موجود در پخت و پز وعده های غذایی خودم تمرکز کردم. بودجه من سخت تر از حد معمول بود ، اما به هیچ وجه غیرممکن بود. خرید مواد تشکیل دهنده با کیفیت به مهار وسوسه برای افراط در وعده های غذایی بیشتر رستوران کمک کرد.
من همچنین با آزاد شدن بیشتر وقتی که یک بستنی بستنی در خیابان از دفتر Business Insider یک استراحت نرم و نرم ارائه داد ، شانس بیشتری پیدا کردم.
با نزدیک شدن به پایان ماه ، من عادت کردم که در هر کجا که می توانستم پس انداز کنم - اما هنوز عادت های قدیمی و بی خیال را از دست دادم.
علی رغم اینکه با بودجه محدود من در یک روال راحت قرار گرفتیم ، زیرا ماه روی آن کشیده شد و سخت تر و آزار دهنده تر شد. دلم برای خوردن بیرون تنگ شده بود! من می خواستم به خرید بروم!
اما نگه داشتن محکم به هدف پس انداز من باعث شد تا اولویت هایم را ارزیابی کنم و تصمیم بگیرم که واقعاً ارزش خرج کردن پول را دارد ، مانند شام با دوستان یا یک سفر آخر هفته.
هفته 4: من برای آخر هفته لیسانس به نشویل رفتم.
بزرگترین هزینه کلی برای کل ماه ، آخر هفته ای بود که من در نشویل برای مهمانی لیسانس دوستم گذراندم. در طول چهار روز در آنجا ، من 180 دلار برای غذا ، سوارکاری های Uber و بسیاری از نوشیدنی های بسیاری از آن استفاده کردم. قبل از آخر هفته ، من نیز 70 دلار برای هدیه عروس هزینه کردم.
گران؟آره. اما کاملاً ارزشش را دارد.
من در ماه سپتامبر به پایان رسید و حدود 570 دلار هزینه کردم - تقریباً دقیقاً 20 دلار بیشتر از بودجه.
در خارج از آخر هفته ، اکثریت قریب به اتفاق بودجه من به سمت غذا و نوشیدنی رفتند - که اگر این داستان را در این داستان بخوانید ، اصلاً جای تعجب ندارد. از جمله مواد غذایی ، تعداد انگشت شماری از وعده های غذایی و چندین بطری آب خریداری شده در وسط اجرا ، حدود 200 دلار در این گروه هزینه کردم.
بقیه هزینه های ماهانه من - تقریباً 120 دلار - بین ضروریات ، مانند شامپو و لباسشویی ، و چاشنی های کوچک مانند گرفتن پدیکور ارزان با هم اتاقی من و ارسال گل دوستانه پس از بچه دار شدن تقسیم شد.
من به دلیل تصمیمات طولانی مدت که در اوایل سال اتخاذ شده بود ، توانستم تا حدودی به بودجه خود بپردازم. من بلیط خود را به نشویل در ماه آوریل (در امتیاز!) رزرو کردم و زنانی که مهمانی Bachelorette را برنامه ریزی کرده بودند ، ماه های Airbnb را از قبل رزرو می کردند ، بنابراین من فقط مواردی را که در طول آخر هفته پرداخت کردم ، در پایان نهایی خود قرار دادم.
با نگاهی به صفحه گسترده آنچه که من صرف کردم ، مکانهایی را می بینم که می توان حتی بیشتر به پایان رساند و تحت بودجه به پایان برسد: من می توانستم در مورد عدم غذا خوردن یا برنامه ریزی برای جلوگیری از پرداخت بطری های آب ، کوشا تر باشم.
اما خوشحالم که این کار را نکردم. حتی 20 دلار بیشتر ، من هنوز هم توانستم 49. 9 ٪ از درآمد یکبار مصرف خود را برای ماه پس انداز کنم بدون اینکه احساس کنم تمام زندگی اجتماعی خود را قربانی می کنم.
علاوه بر افزایش پس انداز من ، ماه چند درس مهم را در مورد راه های اداره پول به من آموخت.
اسپلژهای استراتژیک ارزش آن را دارند.
همانطور که اشاره کردم ، می دانستم که مهمانی لیسانس دوستم بیش از یک آخر هفته معمولی در خانه برای من هزینه خواهد کرد. اما من از انجام این کار بیش از این خوشحال شدم - او یک دوست نزدیک است ، و من از جشن ازدواج آینده او با او خوشحال هستم. اگرچه این بودجه محدود من را برای ماه کاهش داد ، اما من در بودجه یک ساله خود با دقت برنامه ریزی کردم ، خرید و خرید و گذر از تعطیلات آخر هفته را با دقت برنامه ریزی کردم.
خرج کردن پول برای تجربیات و روابط برای من یک چاشنی ارزشمند است و سفر به نشویل به یکی از مورد علاقه های من در سال رسید.
راه های آسان برای پس انداز را نادیده نگیرید.
رسیدهای طولانی مسخره CVS فقط یک شوخی در حال اجرا نیست - آنها کوپن هستند و در واقع مفید هستند. من توجه بسیار بیشتری به جایی که می توانم چند دلار از آن استفاده کنم و اینکه چگونه می توانم پاداش ها را برای به حداکثر رساندن پس انداز خود ترکیب کنم ، شروع کردم. من در ماه سپتامبر حدود 12 دلار پس انداز کردم که ممکن است به نظر برسد سیب زمینی های کوچک با ارزش چهره ، اما 12 دلار (یا بیشتر) در ماه اضافه می شود.
خرج کردن پول چیز بدی نیست ، اما هدر رفتن آن در خریدهای غیر ضروری است.
من قاطعانه معتقدم که سرمایه گذاری در یک کالای با کیفیت یا پاشیدن در شام با یک دوست ، هزینه قابل توجیهی است. اما چندین روش اجتناب ناپذیر را که هدر رفته ام را پیدا کردم.
به عنوان مثال ، هنگامی که من قصد دارم بعد از کار برای یک فعالیت غیر غذایی ، با یک دوست ملاقات کنم ، من توسط Chipotle یا جایی شبیه به Dinner Grab متوقف می شوم. طی یک ماه گذشته ، من به جای آن بسته بندی یک وعده غذایی سریع را شروع کردم و حداقل 50 دلار پس انداز کردم. من قصد دارم در مورد این خریدهای به ظاهر معصوم که به جلو می روند ، توجه داشته باشم و روی ایجاد وعده های غذایی یک فعالیت اجتماعی متمرکز شوم ، نه کاری که من از تنبلی انجام می دهم.
انتخاب برای صرفه جویی در این یک امتیاز است.
پول شخصی است. و در حالی که استقلال مالی یا بازنشستگی زودهنگام یکی از اولویت های اصلی من نیست ، من سپاسگزارم که اگر بخواهم این فرصت را دارم که بتوانم در این زمینه کار کنم. من از یک کار خوب و سبک زندگی راحت برخوردار هستم و این چالش به من یادآوری کرد که هرگز آن را به عنوان اعطا نمی کنم.
قطع هزینه ها به معنای خرج کردن سکه ها یا زندگی روی هیچ چیز نیست. بزرگترین راه حل من از این چالش این است که همیشه جایی برای بهبود امور مالی من وجود دارد - صرفه جویی بیشتر ، سرمایه گذاری هوشمندانه ، سخاوتمندانه - در حالی که هنوز از یک سبک زندگی کامل لذت می برد.
خبرهای فارکس...
ما را در سایت خبرهای فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : شهره لرستانی
بازدید : 26
تاريخ : چهارشنبه
15 شهريور
1402 ساعت: 10:38