رابطه بین سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI) و رشد اقتصادی در کشورهای میزبان موضوعی به شدت مورد بحث است. اگرچه برخی از مطالعات شواهدی از تأثیر مثبت FDI بر رشد اقتصادی نشان داده اند ، برخی دیگر نتیجه مخالف را نشان داده اند. مطالعاتی که علیت بین FDI و تولید ناخالص داخلی (تولید ناخالص داخلی) را مورد بررسی قرار داده است ، همچنین شواهدی از علیت یک طرفه و در برخی موارد علیت دو طرفه پیدا کرده است. این مطالعه با استفاده از ابزارهای استاندارد اقتصاد سنجی ، یعنی افزایش یافته دیکی فولر ، کمترین مربع ، کوییاتکوفسکی-فیلیپس-اسمییدت-عینک و ریشه واحد Lee-Strazicich ، رابطه علیت بین FDI و تولید ناخالص داخلی در بنگلادش را مورد بررسی قرار داده است. آزمایشات برای بررسی ثابت بودن ، تقویت شده تاخیر توزیع شده خودجوش (افزایش ARDL) رویکرد آزمایش برای بررسی همبستگی ، و علیت گرنجر برای کشف جهت علیت. مدل ARDL افزوده رابطه بلند مدت بین FDI و تولید ناخالص داخلی پیدا کرد. علاوه بر این ، مدل تصحیح خطا و نتایج علیت گرنجر حاکی از وجود یک علیت یک طرفه است که از تولید ناخالص داخلی به FDI در حال اجرا است.
معرفی
سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI) یکی از مهمترین عوامل برای تأثیرگذاری بر رشد اقتصادی در یک کشور در حال توسعه مانند بنگلادش است ، جایی که سرمایه به دلیل پس انداز کافی داخلی - خصوصی و عمومی - کمیاب است. این سرمایه گذاری برای صنعتی شدن بسیار مورد نیاز در یک کشور بسیار مهم است (مجله و چوودی 2013). در صورت عدم وجود سرمایه گذاری کافی محلی ، FDI از کشورهای پیشرفته صنعتی برای تسریع در مسیر صنعتی شدن ، تقویت و حفظ رشد اقتصادی پایدار و کاهش سطح بیکاری جذب شده است (حسین و هاک 2016). علاوه بر این ، اثربخشی FDI در کشورهای میزبان به کارآیی سرمایه گذاری داخلی بستگی دارد (رازین و صدکا 2003).
به تدریج، کشورها برای دستیابی به رشد اقتصادی سریعتر یکپارچه تر می شوند و در نتیجه جهانی شدن، برای تجارت آزاد باز می شوند (Middleton 2007). عوامل اقتصادی و فناوری باعث رشد تولید بین المللی می شود که با آزادسازی سیاست های تجاری و افزایش جریان سرمایه گذاری مستقیم خارجی تسهیل می شود. در این زمینه، جهانی شدن فرصتی بی نظیر برای کشورهای در حال توسعه فراهم می کند تا از طریق تجارت و سرمایه گذاری به رشد اقتصادی بپردازند (Adt 1999). از این رو، بسیاری از کشورها - به ویژه کشورهای کمتر توسعه یافته - در حال اجرای سیاست های اقتصادی لیبرال برای تشویق ورود سرمایه بیشتر از کشورهای توسعه یافته هستند (Bengoa and Sanchez-Robles 2003).
امروزه اهمیت سرمایه گذاری مستقیم خارجی به شکل انتقال فناوری و شبکه های بازار افزایش یافته است که می تواند منجر به تولید و فروش کارآمد در سطح جهانی شود (لیپسی و سوهولم 2010؛ اوراتا 1998). طی چند دهه گذشته، جریان سرمایه گذاری مستقیم خارجی نیز در کشورهای در حال توسعه به طرز چشمگیری افزایش یافته است. سرمایه گذاران خارجی با استفاده کارآمد از دارایی ها و منابع خود از طریق FDI سود می برند، در حالی که انتظار می رود دریافت کنندگان با تامین امنیت فناوری ها و مشارکت در شبکه های تجاری بین المللی سود ببرند (لوزی و آبادی 2011). بنابراین، این سؤال به طور طبیعی مطرح می شود که آیا این جریان های سرمایه گذاری مستقیم خارجی بر توسعه محلی تأثیری دارد و بالعکس. بنابراین، این موضوع نیازمند یک تحقیق تجربی است (Figlio and Blonigen 2000). از آنجا که تولید ناخالص داخلی (GDP) یکی از معیارهای سطح توسعه است، این مطالعه با هدف بررسی رابطه بین FDI و GDP در بنگلادش است.
FDI اغلب به عنوان وسیله ای مهم برای رشد اقتصادی در نظر گرفته می شود (Vu Le and Suruga 2005a, b). اکثریت قریب به اتفاق مطالعات تجربی بر روی تأثیری که سرمایه گذاری مستقیم خارجی ممکن است بر رشد اقتصادی همراه با پیوند علی از سرمایه گذاری مستقیم خارجی به رشد داشته باشد، متمرکز شده اند. همانطور که چاکرابورتی و باسو (2006) اشاره کردند، با این حال، پیوند علی از رشد اقتصادی به سرمایه گذاری مستقیم خارجی و رابطه بازخورد شایسته توجه بیشتر است. بنابراین، جهت این رابطه بین سرمایه گذاری مستقیم خارجی و رشد اقتصادی باید مورد تاکید قرار گیرد، زیرا اثر سرریز دانش مربوط به سرمایه گذاری مستقیم خارجی، رشد اقتصادی را تشویق می کند، که به نوبه خود، سرمایه گذاری مستقیم خارجی بیشتری را جذب می کند (چاکرابورتی و باسو، 2006).
مطالعات تجربی ، مانند Vu Le and Suruga (2005a ، B) ، Durham (2004) ، Borensztein و همکاران.(1998) ، و Balasubramanyam و همکاران.(1996) ، Nexus رشد FDI را بررسی کرده اند. آنها تأکید کرده اند که احتمال تأثیر مثبت FDI بر رشد اقتصادی بستگی به مکانیسم هایی دارد که پیشرفت به پیشرفت فناوری ، سرمایه گذاری سرمایه انسانی ، ظرفیت جذب کننده و سیاست تجارت اتخاذ شده توسط کشور میزبان (Gönel و Aksoy 2016 ؛ Katircioglu 2009 ؛Silajdzic و Mehic 2016). این مطالعات به طور کلی تابلویی از کشورها را در نظر گرفته و نشان می دهد که FDI می تواند تأثیر مثبت اما غیرمستقیم بر رشد اقتصادی داشته باشد. در مقابل ، در مورد هند ، Vu Le and Suruga (2005a ، B) پیشنهاد کرد که FDI ، سرمایه عمومی و سرمایه گذاری خصوصی همه نقش های مهمی در ارتقاء رشد اقتصادی داشته باشند. آنها همچنین از هزینه های کنترل نشده در هزینه های سرمایه عمومی حمایت می کردند ، که می تواند مانع از تأثیرات مثبت FDI در یک کشور شود.
تحرک سرمایه و فناوری مهمترین دلیل برای رشد کشورهای کم درآمد با نرخ بالاتر است (لی و چن 2010). ثبات جریان FDI و تعدیل های کلان اقتصادی و مالی مورد نیاز به عنوان عوامل مؤثر در رشد اقتصادی در کشورهای در حال توسعه شناخته شده است (Chao et al. 2019 ؛ Sridharan et al. 2009). موضوعی که FDI رشد اقتصادی را تقویت و تسریع می کند ، پشتیبانی تجربی متداول را دریافت نکرده است. تأثیر مثبتی که FDI ممکن است بر رشد اقتصادی اعمال کند ، ممکن است تنها درصورتی آغاز شود که بازار مالی ، یک سیستم وابسته به یکدیگر با یک شبکه گسترده و به هم پیوسته باشد (Kou et al. 2019) ، بیشتر از سطح آستانه توسعه داده می شود (آزمان-ساینی و همکاران. 2010). تأثیر مثبت FDI و تجارت خارجی بر رشد اقتصادی فقط با ورود FDI در اقتصادهایی که انتظار می رود سریعتر رشد کنند و سیاست های تجارت آزاد را دنبال کنند ، تحقق می یابد (Adhikary 2010 ؛ Shimul et al. 2009). FDI با انتقال فناوری و ترویج رشد اقتصادی در کشورهای در حال توسعه در چارچوب مدلهای نئوکلاسیک به طور مؤثر هدایت شده است (Bitzer and Kerekes 2008 ؛ Solow 1956 ؛ Sridharan et al. 2009). بنابراین ، کشورهای میزبان باید قبل از تجربه هرگونه افزایش FDI ، سیاست آزادسازی و تثبیت مالی را تسهیل کنند (د گرگوریو و گیدوتی 1995).
بشیر (1999) دریافت که شرکت های خارجی تمایل به افزایش سطح سرمایه انسانی و تسریع در نرخ رشد یک اقتصاد دارند. استدلال شده است که اگرچه این اثر در مناطق جغرافیایی متفاوت است و با گذشت زمان ، FDI ، در بیشتر موارد ، منجر به رشد اقتصادی شده است. فریدون (2004) مطالعه ای در مورد علیت بین FDI و تولید ناخالص داخلی سرانه در قبرس انجام داد و شواهد محکمی از تولید ناخالص داخلی ناشی از FDI پیدا کرد ، اما برعکس. نتایج بیشتر حاکی از آن است که ظرفیت قبرس برای دستیابی به پیشرفت در توسعه اقتصادی بستگی به میزان جذب سرمایه خارجی دارد (Borensztein و همکاران 1998). علاوه بر این ، وو (2000) بر توسعه زیرساخت ها ، رشد بخش غیر دولتی و اصلاحات اقتصادی برای اقتصادهای میزبان برای تحقق اثرات مثبت FDI تأکید کرد.
نظریه بین المللی سازی حاکی از آن است که FDI در کشورهایی صورت می گیرد زیرا شرکت های چند ملیتی جایگزین بازارهای خارجی با بازارهای داخلی کارآمدتر می شوند (Asghar et al. 2012 ؛ Duing 1977 ؛ Rugman 1985 ، 1986). از نظر تجربی ، اختلافات زیادی در رابطه بین FDI و رشد اقتصادی مشاهده شده است زیرا بیشتر مطالعات یا نتایج مختلط را ارائه داده اند یا نتوانسته اند به نتیجه گیری قطعی برسند (بورنزین و همکاران 1998 ؛ کارکوویچ و لوین 2002). مطالعات مختلف تجربی بر نقش مهمی که جریان های FDI برای تقویت رشد اقتصادی کشورهای در حال توسعه از طریق سهم منابع انسانی ، تشکیل سرمایه و مهارت های سازماندهی و پیشرفته و همچنین مهارت های مدیریتی و همچنین انتقال فناوری ها به دلیل سرمایه کمیاب آنها متمرکز شده است ، متمرکز شده است.(Aitken and Harrison 1999 ؛ Barro 1990 ؛ Blomstrom and Wolff 1989 ؛ Markusen and Venables 1999 ؛ Zhang 2001). تا به امروز ، شواهد تجربی موجود در رابطه بین FDI و رشد اقتصادی Nexus قطعی نبوده است. بنابراین ، این به پایه و اساس دانشگاهیان و سیاست گذاران تبدیل شده است تا این رابطه را با استفاده از تحولات اخیر در مدل سازی اقتصاد سنجی تجزیه و تحلیل کنند (Asghar et al. 2012).
شکل 1 میزان تولید ناخالص داخلی و FDI (به میلیون دلار آمریکا و لگاریتم طبیعی) در بنگلادش را در طی دوره 1972 تا 2017 نشان می دهد. میزان ورود FDI تا سال 1996 قابل توجه نبود. این ممکن است تا حدی به این دلیل باشد که کشور حکم می شودتوسط یک رژیم نظامی دیرینه و آن سال ، یک دولت دموکراتیک تشکیل شد. حجم ورود FDI به تدریج از سال 2002 به بعد با نوسان کمی افزایش یافته است. در سالهای اخیر ، نرخ رشد ورود FDI در بنگلادش کاهش یافته است ، اگرچه این وسیله نقلیه قدرتمند برای توسعه اقتصادی محسوب می شود. برنامه هفتم پنج ساله (2016-2020) ، با این حال ، هدف از افزایش FDI 5. 87 میلیارد دلار تا سال 2018 تعیین شده است. شکل 1 روند فزاینده ای را در هر دو متغیر نشان می دهد ، که تأیید می کند که تولید ناخالص داخلی به تدریج در دوره زمانی در نظر گرفته می شود. نرخ رشد تولید ناخالص داخلی پس از سال 2004 اندکی افزایش یافت و تا دوره های اخیر افزایش یافت و میانگین رشد 6. 0 ٪ یا بیشتر (Bangladesh Bank 2017).

به عنوان مثال ، ادبیات قبلی در مورد FDI و Nexus رشد اقتصادی در بنگلادش ، شیمول و همکاران.(2009) ، با استفاده از یک مجموعه داده کوچکتر (2007-2007) ، از تکنیک ARDL استفاده کرد و هیچ رابطه علّی بین FDI و رشد اقتصادی پیدا نکرد. در مقابل ، Tabassum و احمد (2014) ، با استفاده از داده ها برای دوره 1972-2011 و استفاده از یک مدل رگرسیون چندگانه ، FDI را در تأثیرگذاری بر رشد اقتصادی ناچیز دانست. بنابراین ، ادبیات در مورد بنگلادش در موضوع منتخب محدود است. علاوه بر این ، رابطه FDI و رشد اقتصادی یکی از موضوعات قابل بحث در ادبیات است که نیاز به تحقیقات بیشتر دارد. این مطالعه ، با این حال ، از یک مجموعه داده طولانی تر (1972-2017) از مطالعات قبلی استفاده کرد. این امر با استفاده از ابزارهای مقرون به صرفه سری زمانی و تکنیک های بررسی استحکام ، رابطه علیت بین FDI و رشد اقتصادی در بنگلادش را نشان داد. بنابراین ، این مطالعه با استفاده از تکنیک های اقتصاد سنجی سری زمانی نسبتاً به روز شده و یک مجموعه داده جدیدتر و بزرگتر ، شکاف ادبیات را پر کرده است.
باقیمانده این مطالعه به شرح زیر سازماندهی شده است: بخش 2 مروری اجمالی از داده ها و روش استفاده شده برای تجزیه و تحلیل نتایج را ارائه می دهد. در بخش 3 ، نتایج تجربی مبتنی بر روش اقتصاد سنجی سری زمانی به تفصیل ارائه و مورد بحث قرار می گیرد. بخش 4 نتیجه گیری و توصیه های این مطالعه را ارائه می دهد.
داده ها و روش شناسی
برای کشف رابطه بین دو متغیر ، FDI و تولید ناخالص داخلی در بنگلادش ، در این مطالعه از داده های جمع آوری شده از پایگاه داده شاخص های توسعه جهانی بانک جهانی استفاده شده است. این مجموعه داده ها شامل داده های سالانه (در میلیون ها دلار آمریکا) برای FDI و تولید ناخالص داخلی است که دوره 1972 تا 2017 را پوشش می دهد. ما متغیر تولید ناخالص داخلی را به عنوان یک سری واقعی اندازه گیری شده در دلار ثابت 2000 ایالات متحده در نظر گرفتیم. ما FDI را به عنوان یک جریان خالص گرفتیم و با استفاده از یک دستگاه تولید ناخالص داخلی آن را به یک واحد واقعی تبدیل کردیم. سپس هر دو سری را در یک لگاریتم طبیعی بیان کردیم.
برای تجزیه و تحلیل اقتصاد سنجی ، ما ابتدا از آزمون های ریشه واحد استفاده کردیم تا ترتیب ادغام سری داده ها را بررسی کنیم. پاورقی 1 ثانیه ، ما از رویکرد مدل سازی ARDL تقویت شده استفاده کردیم تا ببینیم آیا روابط بلند مدت بین متغیرها وجود داشته است یا خیر. سوم ، ما برای تعیین جهت علیت ، از یک آزمایش علیت گرنجر استفاده کردیم ، یعنی اینکه FDI باعث تولید ناخالص داخلی یا تولید ناخالص داخلی شده FDI شود. سرانجام ، ما چندین آزمایش تشخیصی را برای بررسی استحکام اعمال کردیم.
تست های ریشه واحد
برای آزمایش برای ثابت بودن داده های سری زمانی ، FDI و تولید ناخالص داخلی ، ما از Dickey-Fuller تقویت شده (ADF) استفاده کردیم ، Dickey-Fuller افزایش یافته حداقل مربع (DF-GLS) ، Kwiatkowski-phillips-schmidt-shin (KPSS) ،و آزمایش ریشه واحد لی-استرازیچیچ (LS). ما از آزمایش KPSS استفاده کردیم زیرا برخی از سری ها به جای داشتن ریشه واحد ، روند ثابت دارند (Kwiatkowski و همکاران 1992). شکل 1 برخی از روندهای شکسته در سری FDI را نشان می دهد. از این رو ، ما از آزمایش ریشه واحد Lee و Strazicich (2013) استفاده کردیم ، که امکان ایجاد یک ساختار ساختاری در هر دو فرضیه تهی و جایگزین را فراهم می کند ، تا ببینیم که آیا در سری داده ها وقفه ساختاری وجود دارد یا خیر.
آزمون افزودنی دیکی-فولر
این آزمون ADF با تقویت معادله ای انجام می شود که در آن شکل اختلاف تاخیر متغیر وابسته ∆Yt-iبه عنوان یک متغیر توضیحی برای ضبط هرگونه همبستگی سریال اضافه شده است (دیکی و فولر 1981). در زیر سه نوع آزمون ADF وجود دارد.
بدون روند ثابت و بدون:
خبرهای فارکس...
ما را در سایت خبرهای فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : شهره لرستانی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
9 تير
1402 ساعت: 14:25