الکساندرا دوقلوی 15+ سال تجربه به عنوان سردبیر و نویسنده دارد و اخبار مالی را برای شرکت های دولتی و خصوصی پوشش می دهد.
Peggy James CPA با بیش از 9 سال تجربه در حسابداری و امور مالی ، از جمله محیط های شرکت ، غیرانتفاعی و مالی شخصی است. او اخیراً در دانشگاه دوک مشغول به کار بود و صاحب Peggy James ، CPA ، PLLC ، خدمت به مشاغل کوچک ، افراد غیرانتفاعی ، سولفرونرها ، آزادکار و افراد است.
آماندا جکسون در زمینه امور مالی ، سرمایه گذاری و خدمات اجتماعی تخصص دارد. او یک کتابخانه ، رونویسی ، ویراستار ، ویراستار و حقایق است.
:max_bytes(150000):strip_icc()/KPI-FINAL-a335c1ba640148e4bc8f53e73bd66884.png)
Investopedia / Jiaqi Zhou
شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) چیست؟
شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) به مجموعه ای از اندازه گیری های قابل اندازه گیری که برای سنجش عملکرد کلی طولانی مدت یک شرکت استفاده می شود ، اشاره دارد. KPI ها به طور خاص به تعیین دستاوردهای استراتژیک ، مالی و عملیاتی یک شرکت ، به ویژه در مقایسه با سایر مشاغل در همان بخش کمک می کنند.
غذای اصلی
- شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) موفقیت یک شرکت را در مقابل مجموعه ای از اهداف ، اهداف یا همسالان صنعت اندازه گیری می کنند.
- KPI ها می توانند مالی باشند ، از جمله سود خالص (یا خط پایین ، حاشیه سود ناخالص) ، درآمد منهای هزینه های خاص یا نسبت فعلی (نقدینگی و در دسترس بودن پول نقد).
- KPI های مشتری متمرکز به طور کلی بر بهره وری برای هر مشتری ، رضایت مشتری و حفظ مشتری متمرکز شده اند.
- KPI های متمرکز بر فرآیند با هدف اندازه گیری و نظارت بر عملکرد عملیاتی در سراسر سازمان.
- به طور کلی ، مشاغل KPI را از طریق نرم افزار تجزیه و تحلیل تجارت و ابزارهای گزارشگری اندازه گیری و ردیابی می کنند.
شاخص های کلیدی عملکرد (KPI)
درک شاخص های کلیدی عملکرد (KPI)
همچنین به عنوان شاخص های اصلی موفقیت (KSIS) گفته می شود ، KPI ها بسته به معیارهای عملکرد ، بین شرکت ها و بین صنایع متفاوت است. به عنوان مثال ، یک شرکت نرم افزاری که در تلاش برای دستیابی به سریعترین رشد در صنعت خود است ، ممکن است رشد درآمد سال (YOY) را به عنوان شاخص اصلی عملکرد خود در نظر بگیرد. برعکس ، یک زنجیره خرده فروشی ممکن است ارزش بیشتری را در فروش همان فروشگاه قرار دهد ، به عنوان بهترین متریک KPI که در آن می توان رشد خود را ارزیابی کرد.
در قلب KPI ها جمع آوری داده ها ، ذخیره سازی ، تمیز کردن و سنتز داده ها قرار دارد. این اطلاعات ممکن است مالی یا غیر مالی باشد و ممکن است مربوط به هر بخش در سراسر شرکت باشد. هدف KPI ها برقراری ارتباط با نتایج به طور خلاصه است تا مدیریت بتواند تصمیمات استراتژیک آگاهانه تری اتخاذ کند.
شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) خروجی یک شرکت را در برابر مجموعه ای از اهداف ، اهداف یا همسالان صنعت ارزیابی می کنند.
دسته های KPI
بیشتر KPI ها در چهار دسته مختلف قرار می گیرند که هر دسته از ویژگی های خاص ، بازه زمانی و کاربران خاص خود را دارند.
KPI های استراتژیک معمولاً سطح بالایی هستند. این نوع KPI ها ممکن است نشان دهنده نحوه انجام یک شرکت باشد ، اگرچه اطلاعات زیادی را فراتر از یک عکس فوری بسیار بالا ارائه نمی دهد. مدیران به احتمال زیاد از KPI های استراتژیک استفاده می کنند و نمونه هایی از KPI های استراتژیک شامل بازده سرمایه گذاری ، حاشیه سود و درآمد کل شرکت است.
KPI های عملیاتی روی یک بازه زمانی بسیار محکم تر متمرکز شده اند. این KPI ها با تجزیه و تحلیل فرآیندهای مختلف ، بخش ها یا مکان های جغرافیایی ، چگونگی انجام یک شرکت ماه-ماه (یا حتی روزانه) را اندازه گیری می کنند. این KPI های عملیاتی اغلب توسط مدیریت کارکنان مورد استفاده قرار می گیرند و اغلب برای تجزیه و تحلیل سؤالاتی که از تجزیه و تحلیل KPI های استراتژیک حاصل می شود ، استفاده می شود. به عنوان مثال ، اگر یک اجرایی متوجه شود که درآمد در سطح شرکت کاهش یافته است ، ممکن است سؤال کنند که خطوط محصول در حال تلاش هستند.
KPI های عملکردی در بخش ها یا کارکردهای خاص در یک شرکت قرار دارند. به عنوان مثال ، اداره امور مالی ممکن است هر ماه تعداد فروشندگان جدید را که در سیستم اطلاعات حسابداری خود ثبت می کنند ، پیگیری کند ، در حالی که بخش بازاریابی میزان کلیک هر توزیع پست الکترونیکی را اندازه گیری می کند. این نوع KPI ها ممکن است استراتژیک یا عملیاتی باشند اما بیشترین ارزش را برای یک مجموعه خاص از کاربران فراهم می کنند.
KPI های پیشرو/عقب مانده ، ماهیت داده های مورد تجزیه و تحلیل را توصیف می کنند و اینکه آیا این سیگنال می کند که چیزی برای آمدن باشد یا سیگنال می دهد که چیزی قبلاً رخ داده است. دو KPI های مختلف را در نظر بگیرید: تعداد ساعات اضافه کاری کار کرده و حاشیه سود برای یک محصول پرچمدار. اگر شرکت شروع به توجه به کیفیت تولید ضعیف تر کند ، تعداد ساعات اضافه کاری کار شده ممکن است KPI پیشرو باشد. از طرف دیگر ، حاشیه سود نتیجه عملیات است و یک شاخص تاخیر محسوب می شود.
انواع KPI
معیارهای مالی
شاخص های کلیدی عملکرد مرتبط با مالی به طور معمول بر درآمد و حاشیه سود متمرکز است. سود خالص ، آزمایش شده ترین و صادقانه ترین اندازه گیری های مبتنی بر سود ، نشان دهنده میزان درآمد باقی مانده است ، به عنوان سود برای یک دوره معین ، پس از حسابداری برای تمام هزینه ها ، مالیات ها و پرداخت های شرکت برای مدت مشابه.
معیارهای مالی ممکن است از صورتهای مالی یک شرکت تهیه شود. با این حال ، مدیریت داخلی ممکن است تجزیه و تحلیل اعداد مختلفی که خاص تر برای تجزیه و تحلیل مشکلات یا جنبه های مدیریت شرکت می خواهند تجزیه و تحلیل کنند ، مفیدتر باشد. به عنوان مثال ، یک شرکت ممکن است از هزینه متغیر برای محاسبه مجدد مانده حساب برای تجزیه و تحلیل داخلی استفاده کند. نمونه هایی از KPI های مالی عبارتند از:
- نسبت نقدینگی (به عنوان مثال نسبت فعلی که دارایی های فعلی را با بدهی های جاری تقسیم می کند): این نوع KPI ها را اندازه گیری می کنند که یک شرکت تعهدات بدهی کوتاه مدت را بر اساس دارایی های کوتاه مدت که در دست دارد ، مدیریت خواهد کرد.
- نسبت سودآوری (یعنی حاشیه سود خالص): این نوع KPI ها اندازه گیری می کنند که یک شرکت در تولید فروش در حالی که کم هزینه ها را پایین نگه می دارد ، عملکرد خوبی دارد.
- نسبت های پرداخت حقوق بدهی (یعنی کل بدهی به کل دارایی): این نوع KPI ها با اندازه گیری چگونگی خوب یک شرکت قادر به پرداخت بدهی بلند مدت ، سلامت مالی بلند مدت یک شرکت را اندازه گیری می کنند.
- نسبت گردش مالی (به عنوان مثال گردش مالی موجودی): این نوع KPI ها را اندازه گیری می کند که یک شرکت به سرعت قادر به انجام یک کار خاص است. به عنوان مثال ، گردش مالی موجودی چقدر سریع می تواند یک شرکت را از موجودی به یک فروش تبدیل کند. شرکت ها در تلاشند تا گردش مالی را افزایش دهند تا سریعتر هزینه پول نقد را تولید کنند تا بعداً آن پول را از طریق درآمد بازپرداخت کنند.
معیارهای مشتری
KPI های مشتری متمرکز به طور کلی بر بهره وری برای هر مشتری ، رضایت مشتری و حفظ مشتری متمرکز شده اند. این معیارها توسط تیم های خدمات مشتری برای درک بهتر خدمتی که مشتریان دریافت کرده اند استفاده می شود. نمونه هایی از معیارهای مشتری محور عبارتند از:
- تعداد درخواست های بلیط جدید: این KPI درخواست خدمات مشتری را شمارش می کند که تعداد زیادی از مشکلات جدید و باز مشتری دارد.
- تعداد بلیط های حل شده: این KPI تعداد درخواستهایی را که با موفقیت از آنها مراقبت شده است ، حساب می کند. با مقایسه تعداد درخواست ها با تعداد قطعنامه ها ، یک شرکت می تواند میزان موفقیت خود را در دریافت درخواست های مشتری ارزیابی کند.
- میانگین زمان وضوح: این KPI میانگین زمان لازم برای کمک به مشتری در مورد مسئله است. شرکت ها ممکن است زمان وضوح متوسط را در درخواست های مختلف انتخاب کنند (یعنی درخواست های فنی در مقابل درخواست های حساب جدید).
- میانگین زمان پاسخ: این KPI میانگین زمان لازم برای یک نماینده خدمات مشتری است که پس از ارسال مشتری ، ابتدا با مشتری ارتباط برقرار کند. اگرچه ممکن است عامل اولیه دانش یا تخصصی برای ارائه راه حل نداشته باشد ، اما یک شرکت ممکن است ارزش کاهش زمانی را که مشتری در انتظار هرگونه کمک است ، کاهش دهد.
- نماینده خدمات برتر مشتری: این KPI ترکیبی از هر متریک فوق است که توسط نمایندگان خدمات مشتری ارجاع شده است. به عنوان مثال ، علاوه بر تجزیه و تحلیل میانگین زمان پاسخ در سطح شرکت ، یک شرکت می تواند سه پاسخ دهنده سریع را تجزیه و تحلیل کند و سه پاسخ دهنده کمترین چه کسانی هستند.
- نوع درخواست: این KPI تعداد انواع مختلف درخواست ها است. این KPI می تواند به یک شرکت کمک کند تا مشکلاتی را که مشتری ممکن است داشته باشد بهتر درک کند (یعنی وب سایت شرکت جهت نادرست یا نادرست) که باید توسط شرکت حل شود.
- رتبه بندی رضایت مشتری: این KPI یک اندازه گیری مبهم است ، اگرچه شرکت ها ممکن است نظرسنجی یا پرسشنامه های پس از مداخله را برای جمع آوری اطلاعات بیشتر در مورد تجربه مشتری انجام دهند.
KPI ها معمولاً در خارج مورد نیاز نیستند. آنها صرفاً اندازه گیری های داخلی هستند که توسط مدیریت برای ارزیابی عملکرد یک شرکت استفاده می شود.
معیارهای عملکرد فرآیند
معیارهای فرآیند با هدف اندازه گیری و نظارت بر عملکرد عملیاتی در سراسر سازمان. این KPI ها نحوه انجام وظایف را تجزیه و تحلیل می کنند و آیا مشکلات فرآیند ، کیفیت یا عملکرد وجود دارد. این نوع معیارها برای شرکت هایی که فرآیندهای تکراری مانند شرکت های تولیدی یا شرکت ها در صنایع چرخه ای دارند ، مفید است. نمونه هایی از معیارهای عملکرد فرآیند عبارتند از:
- راندمان تولید: این KPI اغلب به عنوان زمان تولید برای هر مرحله تقسیم بر زمان کل پردازش اندازه گیری می شود. یک شرکت ممکن است تلاش کند تنها 2 ٪ از وقت خود را صرف درخواست مواد اولیه کند. اگر کشف کند 5 ٪ از کل فرایند طول می کشد ، شرکت ممکن است برای بهبود درخواست تلاش کند.
- کل زمان چرخه: این KPI کل زمان لازم برای تکمیل یک فرآیند از ابتدا تا انتها است. اگر مدیریت بخواهد یک فرآیند را در طی یک دوره زمانی تجزیه و تحلیل کند ، ممکن است به میانگین زمان چرخه تبدیل شود.
- توان: این KPI تعداد واحدهای تولید شده توسط زمان تولید در هر واحد است. این میانگین مقدار کالاهای تولید شده در مدت زمان معینی و سرعت فرآیند تولید است.
- نرخ خطا: این KPI تعداد کل خطاها تقسیم بر تعداد کل واحدهای تولید شده است. شرکتی که برای کاهش ضایعات تلاش می کند، می تواند کمیت اقلامی را که در تست کنترل کیفیت ناموفق هستند، بهتر درک کند.
- نرخ کیفیت: این KPI به جای موارد منفی بر موارد مثبت تولید شده تمرکز می کند. با تقسیم واحدهای موفق تکمیل شده بر تعداد کل واحدهای تولید شده، این درصد به مدیریت یک KPI از میزان موفقیت خود در رعایت استانداردهای کیفیت اطلاع می دهد.
بازار یابی
شاخص های کلیدی عملکرد بازاریابی تلاش می کنند تا درک بهتری از میزان مؤثر بودن کمپین های بازاریابی و تبلیغاتی داشته باشند. این معیارها اغلب نرخ مکالمه را بر اساس تعداد دفعاتی که مشتریان احتمالی در پاسخ به یک رسانه بازاریابی خاص انجام می دهند، اندازه گیری می کنند. نمونه هایی از KPI های بازاریابی عبارتند از:
- ترافیک وب سایت: این KPI تعداد افرادی را که از صفحات خاصی از وب سایت یک شرکت بازدید می کنند، ردیابی می کند. مدیریت می تواند از این KPI برای درک بهتر اینکه آیا ترافیک آنلاین کانال های فروش بالقوه را پایین می آورد یا اینکه مشتریان به درستی قیف نمی شوند، استفاده کند.
- ترافیک رسانه های اجتماعی: این KPI به طور مشابه بازدیدها، فالوها، لایک ها، ریتوییت ها، اشتراک گذاری ها یا سایر تعاملات قابل اندازه گیری بین مشتریان و پروفایل های رسانه های اجتماعی شرکت را ردیابی می کند.
- نرخ مکالمه در محتوای Call-to-Action: این KPI حول برنامه های تبلیغاتی متمرکزی متمرکز است که از مشتریان می خواهند اقدامات خاصی را انجام دهند. به عنوان مثال، یک کمپین خاص ممکن است مشتریان را تشویق کند که قبل از پایان یک تاریخ فروش خاص اقدام کنند. یک شرکت می تواند تعداد مشارکت های موفق را بر تعداد کل توزیع های محتوا تقسیم کند تا بفهمد چند درصد از مشتریان به دعوت به اقدام پاسخ داده اند.
- مقالات وبلاگ منتشر شده در هر ماه: این KPI به سادگی تعداد پست های وبلاگی را که یک شرکت در یک ماه منتشر می کند، شمارش می کند.
- نرخ کلیک: این KPI تعداد کلیک های خاصی را که روی توزیع های ایمیل انجام می شود اندازه گیری می کند. برای مثال، برخی از برنامه ها ممکن است تعداد مشتریانی را که یک توزیع ایمیل را باز کرده اند، روی یک پیوند کلیک کرده و فروش را دنبال کنند، ردیابی کنند.
یک شرکت ممکن است خواهان برتری عملیاتی باشد. در این مورد، ممکن است بخواهد نحوه عملکرد بخش فناوری داخلی خود را ردیابی کند. این شاخص های کلیدی عملکرد ممکن است درک بهتر رضایت کارکنان را تشویق کند یا اینکه آیا بخش فناوری اطلاعات به اندازه کافی پرسنل دارد یا خیر. نمونه هایی از KPIهای فناوری اطلاعات عبارتند از:
- خرابی کل سیستم: این KPI میزان زمان سیستم های مختلف را برای به روزرسانی سیستم یا تعمیرات به صورت آفلاین اندازه گیری می کند. در حالی که سیستم ها در حال کاهش هستند ، ممکن است مشتریان نتوانند سفارشات را قرار دهند یا کارمندان قادر به انجام وظایف خاص نیستند (یعنی وقتی سیستم اطلاعات حسابداری کاهش می یابد).
- تعداد بلیط ها/قطعنامه ها: این KPI مشابه KPI های خدمات مشتری است. با این حال ، این بلیط ها و قطعنامه ها مربوط به درخواست های داخلی کارکنان مانند نیازهای سخت افزاری یا نرم افزار ، مشکلات شبکه یا سایر مشکلات فناوری داخلی است.
- تعداد ویژگی های توسعه یافته: این KPI با تعیین تعداد تغییرات محصول ، توسعه محصول داخلی را اندازه گیری می کند.
- تعداد اشکالات مهم: این KPI تعداد مشکلات مهم در سیستم ها یا برنامه ها را در نظر می گیرد. یک شرکت باید استانداردهای داخلی خود را برای آنچه که یک اشکال جزئی در مقابل اصلی را تشکیل می دهد ، داشته باشد.
- فرکانس پشتیبان گیری: این KPI تعداد زیادی از داده های مهم را در یک مکان امن کپی و ذخیره می کند. مطابق با الزامات مربوط به حفظ سوابق ، مدیریت ممکن است اهداف مختلفی را برای بیت های مختلف اطلاعات تعیین کند.
حراجی
هدف نهایی یک شرکت تولید درآمد از طریق فروش است. اگرچه درآمد اغلب از طریق KPI های مالی اندازه گیری می شود ، اما KPI های فروش با استفاده از داده های غیر مالی برای درک بهتر روند فروش ، رویکرد گرانول تری دارند. نمونه هایی از KPI های فروش عبارتند از:
- ارزش طول عمر مشتری (CLV): این KPI نشان دهنده کل پولی است که از مشتری انتظار می رود در کل روابط تجاری برای محصولات شما هزینه کند.
- هزینه خرید مشتری (CAC): این KPI نشان دهنده کل هزینه فروش و بازاریابی مورد نیاز برای فرود مشتری جدید است. با مقایسه CAC با CLV ، مشاغل می توانند اثربخشی تلاشهای کسب مشتری خود را اندازه گیری کنند.
- میانگین ارزش دلار برای قراردادهای جدید: این KPI اندازه متوسط توافق نامه های جدید را اندازه گیری می کند. یک شرکت ممکن است یک آستانه مورد نظر برای فرود مشتریان بزرگتر یا کوچکتر داشته باشد.
- میانگین زمان تبدیل: این KPI میزان زمان تماس با مشتری چشم انداز را برای تأمین یک قرارداد امضا شده برای انجام تجارت اندازه گیری می کند.
- تعداد سربهای درگیر: این KPI تعداد زیادی از سربهای بالقوه را با آنها تماس گرفته یا با آنها ملاقات کرده است. این متریک را می توان بیشتر به رسانه هایی مانند بازدید ، ایمیل ، تماس تلفنی یا سایر تماس با مشتریان تقسیم کرد.
مدیریت ممکن است پاداش ها را به KPI ها پیوند دهد. برای فروشندگان ، نرخ کمیسیون آنها ممکن است به این بستگی داشته باشد که آیا آنها نرخ تبدیل مورد انتظار را برآورده می کنند یا در تعداد مناسبی از پیشروها شرکت می کنند.
کارکنان
شرکت ها همچنین ممکن است تجزیه و تحلیل KPI های خاص برای کارمندان خود را مفید بدانند. از گردش مالی گرفته تا حفظ تا رضایت ، یک شرکت ممکن است اطلاعات زیادی در مورد کارکنان خود داشته باشد. نمونه هایی از منابع انسانی یا KPI های پرسنلی عبارتند از:
- نرخ: این KPI شماری از تعداد تاریخ در سال یا دوره خاص کارمندان در شیفت های بیمار یا مفقود شده است. این KPI ممکن است یک شاخص اصلی برای کارمندان دفع شده یا ناراضی باشد.
- تعداد ساعات اضافه کاری کار کرده است: این KPI میزان ساعات اضافه کاری را برای سنجش کار می کند که آیا کارمندان به طور بالقوه با فرسودگی شغلی روبرو هستند یا سطح کارکنان یا مناسب است.
- رضایت کارکنان: این KPI اغلب به یک نظرسنجی در سطح شرکت نیاز دارد تا چگونه کارکنان نسبت به جنبه های مختلف شرکت احساس می کنند. برای به دست آوردن بهترین ارزش از این KPI ، شرکت ها باید هر سال میزبانی از همان نظرسنجی را برای پیگیری تغییرات از یک سال به سال دیگر در مورد سؤالات مشابه در نظر بگیرند.
- نرخ گردش مالی کارمندان: این KPI چند بار و سریع کارمندان موقعیت را ترک می کنند. شرکت ها می توانند این KPI را در بخش ها یا تیم ها بشکنند تا مشخص کنند که چرا برخی از موقعیت ها ممکن است سریعتر از سایرین ترک کنند.
- تعداد متقاضیان: این KPI تعداد زیادی از برنامه ها را به موقعیت های شغلی باز می کند. این KPI به ارزیابی اینکه آیا لیست های شغلی به اندازه کافی به مخاطبان گسترده ای می رسد تا علاقه را به خود جلب کند و نامزدهای قوی را فریب دهد ، کمک می کند.
نمونه هایی از KPI ها
بیایید نگاهی به سازنده وسیله نقلیه برقی تسلا (TSLA) برای چند نمونه از KPI ها در زندگی واقعی بیندازیم. این شماره ها از انتشار درآمد Q4 2021 آنها است.
تولید وسایل نقلیه
در طول سه ماهه ، تسلا رکورد 305. 840 وسیله نقلیه را تولید کرد و 308. 650 وسیله نقلیه را تحویل داد. تولید برای این شرکت یک معامله بزرگ است زیرا به طور مداوم مورد انتقاد قرار گرفته است که به دلیل بد بودن در شیب دار بودن ، مورد انتقاد قرار گرفته است. افزایش مقیاس تولید به معنای سهم بیشتر بازار و سود تسلا است.
حاشیه ناخالص خودرو
برای سه ماهه ، حاشیه ناخالص خودرو تسلا به 30. 6 ٪ گسترش یافت. حاشیه ناخالص یکی از بهترین اقدامات سودآوری برای تسلا است زیرا هزینه های تولید وسیله نقلیه خود را جدا می کند. تسلا موفق شد حاشیه ناخالص خود را در Q4 گسترش دهد حتی اگر فروش مدل های قیمت پایین از مدل های حاشیه بالاتر خود پیشی بگیرد.
جریان ازاد نقدینگی
جریان نقدی آزاد تسلا در سه ماهه 2. 8 میلیارد دلار به دست آمد. این نشان دهنده پیشرفت گسترده از جریان نقدی آزاد 1. 9 میلیارد دلاری در دوره سال گذشته است. سطح فعلی تولید جریان نقدی آزاد تسلا نشان می دهد که این شرکت بدون کمک اعتبار نظارتی به مقیاس سودآوری می رسد.
سطح KPI
شرکت ها می توانند از KPI ها در سه سطح گسترده استفاده کنند. اول ، KPI های گسترده شرکت بر سلامت و عملکرد کلی تجارت تمرکز می کنند. این نوع KPI ها برای اطلاع رسانی در مورد نحوه انجام امور مفید هستند. با این حال ، آنها اغلب به اندازه کافی دانه ای برای تصمیم گیری نیستند. KPI های گسترده شرکت اغلب مکالمات را در مورد اینکه چرا برخی از بخش ها عملکرد خوبی دارند یا ضعیف انجام می دهند ، شروع می کنند.
در این مرحله ، شرکت ها اغلب شروع به حفر KPI های سطح بخش می کنند. KPI های سطح بخش خاص تر از KPI های گسترده شرکت هستند. این نوع KPI ها اغلب در مورد دلیل وقوع نتایج خاص آموزنده تر هستند. بسیاری از نمونه های ذکر شده در بالا KPI های سطح بخش هستند زیرا آنها بر جنبه بسیار طاقچه یک شرکت تمرکز می کنند.
اگر شرکتی تصمیم بگیرد حتی عمیق تر حفر کند ، ممکن است با KPI های سطح پروژه یا زیر دپارتمان درگیر شود. این KPI ها اغلب به طور خاص توسط مدیریت درخواست می شوند زیرا ممکن است به مجموعه داده های بسیار خاصی نیاز داشته باشند که ممکن است به راحتی در دسترس نباشند. به عنوان مثال ، مدیریت ممکن است بخواهد سؤالات بسیار خاصی را به یک گروه کنترل در مورد یک محصول بالقوه محصول بپرسد.
هنگام تهیه گزارش های KPI ، آماده "حفاری" شوید. با نشان دادن بالاترین سطح داده ها (یعنی درآمد در سطح شرکت) شروع کنید ، اما آماده باشید تا سطح پایین تری از داده ها را نشان دهید (یعنی درآمد توسط بخش ، سپس درآمد توسط بخش و محصول).
در حال توسعه گزارش های KPI
با توجه به اینکه شرکت هایی که به ظاهر داده های بیشتری را هر روز جمع می کنند ، می تواند از طریق اطلاعات به مرتب سازی بیش از حد تبدیل شود و تعیین کند که KPI ها برای تصمیم گیری چه مفیدترین و تأثیرگذار هستند. هنگام شروع روند جمع آوری داشبورد یا گزارش های KPI ، مراحل زیر را در نظر بگیرید.
مرحله 1: در مورد اهداف و قصد با شرکای تجاری بحث کنید. KPI ها فقط به اندازه کاربران مفید هستند. قبل از جمع کردن هر گزارش KPI ، درک کنید که شما یا شریک تجاری خود در تلاش برای دستیابی به آن هستید.
مرحله 2: پیش نویس الزامات KPI هوشمند. KPI ها باید محدودیت هایی داشته باشند و به معیارهای خاص ، قابل اندازه گیری ، قابل دستیابی ، واقع بینانه و زمان گره خورده باشند. KPI های مبهم ، دشوار برای اطمینان یا غیر واقعی ، ارزش کم به ارزش ندارند. درعوض ، روی چه اطلاعاتی که در دسترس است تمرکز کنید و نیازهای مخفف هوشمند را برآورده کنید.
مرحله 3: سازگار باشید. همانطور که گزارش های KPI را جمع می کنید ، برای ظاهر شدن مشکلات تجاری جدید آماده شوید و توجه بیشتری به مناطق دیگر داده شود. با تغییر نیاز به مشاغل و مشتری ، KPI ها همچنین باید با تعداد خاصی ، معیارها و اهداف تغییر در مطابق با تحولات عملیاتی سازگار شوند.
مرحله 4: از کاربران قریب به اتفاق خودداری کنید. این ممکن است وسوسه انگیز باشد که کاربران را با همان تعداد KPI ها که می توانید در یک گزارش قرار دهید ، گزارش دهید. در یک مقطع خاص ، درک KPI ها شروع به کار دشواری می کنند ، و ممکن است تعیین اینکه کدام معیارها در واقع مهمتر هستند ، دشوارتر شوند.
مزایای KPI
یک شرکت ممکن است به دلایل مختلف مایل به تجزیه و تحلیل KPI ها باشد. KPI ها به اطلاع رسانی در مدیریت مشکلات خاص کمک می کنند. این رویکرد داده محور اطلاعات قابل اندازه گیری را در برنامه ریزی استراتژیک و اطمینان از تعالی عملیاتی مفید می کند.
KPI ها به پاسخگویی کارمندان کمک می کنند. به جای تکیه بر احساسات یا عواطف ، KPI ها از نظر آماری پشتیبانی می شوند و نمی توانند در بین کارمندان تبعیض قائل شوند. در صورت استفاده مناسب ، KPI ممکن است به تشویق کارمندان کمک کند زیرا فروشندگان ممکن است متوجه شوند که تعداد آنها از نزدیک مورد نظارت قرار می گیرد.
KPI ها همچنین پلی هستند که عملیات و اهداف تجاری واقعی را به هم متصل می کند. یک شرکت ممکن است اهداف را تعیین کند اما بدون توانایی پیگیری پیشرفت به سمت آن اهداف ، در این برنامه ها هدف کمی وجود ندارد. در عوض ، KPIS به شرکت ها اجازه می دهد تا اهداف را تعیین کنند ، سپس پیشرفت را به سمت آن اهداف نظارت کنند.
محدودیت های KPI
در هنگام کار با KPI ها ، برخی از نقاط ضعف وجود دارد. ممکن است یک قاب طولانی طولانی برای ارائه داده های معنی دار برای KPI ها وجود داشته باشد. به عنوان مثال ، یک شرکت ممکن است نیاز به جمع آوری داده های سالانه از کارمندان برای سالها برای درک بهتر روند در نرخ رضایت در مدت زمان طولانی داشته باشد.
KPI ها برای مفید بودن نیاز به نظارت مداوم و پیگیری نزدیک دارند. گزارش KPI که تهیه شده است اما هرگز خدمات را بدون هدف تجزیه و تحلیل نکرده است. علاوه بر این ، KPI هایی که به طور مداوم برای صحت و منطقی کنترل نمی شوند ، تصمیم گیری مفید را تشویق نمی کنند.
KPI ها این امکان را برای مدیران برای "بازی" KPI ها باز می کنند. به جای تمرکز بر بهبود فرایندها یا نتایج ، مدیران ممکن است احساس انگیزه کنند تا فقط به بهبود KPI های مرتبط با پاداش های عملکرد توجه کنند. علاوه بر این ، اگر مدیران بیش از حد متمرکز بر KPI های بهره وری باشند ، ممکن است کیفیت کاهش یابد ، و ممکن است کارکنان برای انجام اندازه گیری های خاص KPI که ممکن است به سادگی منطقی نباشد ، فشار زیادی را تحت فشار قرار دهند.
مدیریت نحوه عملکرد یک شرکت را به روش های بی شماری اطلاع می دهد
کمک می کند تا کارکنان را برای اقدامات خود پاسخگو باشند (یا کمبود)
ممکن است کارمندان را که برای تحقق اهداف احساس مثبت می کنند ، ایجاد کند
به یک شرکت اجازه می دهد تا اهداف را تعیین کند و پیشرفت را به سمت آن اهداف اندازه گیری کند
منجر به تعهد زمان بالقوه برای جمع آوری مداوم داده ها در دوره های طولانی مدت می شود
برای صحت و معقول بودن در داده ها نیاز به نظارت مداوم دارد
ممکن است مدیران را ترغیب کند که به جای استراتژی گسترده تر ، فقط روی KPI ها تمرکز کنند
اگر اهداف KPI غیر منطقی باشد ممکن است کارمندان را ناامید کند
KPI به چه معنی است؟
KPI مخفف برای شاخص های کلیدی عملکرد ، داده هایی است که برای کمک به تصمیم گیری جمع آوری ، تجزیه و تحلیل و خلاصه شده است. KPI ها ممکن است یک محاسبه یا ارزش واحد باشد که دوره ای از فعالیت مانند "450 فروش در ماه اکتبر" را خلاصه می کند. به خودی خود ، KPI ها هیچ ارزش را به یک شرکت اضافه نمی کنند. با این حال ، یک شرکت می تواند از این اطلاعات برای تصمیم گیری آگاهانه تر در مورد عملیات تجاری و استراتژی استفاده کند.
نمونه ای از KPI ها چیست؟
یکی از اساسی ترین نمونه های KPI ، درآمد هر مشتری (RPC) است. به عنوان مثال ، اگر سالانه 100000 دلار درآمد کسب می کنید و 100 مشتری دارید ، RPC شما 1000 دلار است. یک شرکت می تواند از این KPI برای ردیابی RPC خود به مرور زمان استفاده کند. به عنوان مثال ، یک شرکت ممکن است متوجه شود RPC در سه ماه گذشته دو برابر شده است. اگر بخواهد میزان درآمد هر مشتری را به حداقل برساند یا می خواهد به حداقل برسد تعداد مشتریانی که از درآمد آن به دست می آورند ، یک شرکت ممکن است تصمیم بگیرد که رویکرد تجاری شرکت خود را تغییر دهد.
5 شاخص کلیدی عملکرد چیست؟
KPI ها از تجارت به تجارت متفاوت هستند و برخی از KPI ها برای برخی از شرکت ها در مقایسه با سایر شرکت ها مناسب تر خواهند بود. به طور کلی ، پنج مورد از متداول ترین KPI ها عبارتند از:
- رشد درآمد
- درآمد برای هر مشتری
- حاشیه سود
- میزان احتباس مشتری
- رضایت مشتری
KPI ها را چگونه اندازه گیری می کنید؟
این بستگی به اندازه گیری KPI واقعی دارد. به طور کلی ، مشاغل KPI را از طریق نرم افزار تجزیه و تحلیل تجارت و ابزارهای گزارشگری اندازه گیری و ردیابی می کنند. این شامل همه چیز از جمع آوری داده ها از طریق منابع قابل اعتماد ، ذخیره ایمن اطلاعات ، تمیز کردن داده ها برای استاندارد سازی قالب IT برای تجزیه و تحلیل و کانکت واقعی واقعی است. آخر ، KPI ها اغلب با استفاده از نرم افزار تجسم یا گزارشگری گزارش می شوند.
چه چیزی KPI را خوب می کند؟
KPI خوب اطلاعات عینی و واضح از پیشرفت را به سمت هدف نهایی ارائه می دهد. این دستگاه عواملی مانند کارآیی ، کیفیت ، به موقع بودن و عملکرد را ردیابی و اندازه گیری می کند در حالی که راهی برای اندازه گیری عملکرد در طول زمان فراهم می کند. هدف نهایی KPI کمک به مدیریت تصمیمات آگاهانه تر است.
خط پایین
KPI ها یک روش مؤثر برای اندازه گیری و ردیابی عملکرد یک شرکت در انواع معیارهای مختلف ارائه می دهند. با درک دقیقاً KPI ها و نحوه اجرای صحیح آنها ، مدیران بهتر می توانند تجارت را برای موفقیت طولانی مدت بهینه کنند.
Investopedia نویسندگان را ملزم به استفاده از منابع اصلی برای حمایت از کار خود می کند. این موارد شامل مقالات سفید ، داده های دولت ، گزارش های اصلی و مصاحبه با کارشناسان صنعت است. ما همچنین در صورت لزوم به تحقیقات اصلی از سایر ناشران معتبر اشاره می کنیم. شما می توانید در مورد استانداردهایی که در تولید محتوای دقیق و بی طرفانه در سیاست تحریریه خود دنبال می کنیم ، اطلاعات بیشتری کسب کنید.
خبرهای فارکس...
ما را در سایت خبرهای فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : شهره لرستانی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
9 تير
1402 ساعت: 11:50