گوشتچه

ساخت وبلاگ

مانتوی بخش عمده ای از فضای داخلی زمین است. این مانتوی بین هسته متراکم و فوق العاده گرم زمین و لایه بیرونی نازک آن ، پوسته قرار دارد. این مانتو در حدود 2،900 کیلومتر (1802 مایل) ضخامت دارد و 84 ٪ از حجم کل زمین را تشکیل می دهد.

علوم زمین ، جغرافیا ، زمین شناسی ، جغرافیای فیزیکی

این مانتو بخش عمده ای از فضای داخلی زمین است. این مانتوی بین هسته متراکم و فوق العاده گرم زمین و لایه بیرونی نازک آن ، پوسته قرار دارد. این مانتو در حدود 2،900 کیلومتر (1802 مایل) ضخامت دارد و 84 ٪ از حجم کل زمین را تشکیل می دهد.

از آنجا که زمین حدود 4. 5 میلیارد سال پیش شکل گرفت ، آهن و نیکل به سرعت از سایر سنگها و مواد معدنی جدا شدند تا هسته اصلی سیاره جدید را تشکیل دهند. مواد مذاب که هسته را احاطه کرده بود ، گوشته اولیه بود.

بیش از میلیون ها سال ، گوشته خنک شد. آب به دام افتاده در مواد معدنی فوران شده با گدازه ، فرآیندی به نام "فراتر از آن". هرچه آب بیشتری از آن غافل شد ، گوشته جامد شد.

صخره هایی که مانتوی زمین را تشکیل می دهند ، بیشتر سیلیکات هستند - طیف گسترده ای از ترکیبات که یک ساختار سیلیکون و اکسیژن دارند. سیلیکاتهای رایج موجود در گوشته شامل اولیوین ، گارنت و پیروکسن است. نوع اصلی دیگر سنگ موجود در گوشته ، اکسید منیزیم است. سایر عناصر مانتوی شامل آهن ، آلومینیوم ، کلسیم ، سدیم و پتاسیم است. دمای گوشته بسیار متفاوت است ، از 1000 درجه سانتیگراد (1832 درجه فارنهایت) در نزدیکی مرز آن با پوسته ، تا 3700 درجه سانتیگراد (6692 درجه فارنهایت) در نزدیکی مرز آن با هسته. در گوشته ، گرما و فشار به طور کلی با عمق افزایش می یابد. شیب زمین گرمایی اندازه گیری این افزایش است. در بیشتر مکان ها ، شیب زمین گرمایی حدود 25 درجه سانتیگراد در هر کیلومتر عمق (1 درجه فارنهایت در هر 70 فوت عمق) است.

ویسکوزیته گوشته نیز بسیار متفاوت است. این سنگ عمدتا جامد است ، اما در مرزهای صفحه تکتونیکی و گلدان های گوشته چسبناک تر است. سنگهای مانتوی در آنجا نرم و قادر به حرکت پلاستیکی (در طول میلیون ها سال) در عمق و فشار زیاد هستند. انتقال گرما و مواد در گوشته به تعیین چشم انداز زمین کمک می کند. فعالیت در تکتونیک صفحه درایوهای گوشته ، کمک به آتشفشانها ، گسترش کف دریا ، زمین لرزه ها و کوهزایی (کوهنوردی).

مانتوی به چندین لایه تقسیم می شود: مانتوی فوقانی ، منطقه انتقال ، مانتوی پایین و D "(D Double-Prime) ، منطقه عجیب و غریب که در آن مانتوی با هسته بیرونی ملاقات می کند.

مانتوی

مانتوی فوقانی از پوسته تا عمق حدود 410 کیلومتر (255 مایل) امتداد دارد. مانتوی فوقانی عمدتا جامد است ، اما مناطق قابل انعطاف بیشتر آن به فعالیت تکتونیکی کمک می کند.

دو قسمت از گوشته فوقانی اغلب به عنوان مناطق مجزا در فضای داخلی زمین شناخته می شوند: لیتوسفر و آستنوسفر.

لیتوسفر قسمت جامد و بیرونی زمین است که تا عمق حدود 100 کیلومتر (62 مایل) امتداد دارد. لیتوسفر شامل پوسته و قسمت فوقانی شکننده گوشته است. لیتوسفر هم جالبترین و هم سفت ترین لایه های زمین است.

شناخته شده ترین ویژگی مرتبط با لیتوسفر زمین فعالیت تکتونیکی است. فعالیت تکتونیکی تعامل صفحات عظیم لیتوسفر به نام صفحات تکتونیکی را توصیف می کند. لیتوسفر به 15 صفحه اصلی تکتونیکی تقسیم می شود: آمریکای شمالی ، کارائیب ، آمریکای جنوبی ، اسکاتلند ، قطب جنوب ، اوراسیایی ، عربی ، آفریقایی ، هندی ، فیلیپین ، استرالیا ، اقیانوس آرام ، خوان دو فوکا ، کوکاس و نازکا.

تقسیم در لیتوسفر بین پوسته و گوشته ، ناپیوستگی Mohorovicic یا به سادگی Moho نامیده می شود. موهو در عمق یکنواخت وجود ندارد ، زیرا همه مناطق زمین در تعادل ایزوستاتیک به همان اندازه متعادل نیستند. ایزوستاسی تفاوتهای فیزیکی ، شیمیایی و مکانیکی را توصیف می کند که به پوسته اجازه می دهد تا در مانتوهای گاه قابل انعطاف تر "شناور" شود. موهو در حدود هشت کیلومتری (5 مایل) در زیر اقیانوس و در حدود 32 کیلومتر (20 مایل) در زیر قاره ها یافت می شود.

انواع مختلف سنگ ها پوسته لیتوسفر و گوشته را متمایز می کنند. پوسته لیتوسفر توسط گنیس (پوسته قاره) و گابرو (پوسته اقیانوسی) مشخص می شود. در زیر موهو ، مانتوی توسط پریدوتیت مشخص می شود ، سنگی که بیشتر از مواد معدنی الیوین و پیروکسن تشکیل شده است.

آستنوسفر لایه متراکم تر و ضعیف تر در زیر گوشته لیتوسفر است. بین حدود 100 کیلومتر (62 مایل) و 410 کیلومتر (255 مایل) در زیر سطح زمین قرار دارد. درجه حرارت و فشار آستنوسفر به حدی است که سنگها نرم می شوند و تا حدی ذوب می شوند و به نیمه ملت می شوند.

استنوسفر بسیار انعطاف پذیر تر از لیتوسفر یا گوشته پایین است. انعطاف پذیری توانایی یک ماده جامد در تغییر شکل یا کشش تحت استرس را اندازه گیری می کند. آستنوسفر به طور کلی نسبت به لیتوسفر چسبناک تر است ، و مرز لیتوسفر-اتینوسفر (آزمایشگاه) نقطه ای است که زمین شناسان و متخصصان متخصص دانشمندانی که جریان ماده را مطالعه می کنند-تفاوت در انعطاف پذیری بین دو لایه مانتوی فوقانی را علامت گذاری می کنند.

حرکت بسیار آهسته صفحات لیتوسفر "شناور" بر روی آستنوسفر علت تکتونیک صفحه ، فرآیند مرتبط با رانش قاره ، زمین لرزه ها ، تشکیل کوه ها و آتشفشانها است. در حقیقت ، گدازه هایی که از شکاف های آتشفشانی فوران می کنند ، در واقع خود استنوسفر است که به ماگما ذوب می شود.

البته صفحات تکتونیکی واقعاً شناور نیستند ، زیرا آستنوسفر مایع نیست. صفحات تکتونیکی فقط در مرزهای خود و نقاط داغ ناپایدار هستند.

منطقه انتقال

از حدود 410 کیلومتر (255 مایل) تا 660 کیلومتر (410 مایل) در زیر سطح زمین ، صخره ها تحت تحولات بنیادی قرار می گیرند. این منطقه انتقال گوشته است.

در منطقه انتقال ، سنگها ذوب یا تجزیه نمی شوند. در عوض ، ساختار کریستالی آنها به روش های مهم تغییر می کند. سنگها بسیار متراکم تر می شوند.

منطقه انتقال از مبادلات زیادی از مواد بین گوشته فوقانی و تحتانی جلوگیری می کند. برخی از زمین شناسان فکر می کنند که افزایش چگالی سنگ ها در منطقه انتقال مانع از سقوط بیشتر صفحات لیتوسفر از لیتوسفر می شود. این قطعات عظیم صفحات تکتونیکی برای میلیون ها سال قبل از مخلوط کردن با سنگ های دیگر سنگ و در نهایت به عنوان بخشی از آستنوسفر ، فوران به عنوان گدازه ، تبدیل شدن به بخشی از لیتوسفر ، یا به عنوان پوسته اقیانوسی جدید ، در منطقه انتقال غرفه می شوند و در نهایت به جبهه فوقانی باز می گردند. در سایت هایی از کف دریا گسترش می یابد.

با این حال ، برخی از زمین شناسان و متخصصان رئولوژیست ها فکر می کنند که صفحات فرومایه می توانند در زیر منطقه انتقال به گوشته پایین بیایند. شواهد دیگر نشان می دهد که لایه انتقال قابل نفوذ است و گوشته فوقانی و پایین مقداری از مواد را تبادل می کند.

شاید مهمترین جنبه منطقه انتقال گوشته فراوانی آب آن باشد. کریستال های موجود در منطقه انتقال به اندازه تمام اقیانوس های موجود در سطح زمین آب دارند.

آب موجود در منطقه انتقال همانطور که می دانیم "آب" نیست. این مایع ، بخار ، جامد یا حتی پلاسما نیست. در عوض ، آب به عنوان هیدروکسید وجود دارد. هیدروکسید یون هیدروژن و اکسیژن با بار منفی است. در منطقه انتقال ، یونهای هیدروکسید در ساختار کریستالی سنگهایی مانند Ringwoodite و Wadsleyite به دام می افتند. این مواد معدنی از الیوین در دمای بسیار بالا و فشار تشکیل می شوند.

در نزدیکی پایین منطقه انتقال ، افزایش دما و فشار Ringwoodite و Wadsleyite. ساختارهای کریستالی آنها شکسته شده و هیدروکسید به عنوان "ذوب" فرار می کند. ذرات ذوب به سمت بالا ، به سمت مواد معدنی که می توانند آب را نگه دارند ، جریان می یابد. این به منطقه انتقال اجازه می دهد تا یک مخزن مداوم از آب را حفظ کند.

زمین شناسان و متخصصان متخصصان ذاتاً فکر می کنند که آب در حین فرورانش وارد گوشته از سطح زمین شد. فرورانش فرآیندی است که در آن یک صفحه تکتونیکی متراکم در زیر یک پرشکوه تر می چرخد یا ذوب می شود. بیشتر فرورانش به عنوان یک صفحه اقیانوسی در زیر یک صفحه کمتر متراکم اتفاق می افتد. همراه با سنگ ها و مواد معدنی لیتوسفر ، تن آب و کربن نیز به گوشته منتقل می شود. هیدروکسید و آب از طریق همرفت گوشته ، فوران آتشفشانی و گسترش کف دریا به گوشته فوقانی ، پوسته و حتی جو بازگردانده می شوند.

مانتوی پایین

مانتوی پایین از حدود 660 کیلومتر (410 مایل) تا حدود 2700 کیلومتر (1،678 مایل) در زیر سطح زمین امتداد دارد. گوشته پایین داغ تر و متراکم تر از گوشته فوقانی و منطقه انتقال است.

مانتوی پایین بسیار کمتر از گوشته فوقانی و منطقه انتقال است. اگرچه گرما معمولاً با نرم سنگها مطابقت دارد ، فشار شدید مانتوی پایین را جامد نگه می دارد.

زمین شناسان در مورد ساختار گوشته تحتانی موافق نیستند. برخی از زمین شناسان فکر می کنند که صفحات فرومایه لیتوسفر در آنجا مستقر شده اند. سایر زمین شناسان فکر می کنند که مانتوی پایین کاملاً بی تحرک است و حتی گرما را با همرفت منتقل نمی کند.

D Double-Prime (D ')

در زیر مانتوی پایین یک منطقه کم عمق به نام D '' یا "D Double-Prime" قرار دارد. در برخی مناطق ، D 'یک مرز تقریباً تیغ با هسته بیرونی است. در مناطق دیگر ، D "دارای تجمع ضخیم آهن و سیلیکات است. در مناطق دیگر ، زمین شناسان و لرزه شناسان مناطقی از ذوب بزرگ را شناسایی کرده اند.

حرکت غیرقابل پیش بینی مواد در D "تحت تأثیر گوشته پایین و هسته بیرونی قرار دارد. آهن هسته بیرونی بر شکل گیری یک دیاپیر ، یک ویژگی زمین شناسی به شکل گنبد (نفوذ آذرین) تأثیر می گذارد که در آن مواد سیال تر به سنگ های شکننده و شکننده مجبور می شوند. دیاپل آهن گرما را ساطع می کند و ممکن است یک پالس بزرگ و پر از مواد یا انرژی را آزاد کند - درست مانند لامپ گدازه. این انرژی به سمت بالا شکوفا می شود و گرما را به قسمت پایین تر و منطقه انتقال منتقل می کند و حتی ممکن است به عنوان یک ستون گوشته فوران کند.

در پایه گوشته ، حدود 2،900 کیلومتر (1802 مایل) زیر سطح ، مرز هسته اصلی یا CMB قرار دارد. این نکته ، با نام ناپیوستگی گوتنبرگ ، انتهای گوشته و آغاز هسته بیرونی مایع زمین را نشان می دهد.

همرفت

Mantle Concection حرکت گوشته را توصیف می کند زیرا گرما را از هسته گرم سفید به لیتوسفر شکننده منتقل می کند. مانتوی از پایین گرم می شود ، از بالا خنک می شود و دمای کلی آن در مدت زمان طولانی کاهش می یابد. همه این عناصر به همرفت گوشته کمک می کنند.

جریانهای همرفتی ماگما داغ ، شناور را به لیتوسفر در مرزهای صفحه و نقاط داغ منتقل می کنند. جریانهای همرفتی همچنین مواد خنک کننده تر و خنک تر را از پوسته به فضای داخلی زمین از طریق فرآیند فرورانش منتقل می کنند.

بودجه گرمای زمین ، که جریان انرژی حرارتی را از هسته به جو اندازه گیری می کند ، تحت تأثیر همرفت مانتوی قرار می گیرد. بودجه گرمای زمین بیشتر فرآیندهای زمین شناسی را روی زمین هدایت می کند ، اگرچه تولید انرژی آن توسط تابش خورشیدی در سطح کوتوله می شود.

زمین شناسان بحث می کنند که آیا همرفت مانتوی "کامل" یا "لایه بندی شده" است. همرفت کامل ، یک فرآیند طولانی و طولانی بازیافت را شامل می شود که شامل گوشته فوقانی ، منطقه انتقال ، مانتوی پایین و حتی d "است. در این مدل ، گوشته در یک فرآیند واحد هماهنگ می شود. یک دال فرورانش لیتوسفر ممکن است به آرامی به داخل گوشته فوقانی بکشند و به دلیل چگالی و خنک بودن نسبی آن به منطقه انتقال سقوط کنند. در طی میلیون ها سال ، ممکن است بیشتر به داخل مانتوی پایین فرو رود. جریان های همرفت ممکن است مواد گرم و شناور را به صورت d "از طریق لایه های دیگر گوشته منتقل کنند. برخی از این مواد حتی ممکن است دوباره به عنوان لیتوسفر ظاهر شوند ، زیرا از طریق فوران های آتشفشانی یا گسترش کف دریا بر روی پوسته ریخته می شود.

همرفتی لایه لایه دو فرآیند را توصیف می کند. گلدان های مواد گوشته گرم شده ممکن است از گوشته پایین حباب کنند و یک منطقه را در منطقه انتقال قبل از سقوط گرم کنند. در بالای منطقه انتقال ، همرفت ممکن است تحت تأثیر حرارت منتقل شده از گوشته تحتانی و همچنین جریانهای همرفت گسسته در گوشته فوقانی رانده شده توسط فرورانش و گسترش کف دریا باشد. گل های مانتویی که از گوشته فوقانی ناشی می شوند ممکن است از طریق لیتوسفر به عنوان نقاط داغ از بین بروند.

یک ستون مانتوی یک سنگ صخره ای از سنگ گرم از گوشته است. ستون های گوشته علت احتمالی "نقاط داغ" هستند ، مناطق آتشفشانی که توسط تکتونیک صفحه ایجاد نشده اند. با رسیدن یک ستون گوشته به گوشته فوقانی ، آن را به یک دیاپیر ذوب می کند. این ماده مذاب آستنوسفر و لیتوسفر را گرم می کند و باعث فوران های آتشفشانی می شود. این فوران های آتشفشانی سهم جزئی در از دست دادن گرما از فضای داخلی زمین دارند ، اگرچه فعالیت تکتونیکی در مرزهای صفحه عامل اصلی این از دست دادن گرما است.

نقطه داغ هاوایی ، در وسط اقیانوس آرام شمالی ، بالای یک ستون گوشته احتمالی قرار دارد. با حرکت صفحه اقیانوس آرام در یک حرکت به طور کلی شمال غربی ، نقطه داغ هاوایی نسبتاً ثابت است. زمین شناسان فکر می کنند که این امر به هاوایی اجازه داده است تا یک سری آتشفشانها را ایجاد کند ، از Meiji Seamount 85 میلیون ساله در نزدیکی شبه جزیره Kamchatka روسیه ، تا دریاچه Loihi ، یک آتشفشان زیر دریایی در جنوب شرقی "جزیره بزرگ" هاوایی. لوحی ، تنها 400000 سال قدمت ، سرانجام به جدیدترین جزیره هاوایی تبدیل می شود.

زمین شناسان دو به اصطلاح "فوق العاده" را شناسایی کرده اند. این سوپرومها ، یا استان های بزرگ برشی کم (LLSVP) ، منشأ آنها در ذوب مواد D هستند. LLSVP اقیانوس آرام در بیشتر اقیانوس آرام جنوبی (از جمله نقطه داغ هاوایی) بر زمین شناسی تأثیر می گذارد. LLSVP آفریقایی در بیشتر آفریقای جنوبی و غربی بر زمین شناسی تأثیر می گذارد.

زمین شناسان فکر می کنند که گلدان های گوشته ممکن است تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار بگیرند. برخی ممکن است پالس کنند ، در حالی که برخی دیگر ممکن است به طور مداوم گرم شوند. برخی ممکن است یک دیاپیر واحد داشته باشند ، در حالی که برخی دیگر ممکن است چندین "ساقه" داشته باشند. برخی از گلدان های گوشته ممکن است در وسط یک صفحه تکتونیکی ایجاد شود ، در حالی که برخی دیگر ممکن است توسط مناطق گسترش یافته در کف دریا "اسیر شوند".

برخی از زمین شناسان بیش از هزار ستون گوشته را شناسایی کرده اند. برخی از زمین شناسان فکر می کنند که گل های مانتویی به هیچ وجه وجود ندارند. تا زمانی که ابزارها و فناوری به زمین شناسان اجازه دهند تا لباس را به طور کامل کاوش کنند ، بحث ادامه خواهد یافت.

کاوش در گوشته

این مانتو هرگز به طور مستقیم مورد کاوش قرار نگرفته است. حتی پیشرفته ترین تجهیزات حفاری فراتر از پوسته نرسیده است.< Span> مانتوی هرگز به طور مستقیم مورد کاوش قرار نگرفته است. حتی پیشرفته ترین تجهیزات حفاری به فراتر از پوسته نرسیده است. مانتوی هرگز به طور مستقیم مورد کاوش قرار نگرفته است. حتی پیشرفته ترین تجهیزات حفاری فراتر از پوسته نرسیده است.

زنولیت ها بسیاری از زمین شناسان با تجزیه و تحلیل زنولیت ها ، مانتوی را مطالعه می کنند. زنولیت ها نوعی نفوذ هستند - سنگی که درون یک سنگ دیگر به دام افتاده است. زنولیت هایی که بیشترین اطلاعات را در مورد گوشته ارائه می دهند ، الماس هستند. الماس در شرایط بسیار منحصر به فرد شکل می گیرد: در مانتوی فوقانی ، حداقل 150 کیلومتر (93 مایل) در زیر سطح. بالاتر از عمق و فشار ، کربن به عنوان گرافیت متبلور می شود ، نه الماس. الماس ها در فوران های آتشفشانی انفجاری به سطح می آیند و "لوله های الماس" از صخره هایی به نام کیمبرلیت ها و لامپرولیت ها را تشکیل می دهند. خود الماس نسبت به زنولیت هایی که برخی از آنها حاوی هستند ، مورد توجه زمین شناسان کمتری قرار می گیرند. این تزریق مواد معدنی از گوشته است که در داخل الماس صخره ای به دام افتاده است. مزاحمت های الماس به دانشمندان این امکان را داده است که تا 700 کیلومتر (435 مایل) در زیر سطح زمین - مانتوی پایین ، نگاه کنند. مطالعات زنولیت نشان داده است که سنگهای موجود در مانتوی عمیق به احتمال زیاد صفحات 3 میلیارد ساله از کف دریا فرومایه هستند. تزریق الماس شامل آب ، رسوبات اقیانوس و حتی کربن است. امواج لرزه ای بیشتر مطالعات گوشته با اندازه گیری گسترش امواج شوک از زمین لرزه ، به نام امواج لرزه ای انجام می شود. امواج لرزه ای که در مطالعات گوشته اندازه گیری می شوند ، امواج بدن نامیده می شوند ، زیرا این امواج از طریق بدن زمین حرکت می کنند. سرعت امواج بدن با چگالی ، دما و نوع سنگ متفاوت است. دو نوع موج بدن وجود دارد: امواج اولیه ، امواج P و امواج ثانویه یا امواج S. امواج P ، که به آن امواج فشار نیز گفته می شود ، توسط فشرده سازی ها تشکیل می شوند. امواج صوتی امواج P هستند-امواج Psismic P برای شنیدن افراد بسیار کم است. امواج S ، که به آن امواج برشی نیز گفته می شود ، حرکت عمود بر انتقال انرژی را اندازه گیری می کند. امواج S قادر به انتقال از طریق مایعات یا گازها نیستند. ابزارهایی که در سراسر جهان قرار می گیرند ، این امواج را هنگام رسیدن به نقاط مختلف روی سطح زمین پس از زلزله اندازه گیری می کنند. امواج P (امواج اولیه) معمولاً ابتدا وارد می شوند ، در حالی که امواج S به زودی وارد می شوند. هر دو موج بدن از طرق مختلف انواع مختلفی از سنگ ها را "منعکس می کنند". این امر به لرزه شناسان اجازه می دهد تا سنگهای مختلف موجود در پوسته زمین و گوشته را در زیر سطح شناسایی کنند. به عنوان مثال ، از بازتاب های لرزه ای برای شناسایی رسوبات روغن پنهان در اعماق سطح استفاده می شود. تغییرات ناگهانی و قابل پیش بینی در سرعت امواج بدن "ناپیوستگی لرزه ای" نامیده می شود. موهو ناپیوستگی است که مرز پوسته و گوشته فوقانی را نشان می دهد.

به اصطلاح "ناپیوستگی 410 کیلومتری" مرز منطقه انتقال را نشان می دهد. ناپیوستگی گوتنبرگ از محبوبیت بیشتری به عنوان مرز هسته اصلی (CMB) شناخته می شود. در CMB ، امواج S ، که نمی توانند به صورت مایع ادامه پیدا کنند ، ناگهان ناپدید می شوند و امواج P به شدت از بین می روند یا خم می شوند. این به لرزه شناسان هشدار می دهد که ساختار جامد و مذاب گوشته جای خود را به مایع آتشین هسته بیرونی داده است. نقشه های مانتوی فناوری برش به زمین شناسان مدرن و زلزله شناسان اجازه داده است تا نقشه های مانتوی را تولید کنند. بیشتر نقشه های گوشته سرعت لرزه ای را نشان می دهند و الگوهای عمیق زیر سطح زمین را نشان می دهند. دانشمندان زمین شناسی امیدوارند که نقشه های مانتوی پیشرفته می توانند امواج بدن را از 6000 زمین لرزه با بزرگی حداقل 5. 5 ترسیم کنند. این نقشه های مانتوی ممکن است قادر به شناسایی صفحات باستانی مواد فرومایه و موقعیت دقیق و حرکت صفحات تکتونیکی باشد. بسیاری از زمین شناسان فکر می کنند که نقشه های مانتوی حتی ممکن است شواهدی برای گلدان های گوشته و ساختار آنها ارائه دهد.

حفاری تمام راه به سمت موهو (تقسیم بین پوسته زمین و مانتو) یک نقطه عطف مهم علمی است ، اما با وجود چندین دهه تلاش ، هنوز هیچ کس موفق نشده است. در سال 2005 ، دانشمندان با پروژه حفاری یکپارچه اقیانوس 1،416 متر (4،644 فوت) در زیر دریای دریای اقیانوس اطلس شمالی حفر کردند و ادعا کردند که فقط در 305 متر (1000 پا) از موهو آمده اند.

بسیاری از زمین شناسان با تجزیه و تحلیل زنولیت ها ، مانتوی را مطالعه می کنند. زنولیت ها نوعی نفوذ هستند - سنگی که درون یک سنگ دیگر به دام افتاده است.

زنولیت هایی که بیشترین اطلاعات را در مورد گوشته ارائه می دهند ، الماس هستند. الماس در شرایط بسیار منحصر به فرد شکل می گیرد: در مانتوی فوقانی ، حداقل 150 کیلومتر (93 مایل) در زیر سطح. بالاتر از عمق و فشار ، کربن به عنوان گرافیت متبلور می شود ، نه الماس. الماس ها در فوران های آتشفشانی انفجاری به سطح می آیند و "لوله های الماس" از صخره هایی به نام کیمبرلیت ها و لامپرولیت ها را تشکیل می دهند.

خود الماس نسبت به زنولیت هایی که برخی از آنها حاوی هستند ، مورد توجه زمین شناسان کمتری قرار می گیرند. این تزریق مواد معدنی از گوشته است که در داخل الماس صخره ای به دام افتاده است. مزاحمت های الماس به دانشمندان این امکان را داده است که تا 700 کیلومتر (435 مایل) در زیر سطح زمین - مانتوی پایین ، نگاه کنند.

مطالعات زنولیت نشان داده است که سنگهای موجود در مانتوی عمیق به احتمال زیاد صفحات 3 میلیارد ساله از کف دریا فرومایه هستند. تزریق الماس شامل آب ، رسوبات اقیانوس و حتی کربن است.

بیشتر مطالعات گوشته با اندازه گیری گسترش امواج شوک از زمین لرزه ها ، به نام امواج لرزه ای انجام می شود. امواج لرزه ای که در مطالعات گوشته اندازه گیری می شوند ، امواج بدن نامیده می شوند ، زیرا این امواج از طریق بدن زمین حرکت می کنند. سرعت امواج بدن با چگالی ، دما و نوع سنگ متفاوت است.

دو نوع موج بدن وجود دارد: امواج اولیه ، امواج P و امواج ثانویه یا امواج S. امواج P ، که به آن امواج فشار نیز گفته می شود ، توسط فشرده سازی ها تشکیل می شوند. امواج صوتی امواج P هستند-امواج Psismic P برای شنیدن افراد بسیار کم است. امواج S ، که به آن امواج برشی نیز گفته می شود ، حرکت عمود بر انتقال انرژی را اندازه گیری می کند. امواج S قادر به انتقال از طریق مایعات یا گازها نیستند.

ابزارهایی که در سراسر جهان قرار می گیرند ، این امواج را هنگام رسیدن به نقاط مختلف روی سطح زمین پس از زلزله اندازه گیری می کنند. امواج P (امواج اولیه) معمولاً ابتدا وارد می شوند ، در حالی که امواج S به زودی وارد می شوند. هر دو موج بدن از طرق مختلف انواع مختلفی از سنگ ها را "منعکس می کنند". این امر به لرزه شناسان اجازه می دهد تا سنگهای مختلف موجود در پوسته زمین و گوشته را در زیر سطح شناسایی کنند. به عنوان مثال ، از بازتاب های لرزه ای برای شناسایی رسوبات روغن پنهان در اعماق سطح استفاده می شود.

تغییرات ناگهانی و قابل پیش بینی در سرعت امواج بدن "ناپیوستگی لرزه ای" نامیده می شود. موهو ناپیوستگی است که مرز پوسته و گوشته فوقانی را نشان می دهد. به اصطلاح "ناپیوستگی 410 کیلومتری" مرز منطقه انتقال را نشان می دهد.

ناپیوستگی گوتنبرگ از محبوبیت بیشتری به عنوان مرز هسته اصلی (CMB) شناخته می شود. در CMB ، امواج S ، که نمی توانند به صورت مایع ادامه پیدا کنند ، ناگهان ناپدید می شوند و امواج P به شدت از بین می روند یا خم می شوند. این به لرزه شناسان هشدار می دهد که ساختار جامد و مذاب گوشته جای خود را به مایع آتشین هسته بیرونی داده است.

فناوری برش به زمین شناسان مدرن و لرزه شناسان اجازه داده است تا نقشه های مانتویی را تولید کنند. بیشتر نقشه های گوشته سرعت لرزه ای را نشان می دهند و الگوهای عمیق زیر سطح زمین را نشان می دهند.

دانشمندان زمین شناسی امیدوارند که نقشه های مانتوی پیشرفته می توانند امواج بدن را از 6000 زمین لرزه با بزرگی حداقل 5. 5 ترسیم کنند. این نقشه های مانتوی ممکن است قادر به شناسایی صفحات باستانی مواد فرومایه و موقعیت دقیق و حرکت صفحات تکتونیکی باشد. بسیاری از زمین شناسان فکر می کنند که نقشه های مانتوی حتی ممکن است شواهدی برای گلدان های گوشته و ساختار آنها ارائه دهد.

گوشته فعال زمین تنها سیاره منظومه شمسی ما با یک مانتوی مداوم فعال است. جیوه و مریخ دارای ساختارهای داخلی جامد و غیرمستقیم هستند. زهره دارای یک مانتوی فعال است ، اما ساختار پوسته و جو آن مانع از تغییر چشم انداز ونوس خیلی اوقات می شود.

انفجارهای مطالعه انفجاری ، دقیقاً مانند زمین لرزه ، امواج لرزه ای را تحریک می کنند. امواج بدن از انفجارهای هسته ای قدرتمند ممکن است سرنخ هایی در مورد فضای داخلی زمین نشان داده باشد - اما چنین مطالعه لرزه ای به عنوان بخشی از پیمان جامع ممنوعیت آزمایش هسته ای ممنوع است.

خبرهای فارکس...
ما را در سایت خبرهای فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : شهره لرستانی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : جمعه 9 تير 1402 ساعت: 14:18